شرکت آمود افراز آسمان با هدف ارائه‌ی خدمات تخصصی در حوزه‌ی طراحی، نظارت و اجرای پروژه‌های ساختمانی، در سال ۱۴۰۱ تأسیس گردید. این شرکت با شعار «آوردگاه طراحی و اجرا»، متشکل از تیمی متخصص و دارای پروانه اشتغال از سازمان نظام مهندسی، فعالیت خود را در عرصه‌ی ساخت‌وساز با رویکردی علمی، مدرن و آینده‌نگر آغاز کرد.

نگاه ما در آمود افراز، فراتر از اجرای صرف پروژه است؛ ما ساخت‌وساز را فرایندی علمی و میان‌رشته‌ای می‌دانیم که از شناخت بستر طرح آغاز و تا بهره‌برداری و نگهداشت پایدار آن ادامه می‌یابد. شرکت آمود افراز با تمرکز ویژه بر ساختمان‌های صنعتی، اداری و تجاری، می‌کوشد تا با تکیه بر پژوهش‌های نوین و شناخت عمیق از مصالح مدرن، فناوری‌های ساخت، و انرژی‌های تجدیدپذیر، فضاهایی خلق کند که در عین زیبایی و کارایی، با معیارهای توسعه‌ی پایدار نیز هم‌راستا باشند.

در مسیر ارتقای کیفیت طراحی و اجرا، تیم ما مطالعات گسترده‌ای در زمینه‌های درآمد پایدار در پروژه‌های ساختمانی، بهینه‌سازی مصرف انرژی، مصالح نوین و معماری هوشمند انجام داده است. نتایج این پژوهش‌ها مستقیماً در روند طراحی و اجرای پروژه‌ها به کار گرفته می‌شود تا حاصل کار، جلوه‌ای از دانش، تجربه و خلاقیت باشد.

از سوی دیگر، شرکت آمود افراز با درک نقش فزاینده‌ی علوم شناختی و نوروساینس در معماری، رویکردی انسان‌محور را در طراحی فضاها دنبال می‌کند. پژوهش‌های انجام‌شده توسط تیم تحقیقاتی ما در حوزه‌ی تأثیر فضا بر ادراک، رفتار و احساسات کاربران، به ما امکان داده است تا در پروژه‌های خود معماری مبتنی بر تجربه‌ی حسی و شناختی انسان را تحقق بخشیم؛ معماری‌ای که نه‌تنها زیبا و کارآمد، بلکه از نظر روانی و ذهنی نیز برای کاربران الهام‌بخش و آرام‌بخش است.

شرکت آمود افراز آسمان به عنوان مجری ذی‌صلاح سازمان نظام مهندسی، نماینده‌ی فنی کارفرما در تمامی مراحل ساخت محسوب می‌شود و مسئولیت اجرای دقیق پروژه بر اساس مقررات ملی ساختمان، ضوابط شهرسازی و نقشه‌های مصوب را برعهده دارد. کنترل کیفی اجرا، نظارت بر تطابق جزئیات ساخت با نقشه‌ها، هماهنگی بین پیمانکاران و رعایت الزامات ایمنی و زیست‌محیطی از ارکان جدایی‌ناپذیر عملکرد ماست.

در آمود افراز، ما معتقدیم ساختن یک بنا، خلق یک تجربه است؛ تجربه‌ای که از هم‌افزایی علم، هنر و تعهد شکل می‌گیرد.

لینک دسترسی رایگان به پادکست پادیاو 

 

 

 

درج آگهی 

 

 

 

 

 

جعفر ناصری زاده

چکیده

نظریه توسعه پایدار يكي از موضوعات پر تنش در معماری معاصر است ،در واقع  نوعی از توسعه می باشد که با بهبود کیفیت زندگی انسان در چارچوب ظرفیت اکوسیستمهای حامی مواجه است و به تعریفی ساده تر و فرایند گرا، توسعه ای است که سلامت انسان ونظام های اکولوژیکی را در بلند مدت بهبود مي بخشد. .هدف از توسعه پایدارعبارت است از:الف:تامین نیاز های اساسی.ب:بهبوداستانداردهای زندگی. ج:حفاظت ومدیریت اکوسیستم ها…طراحی پايدار در عرصه معماری و شهر سازی يک سبک جديد همانند مدرنيسم يا ديکانستراکشن نيست بلکه يک روش در تفکر طراحی است که اساس آن هماهنگی با طبيعت است . اما شناخت کویر که بیش از وسعت این سرزمین،ایران پهناور را فرا گرفته درجهت ايجاد توسعه پايدار موضوعي مهم وحياتي است،کویری که که در نگاه اول تجلی خشونت،خشکی و بی آبی است ولی درنگاهي عميق تر کویر مظهر زندگی،تلاش و سازندگی است.معماری کویر ایران به اصول وروشهایی دست یافته است که نه تنها تخریب وضایعه ای که را بر محیط تحميل نمی کند،بلکه فراتر از آن به عنوان عامل کمال بخشیدن به ماده نیز ایفای نقش می کند. .توسعه پایدارشهری نيز به عنوان يكي از عوامل توسعه پايداردر جهت تغییرتراکم وکاربری اراضی شهری درجهت رفع نیازهای اساسی مردم درزمینه مسکن,حمل ونقل,فراغت و…به گونه ای که شهرازنظرزیست محیطی قابل سکونت وازنظر اقتصادی قابل دوام وازنظراجتماعی دارای برابری باشد مورد كنكاش وبررسي قرارگرفته است

 

مقدمه:

امروزه اصطلاح معماری پایدار برای گستره وسیعی از رویکردهای حساس درمحیط به کار می رود.از معماری سنتی که به عنوان نوعی از معماری با گرایش به سمت پایداری بوم شناختی و اجتماعی شناخته می شود،تا معماري که باایجاد آشتی وتعامل میان تکنولوژی و اکولوژی کوشیده اند ،البته هر دو دیدگاه دارای اهداف مشترک هستنداماعقاید آنها در ارتباط با چگونگی دستیابی به اهداف مشترکشان متفاوت است با این وجود ویژگی های مفید اين دو را به کار می گیرند. تنوع و گوناگونی ازعواملی است که باعث تساوی وعدالت بيشتردرهر سيستمی می شود که از اساسی ترين اهداف توسعه پايدار نيز است.يک اصل معروف در ميان زيست شناسان و محيط شناسان وجود دارد که مناطقی که در آنها حيات وجود دارد،اگر دارای تنوع وگوناگونی بيشتری باشند،در مقايسه با مناطقی که يکنواختند و دارای تنوع وگوناگونی کمتری هستندسالم ترند.

اما در بررسي معماري كويركه بزرگترین حوزه ی آب ریز ایران،از دشت کویری مرکزی وحوزه ی کویر لوت تشکیل شده است،اصول وعوامل مرتبط با معماري پايدار امري قابل تامل است.  در شهرهای کویری شبکه بندی راهها ، تقسیم و قطعه بندی زمین و سازمان دهی فضا های پر و خالی از دو روش کاملاًمتفاوت تبعیت می نمایید شبکه راهها با نظمی ارگانیک و سلسله مراتبی منطبق بر شیب وجهت آبهای قنات ها ایجاد شده اند.

بازیافت و بهره برداری مجدد از ساختمانها را نیز میتوان از دیگر سنتهای معماری وشهر سازی ایران و به ویژه کویر دانست.هدف ما در اين مقاله بررسي شرايط معماري كوير وتوسعه پايدار در كوير به ويژه در شهر بم است.

 

 

چکیده انگلیسی:

Architecture Hnrtvsh Paydardrnzam ecological (ecological)
Vshhrsazy field of architecture in the desert

 

Abstract
in long-term ecological improves. . Goal is the development of Paydarbart: A basic needs. B: Bhbvdastandardhay life. (C) protecting ecosystems and management … sustainable design in architecture and urbanism as a new style or Dykanstrakshn modernism in design thinking is not a method that is based on harmony with nature. But the desert for more than two thirds the breadth of this land, Iran’s vast learned towards creating sustainable development issue LIFE, the desert, which at first glance, the  anifestation of violence, land and water, but Drngahy deeper desert symbol of life, work and. Development Paydarshhry as one of the sustainable development of urban lands for operation Tghyyrtrakm toward the basic needs of the field of housing, transport, leisure and … so that economically viable Vaznzr Vaznzrajtmay Shhraznzrzyst habitable environment is explored with equal has been monitored for.

 

 

تعریف توسعه پایدار:

انسان عصرمدرن باشعار ” سلطه برطبيعت ” بحرانهاي توسعه رابيش ازپيش دامن زد . دراين راستانيازبه مقابله باپيامدهاي سوء ،جهان صنعتي ومصرفي عصرحاضر،منجربه شكل گيري توسعه پايدارگرديد.

توسعه پایدار در تعریف دلالت بر دو جنبه مهم دارد:

1.توسعه پایدار به تعدادی از انتظام ها یا مناطق خاص محدود نمی شود بلکه قابل اطلاق به همه دنیا و هر چیز یا هر کسی در آن،چه در زمان حال و چه در زمان آینده است.

2.توسعه پایدار به تنهایی هدف نیست بلکه ادامه یافتن روند توسعه،هدف اصلی توسعه است.

 

طراحی پایدار:

 

یکی از راحل های دسترسی به توسعه پایدار تجدید نظر در ارتباط با الگو های ساخت و طراحی در زمینه های گوناگون زندگی بشری شامل طراحی های صنعتی،ساختمانی و شهری و…است.طراحی سبز،طراحی بر اساس طراحی های محیطی،طراحی اکولوژیکی،طراحی با طبیعت و…عناوینی است که امروزه در نتیجه تجدید نظر در ارتباط با الگو های ساختار رایج به وجود آمده اند.البته اساس همه این الگوها بر ساختن محیط در یک رابطه هماهنگ و هم زیست با محیط اطراف طراحی ومحیط هایی که اصول طراحی از آنها استخراج گردیده است،می باشد و به طور خلاصه یک شیوه طراحی است که اساس آن قوانینی است که از طبیعت منشأ می گیرند .

این شیوه طراحی معتقد به تلفیق دیدگاه ها در زمینه های انرژی ،محیط زیست واکولوژی (بوم شناسی)است.به عنوان مثال می توان طراحی سبز را در درون مثلثی در نظر گرفت که در سه راس آن انرژی و اقلیم و اکولوژی قرار دارد.در جایی که انرژی عامل تعیین کننده می شود طراحی حالتی متفاوتی نسبت به هنگامی که اکولوژی عامل غالب می شود،پیدا خواهد کرد.به همین دلیل است که ساخت یک خانه شهری با یک خانه روستایی متفاوت می شود.بنابراین طرح نهایی،نقطه ای در داخل این مثلث است که با توجه به غالب بودن یکی از رئوس،به آن سو گرایش پیدا می کند.

این دیدگاه درست در نقطه مقابل دیدگاه پیروان “سبک بین المل “است که معتقدند هر طرحی باید فاقد خصوصیات منطقه ای،شهری،منطقه ای و آب و هوایی باشد که در دوره پست مدرن مطرح گردید.همان گونه که تولیدات صنعتی مانند اتومبیل،هواپیما،یخچال،رادیو و دیگر تولیدات فاقد خصوصیات منطقه ای است .همان رادیویی که در اروپا مورد استفاده قرار می گیرد می تواند در روستا های آفریقایی نیز مورد استفاده واقع شود.

 

لزوم استفاده از معماری پایدار:

 

ساختمان ها و خانه ها ،به تنهایی مصرف یک ششم منابع آبی دنیا،یک چهارم چوپ برداشت شده و دو پنجم سوخت های فسیلی و مواد تولید شده دنیا را در اختیار دارد.به علاوه،ساختمان ها نصف گازهای گلخانه ای جهان را تولید میکنند.

طبق آمار های موجود،حجم ساخت و سازها در طی 20-40 سال آینده،دو برابر خواهد شد و این صنعت به یکی از پر مصرف ترین صنایع دنیا تبدیل خواهد شد.آلودگی موجود،ناشی از بی کفایتی طراحان و هدر دادن منابع موجود در طرح های نادرست است.مواد آلوده کننده،دست ساز جوامع بشری اند و باعث بیمار شدن محیط زیست پیرامون مان شده اند.در یک سیستم زیستی ناسالم،در نهایت آلودگی محیط زیست را برای انسان ها به دنبال خواهد داشت.یکی از طرز فکر هایی که باعث شده تا نسبت به آلودگی بی تفاوت باشیم،این است که خودمان را از طبیعت جدا فرض می کنیم در حالی که به واقع خودمان جزیی از طبیعت هستیم.

 

 

طراحی پايدار در عرصه معماری وشهرسازی:

 

طراحی پايدار در عرصه معماری و شهر سازی يک سبک جديد همانند مدرنيسم یا ديکانستراکشن نيست بلکه يک روش در تفکر طراحی است که اساس آن هماهنگی با طبيعت است.به هر شکل در طراحی پايدار ساختمان و شهر به مانند موجودات زنده در نظر گرفته می شوند که غذا می خورند(مصرف سوخت)،ضايعات پس ميدهند،دارای عمر می باشند،پير می شوندودر نهايت می ميرند.يعنی ساختمان نيز مانند ساير عناصر موجود در طبيعت دارای سه فرايند پيدايش،رشد و زوال می باشد و به عنوان جزيی از طبيعت بايد در چارچوب آن باشد نه فراتر از آن و به سوی پايداری حرکت نمايد.

 

اصول طراحی پايدار در زمينه های معماری و شهر سازی:

 

اين اصول شامل موارد زير می باشد:

1.گوناگونی 2.اقليم 3.هويت فرهنگی ومنطقه ای 4.پوشش ساختمان ها 5.جانمايی و چيدمان فضاها 6.مصالح ساختمانی 7.تکنولوژی جايگزين و گوناگونی تنوع.

تنوع و گوناگونی از عواملی است که باعث تساوی و عدالت بيشتر در هر سيستمی می شود که از اساسی ترين اهداف توسعه پايدار نيز است.يک اصل معروف در ميان زيست شناسان و محيط شناسان وجود دارد که مناطقی که در آنها حيات وجود دارد،اگر دارای تنوع وگوناگونی بيشتری باشند،در مقايسه با مناطقی که يکنواختند و دارای تنوع وگوناگونی کمتری هستند سالم ترند.

به عنوان مثال يک جنگل بارانی با يک زمين کشاورزی مقايسه می کنيم در جنگل بارانی گونه های  گونه های مختلف از زندگی و حيات در کنار همديگر وجود دارند و اگر دست بشر به آن کاری نداشته باشد سالهای سال به زندگی خود ادامه ميدهد در صورتی که يک زمين کشاورزی،برای ادامه حيات خود نيازمند نگهداری انسان همانند شخم زدن و کود پاشيدن و…است.در ارتباط با مسائل شهری نيز اين امر صادق است،محله های شهری که در آن همسايگی ها،دارای کاربری يکسان هستند باعث بالا رفتن نياز ساکنين به اتومبيل وحمل نقل بيشتر شده ومصرف بيشتر انرژی وکاهش کيفيت هوا را در پی دارد،در حاليکه با طراحی کاربری های متفاوت در همسايگی ها،در يک بافت مشخص،تا 44%از هزينه های مصرف کنندگان و شهرداری ها کاسته خواهد شد و همچنين آلودگی هوا نيز تا 45%کاهش می يابد.به عنوان مثال در شهر تهران بسياری از شهرهای بزرگ در صد زيادی از مسافرت های درون شهری برای رفع مايحتاج اوليه زندگی است که با توزيع کاربری های مناسب مسکونی و تجاری و آموزشی واداری در يک بافت مشخص می توان از هزينه های زيست محيطی اين گونه مسافرت ها بر بافت شهر های بزرگ کاست.در مورد برج های بلند و آپارتمانی نيز اين امر صادق است.آپارتمان های مسکونی در بالای يک مجموعه تجاری سبب افزايش زندگی اجتماعی و کاهش وابستگی ساکنان به اتومبيل و حمل و نقل برای بر طرف کردن نيازهای اساسی شان می گردد.

 

معماری و شهرسازی مناطق کویری و حاشیه ی کویر در ایران

بزرگترین حوزه ی آب ریز ایران،از دشت کویری مرکزی و حوزه ی کویر لوت تشکیل شده است. دشت کویر مرکزی ایران از شمال توسط رشته جبال البرز و از شرق با کوه زاگرس محصور است. این رشته جبالها باعث جلوگیری از جریان بادهای باران آور به داخل حوزه ی آب ریز شده اند. حوزه ی آب ریزمرکزی ارتفاع متوسط حدود یک هزار متر از سطح دریا را داراست و در مجموع از تنوع قابل توجهی از نظر ارتفاع از سطح دریا ،جهات جغرافیایی و بادهای غالب برخوردار است. میزان بارندگی در دشت کویر مرکزی ایران بسیار کم (حدود هفتاد میلی متر در سال) برآورد شده است.پوشش گیاهی فقیر ،زمین شوره زار و تراکم بسیار کم جمعیت از ویژگیهای مناطق کویری مرکزی محسوب میگردند. تابش مستقیم آفتاب در این مناطق شدید است و 700تا 800

کیلو کالری در هر ساعت در متر مربع در سطوح افقی انرژی تولید می کند و باافزایش پرتوی منعکس شده از سطوح بایر زمین ،شدت آن بیشتر می شود. آسمان این مناطق در بیشتر مواقع سال بدون ابر است ولی معمولا بعد از ظهرها در اثر گرم شدن و حرکتلایه های هوای نزدیک به زمین مه و طوفان گرد و غبار پدید می آید. رطوبت کم و نبودن ابر در آسمان باعث میشود دامنه ی تغییرات دمای هوا در این مناطق بسیار زیاد شود. درجه حرارت بالا در روزهای فصول گرم، و اختلاف زیاد بین شب و روزاز دیگر ویژگیهای این مناطق است. درجه حرارت حوزه های مختلف این مناطق به موقعیتجغرافیایی ،ارتفاع از سطح دریا ،جهت و خصوصیات باد بستگی دارد.اغلب شهرهای حوزهمرکزی ایران در حاشیه ی کویر واقع شده اند. چرا که شرایط زیستی مطلوب تری نسبت بهسایر قسمتها در آن مناطق فراهم است. بررسی ویژگیهای کالبدی بافتهای کویری را میتوان به طور کلی در دو سطح مورد توجه قرار داد: در مقیاس کلان شامل مکان یابی، نحوه یاستقرار ،شبکه بندی و نوع معابر و بافت کلی شهر و در مقیاس خرد شمال عناصر معماری وتکنیکهای ساخت و طراحی.

 

مکان یابی:

مکان یابی مجتمعهای زیستی تحت تاثیر عوامل متعددی صورت گرفته است که از آن جمله میتوان به جنس زمین، مقاومت خاک ،حاصلخیزی و قابلیت جذب آب، نوع پوشش گیاهی، میزان دسترسی به منابع آب و سرانجام ویژگیهای اقلیمی منطقه اشاره کرد. در این میان زمین و آب از عوامل حیاتی در مکان یابی زیست بوم ها تلقی می شوند و اقلیم و نوع پوششهای گیاهی در شیوه ی استقرار،میزان تراکم تاثیر گذار خواهد بود. بنابراین میتوان گفت که هر کجا آب به اندازه کافی در دسترس بوده و به تبع آن خاک مناسب نیز مهیا بوده سکونتگاهی نیزشکل گرفته است. با اختراع قنات که ابداع آن توسط ایرانیان محرز  است، آب از فاصلههای 20، 30 و 40 کیلومتری به روی زمین آورده شده است. نکته دیگر در مکان یابی شهرهاو آبادیهای کویری حفظ فاصله ی مجاز برای آب دهی قناتهاست که عامل تعیین کننده ایبرای فاصله ی آبادیها از هم محسوب میشود. به طور کلی قناتها در زمینهای با بافت شنی و آبادیها در قسمتهای ریزدانه، نزدیک به زمینهای قابل کشت واقع شده اند. استقلال وخود کفایی، عدم نیاز به انرژی فسیلی، بهره برداری متعادل از آبهای تحت الارضی وحفاظت از محیط زیست را میتوان به عنوان ویژگیها و فواید قنات در جهت توسعه پایدارذکر نمود، منطقه دامنه ی جنوبی کوههای البرز و ضلع شمالی کویر مرکزی ایران ازپرتراکم ترین حوزه های زیستی در حاشیه ی کویر است.

شکل 1- مکان یابی منطقه کویر

 

 

بافت فشرده:

شهرهای سنتی مناطق کویری ایران عمدتا از یک بافت فشرده و به هم پیوسته ساخته شده است. تحقیقات جدید نشان داده است،میان مفهوم (شهر پایدار) و مفاهیم (تراکم و فشردگی) روابط معنی داری وجود دارد چراکه تامین آسایش اقلیمی و صرفه جویی در مصرف انرژی به واسطه تقلیل سطوح در معرض تابش خورشیدی ابنیه و بافت شهری و از طریق ایجاد فشردگی صورت می پذیرد. این اصل در سازمان کالبدی شهرهای کویری ایران از طریق در هم فشرده بودن واحدهای مسکونی، به گونه ای که برخی از واحدهای مسکونی حتی از چهارجانب به واحدهای دیگر متصل باشند، رعایت شده است.

 

کمربند سبز:

بافت فشرده ی شهر اغلب با یک کمربند سبز متشکل از باغات میوه و مزارع کشاورزی محصور است. بدین ترتیب بازتاب گرمای خورشید از خاک تشنه و سوزان کویر که سبب افزایش شدید دما میشود به حداقل می رسد. فضای سبز اطراف شهر نقش مهمی در حفاظت بافت مرکزی در مقابل بادهای کویری، گرد وغبار و خشکی هوای کویر ایفا می کند و از عوامل مهم در تهویه ی شهر محسوب می شود(اکوسیستم طبیعی و مصنوع در مقیاس کلان).

 

نظم ارگانیک:

در شهر های کویری شبکه بندی راهها ، تقسیم و قطعه بندی زمین و سازمان دهی فضا های پر و خالی از دو روش کاملاًمتفاوت تبعیت می نمایید شبکه راهها با نظمی ارگانیک و سلسله مراتبی منطبق بر شیب وجهت آبهای قنات ها ایجاد شده اند، در حالی که قطعه بندی زمین نا منظم و ساختمانهابا نظم هندسی(به دلیل مسائل اقلیمی) ساخته شده اند. وجود این معابر غیر مستقیم، پرپیچ و خم و کوچه و گذر های سر پوشیده(ساباط)، از یک طرف مانع ورود بادهای مزاحم است از طرف دیگر به دلیل دارا بودن عمق زیاد، بیشترین سایه را تأمین میکند. نحوه ی استقرار ساباطها که از ویژگی های بارز شهر سازی کویری است، انسان پیاده را در مسیرحرکت خود در یک توالی مناسب در فضای سایه قرار می دهد. در خیلی از ساباطها، ورودی چند خانه مجتمع شده است که از نظر حس همسایگی و همبستگی محله ای حائز اهمیت است. محصوریت، سلسله مراتب و رعایت حریمها و عرصه های اجتماعی به واسطه ی این شهرسازی محقق می شود که به پایداری اجتماعی شهر های کویری کمک به سزایی کرده است.

 

جهت گیری (رون) :

در مجموعه های سنتی کاربرد واستفاده از منابع و انرژی های طبیعی یکی از اصول ساخت و سازمان فضایی آنها است. خانه های قدیمی در بافتهای کویری از نظر وضعیت استقرار در جهت قبله قرار دارند. این جهت گیری از لحاظ اقلیمی شرایطی را به وجود آورده است تا فضاهای تابستانی و اتاقهای زمستانی به طور منطقی در طراحی فضاهای زیستی جایگاه خویش را بیابند. جهت گیری مناسب علاوه بر حفاظت ساکنان در مقابل گرمای مستقیم آفتاب، از ورود بادهای نامناسب نیز جلوگیری می نماید.

شکل 2-جهت گیری بنا ها

شکل 2-جهت گیری بنا ها

درون گرایی:

حیاط مرکزی اصلی ترین فضای خانه های کویری است. تأمین هوای خنک و مطلوب برای هر واحد مسکونی با محفوظ کردن حیاطهای عمیق و تنفس خانه های به هم فشرده از داخل این حیاطها امکان پذیر گشته است. حیاط ها که از همه طرف با فضاهای سر پوشیده محصور شده اند، همچون گودالی هوای خنک شب را در خود ته نشین کرده و در روز گرم مورد استفاده قرار میدهند.

 

سطوح سبز:

باغچه ها ، درختان کم آب خواه، ضمن تأمین سایه و ایفای نقش در تولید و ایجاد زیبایی، فقر رطوبت محیط را جبران میکنند. این سطوح سبز با جذب پرتوهای تابشی خورشید مانع انعکاس دوباره پرتوها و افزایش ناخواسته گرما میشوند. به عبارتی همه عناصر متشکله خانه دست به دست هم میدهند تا اقلیمی کو چک (در مقایسه با اکوسیستم کلان) و قابل زیست برای انسان فراهم سازند.

 

تجهیزات و سیستمهای غیرفعال:

یکی دیگر از شیوه های متداول در معماری شهر های کویری که به امر صرفه جویی در مصرف انرژی یاری می رساند.

“کاربرد تجهیزات و سیستمهای طبیعی است. عناصر و تأسیساتی نظیر (بادگیر ها)، (آب انبارها)، (یخچالها) و (آسیابهای بادی و آبی) در شهر های کویری، خدماتی را که امروزه وسایل برقی با صرف انرژی تأمین می نمایند به گونه ای کم هزینه تر پاسخ می داده اند.

بادگیرها سیستم تنفسی شهرمحصوب میشوند. بادگیرها که نوعاً از مصادیق بارز استفاده از انرژیهای پاک به حساب می آیند، به تالار ، حوضخانه، کلاه فرنگی و زیر زمین مربوط می شوند و شرایطی رافراهم می آورند تا جریان هوا در داخل ساختمان برقرار شود و ضمن تماس با عناصر رطوبت زا، مثل حوض، باغچه، درختان،  

جداره زیرزمین، جوب و پایاب، کمبود رطوبت زمین راجبران و محیطی مطبوع را برای زندگی در ایام گرم و طاقت فرسای تابستان برای ساکنان فراهم آورند. بادگیر گذشته از عملکرد آن نمایشگر تشخص و منزلت اجتماعی صاحب آن نیزهست که از طریق ارتفاع و نوع تزئینات آن شناخته میشود. در برخی شهر ها همچون زواره وجود بادهای نا مناسب در تابستان یا زمستان یا عدم امکانات مالی و فنی لازم جهت ساخت بادگیر موجب شده است، چهار صفه به عنوان زیبا ترین و شگفت انگیز ترین نشانه ی بارز شهر شکل گیرد. دو دالان عمود بر هم که به کمک هوا کش مرتفعی در محل تقاطع دالانها، هوای مطبوع حیاط را از طریق دهنه ی روبرو به حیاط دالان به داخل خود مکیده و هوای گرم که زیر سقف جمع شده از طریق هوا کش خارج می سازد. این عمل درست بر خلاف عمل بادگیر است که بادهای مطبوع بالای سطح شهر را به درون خود می کشد و به اتاق ها میفرستد. حفظ خنکی هوای اتاق در تابستان و حفظ گرمای آن در زمستان در شرایط مشقت بار کویری اصل بسیار مهمی است که با استفاده از ظرفیت حرارتی مصالح صورت میگیرد. استفاده از دیوارهای خشتی زخیم و سقفهای به ناچار منحنی خشتی، که تنها مصالح قابل دسترس در کویرند، به دلیل خاصیت انباشت گرما در خود و هدایت تدریجی آن، همچون خازنی برای حفظ گرما یا خنکی داخل اتاق عمل میکنند و وجود حداقل بازشوها شامل در و پنجره،این خاصیت را خنثی نمی نماید. سقفهای منحنی باعث میشوند پرتوی تابشی خورشید تنها دریک نقطه عمودی ترین حالت خود را داشته باشد و در نتیجه گرمای کمتری تولید می شود. ارتفاع بلند اتاقها که حاصل انحنای سقف است حجم زیادی از هوا را در داخل خود جای داده است و مانع گرم و سرد شدن سریع اتاق می شود. بالاخره در شرایطی که هیچ یک ازراه حل های یاد شده توان مقابله با لحظات طاقت فرسای ظهر تابستان کویر را نداشته باشد، اتاقهای خنک و مرطوب در زیر خاک که به علت خاصیت جذب تدریجی گرما و سرما،نوسان شدید روزانه و سالیانه را در خود مستهلک کرده و دما را به نحو قابل ملاحظه ای تعدیل می کند، آخرین راه حلی است که توسط مردم کویر مورد استفاده قرار گرفته است.

 

شکل 3-عناصر وتاسیسات بومی

 

مواد و مصالح ساختمانی:

علاوه بر طرح و ساخت ساختمانهابا توجه به مسائل اکولوژیک، تولید مواد مصالح ساختمانی نیز با حداقل تخریب و آسیب رسانی به محیط زیست و با حداقل مصرف انرژی های فسیلی، عدم ایجاد زباله های ساختمانی سخت و غیر قابل جذب در طبیعت انجام میشود. نوع مصالح ساختمانی مصرفی در ابنیه عمدتاً خشت و آجری است که عموماً از خاک ناشی از گود برداری و پی کنی محل ساختمان به دست می آمده، و در ترکیب با مصالح دیگر ی ، که آن مصالح نیز بعضاً مانند (کا)،خود محصول جانبی فعالیتهای کشاورزی بوده اند،در امر ساختمان سازی به کار رفته اند. به عبارت دیگر تامین مصالح همگی از منابع بومی است و بوم آورد تلقی میشوند.

 

بازیافت:

در مکتب معماری کویری دورریختن معنی ندارد. از هر چیز استفاده میشود، حتی (کواره)، یعنی کوزه شکسته و تکه تکه شده که تحت عنوان (گاز) در ایجاد بنا ، نقش سازه ای مهمی به آن واگذار میشود. بازیافت و بهره برداری مجدد از ساختمانها را نیز میتوان از دیگر سنتهای معماری وشهر سازی ایران و به ویژه کویر دانست. (کموا) یعنی نخاله های حاصل از تخریب ساختمانهای گلین، توسط کشاورزان بار دیگر وارد چرخه تولید میشود و به عنوان مرغوبترین خاک کشاورزی، تولدی دوباره میابد. همزمان از گل کهنه باغات نیز برای تولید خشت و ایجاد فضاهای معماری استفاده میشود.

به هر حال با تعاریفی که در بالا برای معماری پایدار در کویر عنوان شد میتوان گفت که طراحی پایدار یعنی حداکثر کارایی با حداقل ابزار.

 

نتیجه گیری

احداث ساختمان با استفاده از فناوری به عنوان جزئی از محیط زیست ،تنها یک تئوری نیست،ایجاد ساختمان های سبز برای ادامه بقا و حفظ محیط زیست یک ضرورت است.آخرین سبک موجود معماری یعنی اکوتک،پایبندی به حفظ محیط زیست با استفاده از تکنولوژی را ،شعار خود قرار داده و فناوری را در خدمت محیط زیست و آسایش انسان قلمداد می کند.این سبک تحول عمیقی را در زمینه ی معماری پدید آورده است.

به طور کلی می توان گفت با نگرش طراحی و ساخت بنا های پایدار ، آسیب کمتری به محیط زیست وارد می شود و با صرفه جویی در سوخت های فسیلی  و استفاده از انرژی های پاک از منابع و ثروت موجود ،بهره برداری مناسب تری به عمل خواهد آمد.

 

 مقالات مرتبط 

تاثير فرهنگ بر معماري

تئـوری گشتـالت Gestalt psychology

” جهل ” عامل اصلی تخریب آثار تاریخی

 

صنعت گردشگری نیاز امروز کشور

طراحی محیطی در معماری

 منابع ومواخذ:

1-برگرفته شده از مجله معمار شماره 39

2-غفاری، علی. زواره نمادی از اسطوره ی کویر، دفتر پژوهشهای فرهنگی، تهران.

3-قهرمانی، ابوالفتح.یزد نگین کویر( مجموعه اطلاعات  و راهنمای سیاحتی)، دفتر نخست،چاپ اول.

4-کسمایی، مرتضی.  اقلیم و معماری، نشر خاک، چاپ اول.

5-غفاری، علی،((نظام استقرار و فرم معماری و شهر سازی در توسعه ی پایدار))  (نمونه مناطق حاشیه کویر ایران)، مجله ی صفه، شماره 34.

6-طاهباز، منصوره، ((اصول یک معماری کویری))، مجله صفه، شماره 32.

7-نقی زاده، محمد.((جهان بینی اسلامی، توسعه ی پایدار و شهرهای بیابانی ایران))، مجله محیط شناسی، شماره 27.

8-گلکار، کورش.((طراحی شهری پایدار در حاشیه ی کویر))، مجله ی هنرهای زیبا،شماره 8.

9-محمدزاده،محمد. ،((الگوی نظری جهان پایدار))، فصلنامه ی معمار، شماره 26.

10-موسوی،میرسعید. ،((بوم شناسی در معماری نورمن فاستر))، فصلنامه ی معمار، شماره 26.

11-الكساندر،كريستوفر،توري جديد شهري،ترجمه شركت طا ش ،1373

12-پور جعفر،محمدرضا،مباني بهسازي ونوسازي بافت قديم شهرها،دانشكده هنر ومعماري تربيت مدرس،1378

13- بحريني- سيدحسين.(1376):((شهرسازي وتوسعه پايدار))رهيافت.شماره هفدهم.ص18-21

14-چرمايوف .سرخ.الكساندر.كريستفر.عرصه هاي زندگي جمعي وزندگي خصوصي. منوچهر مزيني .      انتشارات دانشگاه تهران.1382.

15-صرافي،مظفر(1375):(توسعه پايدارومسوليت برنامه ريزي شهري)معماري وشهرسازي،شماره35،ص26و29

16-حسین زاده دلیر،کریم،1375،عوامل ساماندهی مکان،دانشگاه تبریز17-حسین زاده دلیر،کریم،1375،تکنیکها و اصول برنامه ریزی شهری،دانشگاه تبریز18 -بحرینی،حسین،1382،توسعه و توسعه پایدار،یک تحلیل نظری،سمینار محیط زیست و توسعه پایدار

19-کاظمی محمدی،سید مهدی،1378،ارزیابی توسعه پایدار در توسعه شهری،دانشگاه تربیت مدرس

20-مكتول،رضا.(1374).توسعه پايدار،مجله بنا،شماره 1،تهران،صفحه5

 

 

مقدمه :

وجه تمایز عمده تحولات تاریخی انسان دوره عصر حجر جدید ( نوسنگی ) از دوره عصر حجر قدیم (پارینه سنگی) اهلی کردن دام، دانه و رهایی از دوره گردی برای شکار و توان گرد آوری آذوقه سالیانه با تلاش شخصی بود.او با گرد آمدن به دور یکدیگر به ایجاد جامعه روستایی و دستیابی و اشاعه روش های اصلی معماری با چوب ، آجر و سنگ گردید.

سیر تکامل تدریجی و شکوهمند معماری در عصر تمدن ها و حکومت های گوناگون در شرایط اقلیمی متفاوت و در تقابل با بلایای مختلف طبیعی در طول تاریخ ، توسط بشر به منظور تامین نیازهای متفاوت متنوع و روبه گسترشش و به دست توانا و اندیشه های نو و خلاقانه اش محقق گردید و هم او بود که برای دستیابی به تمنا ها و آرزوهای بلند سرگشته خویش ، نقش مخربی همچون بلایای طبیعی بر دست ساخته های خویش ایفا نمود که در این مقاله به شرح عوامل تاثیر گذار و مخرب توسط انسان پرداخته می شود .

 

اثرات مخرب بر معماری به دو طریق عمده 1- به وسیله عوامل طبیعی 2- عامل انسانی(غیر طبیعی) بوجود می آید.

 

 

1-عوامل طبیعی

عوامل طبیعی تاثیر گذار و تخریب کننده بر معماری از قبیل زلزله ، سیل ، طوفان ، گرد باد ، جا به جایی لایه های زمین  آتشفشان ها و همچنین سایر موارد مشابه که خارج از اختیار بشر است می باشد که همواره انسان در صدد شناخت این عوامل و دستیابی به راهکارها و فناوری های جدید به منظور مقابله و اتخاذ تمهیدات پیشگیرانه جهت مصون بودن از آن در تلاش و کوشش است.

 

2-عوامل انسانی (غیر طبیعی )

از جمله موارد مهمی که انسان به صورت عمدی و غیر عمدی موجب تخریب در بنا ها و سازه های ایجاد شده توسط خویش می گردد ، شامل :

1-جنگ

2-آتش سوزی

3-انفجار

4-تغییر کاربری

5- عدم مطالعات کافی در شناخت وضعیت و شرایط اقلیمی و موقعیت زمین

6-عدم برنامه ریزی ، امکان سنجی ، تدارکات و بهره گیری از نیرو های انسانی نا کار آمد

7-عدم شناخت عوامل آسیب گذار محیطی ، نگهداری و بازسازی و مرمت به موقع

8-عدم بهره گیری از استاندارد ها و دستورالعمل های مربوطه

9-بهره گیری از مواد مصالح نامرغوب (غیرکیفی) و ابزار آلات و تجهیزات نامناسب

10-عدم رعایت بند های 5 تا 9 فوق که موجب کاهش عمر مفید بنا ها و سازه های ایجا شده می گردد

11-عدم شناخت عوامل شیمیایی خوردگی ، فرسودگی ، عایق بندی و ایزو لاسیون های مناسب

12-عدم مطالعات ، طراحی دقیق شبکه های تاسیسات ، برق و سایر موارد تخصصی مورد نیاز و بهره گیری از ابزار و تجهیزات غیر استاندارد و نیروی انسانی نا کار آمد

13-سایر موارد

 

الف – قبل از ایجاد معماری (بنا وسازه ها )

شناخت دقیق نیاز و کار بری مورد نظر از بنا و سازه هایی که قرار است در آینده ایجاد گردند از موارد بسیار مهمی است که می بایست در ابتدا تعریف دقیق آن صورت گیرد و متعاقبا” مراحل فاز صفر ،فاز یک، فاز دو ، فاز سه به همراه کنترل نظارت و مشاوره تخصصی به طور منظم و مطابق با جدول زمان بندی با رعایت استانداردها و دستورالعمل های مربوطه (مطابق با بند های 5،6،7،8،9،10،11،12 بخش عامل انسانی) طی گردد.

ب – بعداز ایجاد معماری ( بنا و سازه ها )

انسان در تقابل و ستیز با یکدیگر موجب تخریب محیط زیست خویش به انهای گوناگون می گردد که شامل:

– جنگ ، آتش سوزی ، انفجار  ، حفاری ، سرقت و …..

تغییر نیاز بشر به موجب تحولات ایجاد شده ناشی از تغییر مداوم شرایط فرهنگی ، اجتماعی و فناوری های ابداع شده همواره تغییراتی را در محیط زیست خویش ایجاد می نماید که از جمله برخی از موارد مهم آن شامل :

– گسترش روستا ها ، شهرها ، بزرگراه ها ، فرود گاه ها ، ترمینال ها ، (شبکه های ارتباطی) ، صنعتی شدن (تبدیل شدن کار گاه ها ، واحد های صنعتی و خدماتی کوچک به کارخانجات ، مراکز صنعتی بزرگ و خدماتی گسترده )

– افزایش جمعیت ، تامین نیاز های گروه های سنی و جنسی متفاوت

– تغییر کاربری (تامین نیاز جدید) که موجب تخریب ، باز سازی ، گسترش و دگرگونی وضعیت محیطی قبلی می شود.

– عدم رسیدگی ، نگهداری و مرمت بنا ها و سازه ها

– تخریب به موجب تغییر کاربری محیط های مجاور و در معرض قرار گرفتن آلودگی های دما ، صوتی ، شیمیایی فرسودگی و ریزش لایه های زیرین پی ، حفاری و سایر موارد

هم اکنون برخی از موارد مهم فوق را در آثار های معماری گذشته به شرح ذیل می پردازیم :1

1-آثارمخرب ناشی از جنگ:

هر جنگ ویرانی، کشتار و آوارگی بدنبال دارد و هر عقل سلیم آغاز جنگ را برنمی تابد. میراث هر نزاع و جدالی در طول تاریخ بشر بجز عقب ماندگی اقتصادی، فرهنگی و سیاسی اجتماعی نبوده و امروز ابنای بشر با نگاه به گذشته در تلاشند تا از هر جنگ و نزاعی پرهیز کنند.

اما در این میان دفاع مقوله ای است از جنس دیگر و مسلماً هر ملتی که مورد تهاجم نظامی بیگانه قرار گیرد حق دارد تا از خود دفاع کند و این در مورد هشت سال دفاع مقدس مردم ایران نیز صدق می کند.
تاریخ ایران بیانگر آن است که این سرزمین زادچاه نخستین تمدنهای بشری است و مسلماً در سراسر این مرز و بوم آثار باستانی بسیاری از آن دوران پرافتخار بجامانده است.
وقوع جنگ تحمیلی بجز آنکه باعث تخریب بسیاری از شهرها و روستاهای کشور شد صدمات و لطمات بسیاری نیز به آثار باستانی این مرز و بوم وارد کرد.
وقوع جنگ تحمیلی و درگیری ۵ استان کشور سبب شد تا بخش بسیار زیادی از آثار باستانی این سرزمین آسیب دیده و تا مرز نابودی کامل پیش رود. حملات هوایی دشمن و همچنین حمله توپخانه ای به شهرهای مرزی عمده خسارات را به این آثار و ابنیه وارد نمود تا آنجا که «خانه معتمد وزیری» در شهر سنندج دچار پنجاه درصد تخریب شده و نهایتاً از آن بنا امروز فضای سبز جامانده است.
در استان آذربایجان غربی تپه تاریخی ربط مورد بمباران قرار گرفته و آسیب دیده است. همچنین قلعه تاریخی سنیگان در شهر اشنویه در اثر حملات هوایی دشمن بطور کامل تخریب شده است.
استان کرمانشاه نیز از این حوادث تلخ جان سالم بدر نبرد و در طول ۸ سال دفاع مقدس بنای عمارت خسرو در قصرشیرین، بنای چهارقاپی، کاروانسرای عباسی که متعلق به دوره صفوی است و بنای تاریخی بان قلعه در قصر شیرین تا مرز تخریب کامل آسیب دیده است.
در شهر کرمانشاه نیز خانه صادرم الدوله، تکیه معاون الملک و تکیه بیگلربیگی از گزند دشمن در امان نماند.
مناطق باستانی و بناهای تخریب شده در استان ایلام شامل قلعه والی در شهر ایلام، قلعه پوراشرف دره شهر در روستای شیخ مکان و قلعه گنجانچم در نزدیکی شهر مهران از جمله این مناطق است.

– خسارات جبران ناپذيري بر مسجد جامع اصفهان بر اثر حمله موشکي عراق وارد شده و از جمله ضلع جنوب شرقي مسجد که به بازار متصل مي گردد خراب شده است.

– بيش از 150 موشک که هر يک حاوي 700 تا 800 کيلوگرم مواد منفجره قدرتمند بوده و صدها خمپاره، ساختار قديمي شهر دزفول را ويران کرده است. قريب نيمي از بخش قديمي شهر دزفول نابود شده و ديوارهاي مسجد جمعه که ارزش باستاني دارد نيز فرو ريخته است.

 

شوش که از نظر باستان شناسي اهميتي استثنايي دارد، صدمات وسيعي ديده است. خسارات وارد شده به بناهاي تاريخي، مقبره دانيال نبي، قلعه شوش، موزه و منطقه حفاري هاي باستان شناسي بسيار تأسف آور است؛ از جمله، تمام شيشه ها و نيز ظروف سفالين در محوطه دروني بناي قلعه شوش خرد شده است.

– خسارات مهمي به بقعه مذهبي امامزاده عبدالله، حصار سلاسال، پل تاريخي واقع بر روي رود دز در شهرستان شوشتر وارد شد محوطه باستانی ایران کرخه، تپه های دوسلق، تپه باستانی فکه، تپه های باستانی ام دبس، محوطه باستانی چغازنبیل، بنای تاریخی کوشک حمیدیه، قلعه باستانی شوش، قدمگاه حضرت ابراهیم خلیل و… در استان خوزستان از دیگر آثار باستانی است که در طول هشت سال دفاع مقدس تخریب شده است.در کرمانشاه مسجد جامع، تکيه بيگلربيگي و تکيه معاون الملک در اثر حملات موشکي و بمباران هاي مکرر خسارت ديده است.

2-آثار مخرب ناشی از حفاری های غیر مجاز:

: همواره بشر در طول زمان به عنوان اولین عامل آسیب رسان به آثار پیشینیان خود معرفی شده که این در مورد آثار خشتی به علت ناپایدار بودن مصالح آن همیشه بیشتر نمود داشته است .

تخریب آثار تاریخی منفرد و نیز بافت کهن شهرها در راستای توسعه شهري و نیز ساخت وسازهای جدید حاصل از افزایش گرايش نسل نو به زندگی مدرن، و هم چنین پدیده هولناک واندالیزم  یا هنرستیزی ، همگی از آثار و عوامل تخریب انسانی محسوب می گردند. اما یکی از مهم ترین نوع از آسیب های دست بشر آسیب های ناشی از حفاظت و مرمت های غلط می باشد. این گونه آسیب را بدون اغراق می توان مخرب ترین آسیب انسانی دانست. استفاده از تکنیک و روش اشتباه مرمتی و یا مواد و مصالح نامرغوب درمرمت علاوه بر اتلاف هزینه سنگین ، یک اثر تاریخی را در مقابل عوامل آسیب رسان درونی و بیرونی شکننده تر می کند.

الف). ارگ بم :

بخش عظیمی از تخریب ارگ بم در زلزله سال 83 مربوط به بخش های مرمتی این بنای سترگ و با شکوه می باشد. در زیر به ذکر مثالی دیگر می پردازیم:

 

ب ).قلعه تاریخیچوار قلا:

 

قلعه تاریخی چوار معروف به قلا در 12 کیلومتری غرب شهر چوار و 2 کیلومتری شهر ایلام بر سر راه چوار به نواحی مرزی با کشور عراق واقع شده است. مجموعه بناهای این دژ بر فراز و دامنه های ناهمواری که حدود 3 متر از دامنه های پیرامونی ارتفاع دارد ساخته شده است. زمین های کشاورزی با کشت دیم جهات شمال و شرق این قلعه را تشکیل می دهد. رودخانه قلا در جنوب آن جاری است و در غرب آین اثر باستانی یک پرتگاه طبیعی است. این قلعه به صورت دژی مستحکم ساخته شده است و شامل سه قسمت است: بنای اصلی قلعه  دیوارهای جانبی و دیوارهای بلندی که از راس تپه تا سطح زمین هایی که به نظر می رسد همانند سایر قلعه های محدوده غربی زاگرس کاربرد نظامی داشته است. موقعیت قلعه و سبک معماری بنا این نظر را تقویت می کند. این اثر مهم تا کنون مورد بررسی و کاوش علمی قرار نگرفته است. مدیریت میراث فرهنگی استان اخیرا نسبت به شناسایی و مستندسازی آن اقدام نموده است که قدم آغازین در جهت بررسی و پژوهش علمی آن تلقی می گردد. برخی نویسندگان محلی در نوشته های خود از این قلعه و موقعیت آن مطالب اندکی ارائه داده‌اند. شواهد فرهنگی به جای مانده از این اثر نشان می دهد که احتمالا دراواخر دوره تاریخی و قرون اولیه اسلامی مورد استفاده قرار گرفته است.مواد اصلی بکار رفته در برپایی آثار بنای قلعه، قلوه سنگ ها و لاشه سنگ های محلی و ملاط گچ می باشد. نمای دیوارها که با این مصالح ساخته شده، ساده است و دارای اندود نیست اما دیوار اتاق ها که فقط قسمتی از آنها باقی مانده دارای اندود گچ می باشد. بررسی گزارش های باستان شناسی نشان می دهد که تکه های شیشه به رنگ سبز روشن و از سطح تپه به دست آمده است که از نظر نوع و قدمت قابل مطالعه است. در تمام سطح و دامنه‌های تپه و نیز زمین‌های پست پیرامونی تکه‌های سفال دیده می‌شود که عمدتا چرخ‌ساز و معدودی از آنها دست ساز می‌باشند. سفال‌های پشت قلعه در اندازه‌های ظریف، متوسط و خشن طبقه‌بندی می‌شوند. اکثر سفال‌ها بدون لعاب بوده و دارای پوشش گلی است. رنگ سفا نخودی و آجری و پخت بعضی از سفال‌ها ناقص بوده است. از نظر تزیین دو نوع سفال بر روی تپه‌ها دیده می‌شود؛ یکی ساده و دیگری منقوش. نقوش تزیینی عبارتند از: نقوش کنده‌کاری شده ترکیبی، نقوش کنده‌کاری شده نواری در دور ظروف و نیز نوعی نقوش تزیینی فشاری بر روی سفال دیده می‌شود. شاموت سفال‌ها شن و ماسه و نرم ومواد گیاهی بوده است. یکی از عوامل تخریب این بنای تاریخی-فرهنگی مهم، فرسایش‌های طبیعی مانند رشد گیاهان و درختان، نفوذ رطوبت، تغییر دما و بارش‌های سالیانه است. عامل مهم دیگر تخریب و فرسایش این محل حفاریهای غیر مجاز می‌باشد که بخصوص بر فراز تپه و در محدوده تپه اصلی مشاهده می‌شود. این بنا جزء قلاع مسکونی-نظامی می‌باشد و این امر را می‌توان از روی خرابه‌های باقی مانده از دیوارهای اتاق‌ها و همچنین از روی باروها و برجهای نگهبانی آن به خوبی مشاهده کرد. آثار فرهنگی سطح تپه، وسعت و گستردگی بقایای معماری و نوع صالح بکار رفته نشان می‌دهد که احتمالا این بنا متعلق به اواخر دوره تاریخی و اوایل دوره اسلامی است. البته در مورد قلعه چوار به جز چند منبع محلی، اطلاعات دقیقی در دسترس نیست و در منابع تاریخی به آن اشاره نشده است

پ). مقبره کورش کبیر:

طی یک عملیات حفاری غیرمجاز توسط قاچاقچیان آثار باستانی پلکان محوطه ی مقدس مقبره کورش کبیر در پاسارگاد ویران شد.این کار برای بدست آوردن نقشه گنج صورت گرفته است که افراد مجرم با پتک های سنگین بخشی از پلکان محوطه ی باستانی را ویران کردند

3-اثرات مخرب ناشی از احداث سد:

الف). سد سيوند :

آب ‌گيری سد سيوند در تنگه بلاغی ، نگرانی‌هایی را  در دل ايران‌ دوستان دامن زده است ، چرا كه:
– سست بودن خاك منطقه می ‌تواند زمينه را برای آسيب ‌رسانی به پی سازه‌های دشت پاسارگاد (كاخ بارعام، كاخ دروازه، كاخ اختصاصی ، گور كمبوجيه ، تل تخت … و به ‌ويژه آرامگاه كورش) آماده سازد.
– ‌رطوبت ناشی از درياچه سد در درازمدت بر زیست بوم منطقه تأثير گذاشته و با پديد آوردن و رشد دادن گياهان مخرب بر روی آثار موجود، اثرات ويران‌ گری بر همان سازه‌ها و همچنین نگاره‌های نقش رستم و نقش رجب  و حتی با تردید عنوان می ‌شود، تخت جمشيد – خواهد داشت.
– و اما خود تنگه بلاغی نيز به دليل عبور عشاير منطقه و مسیر كاروان ‌رو تاريخی ، جاده شاهی ـ معروف ‌ترين و كهن ‌ترين جاده بين‌المللی جهان ـ و آثار بسيار ارزشمندی چون بقايای معماری ،‌ اشيا و گورهای باستانی متعلق به 7 هزار سال پيش تاكنون و وجود پوشش‌های گياهی و زمين‌های كشاورزی از اهميت به سزایی برخوردار است و به ‌ويژه مهم ‌ترين منطقه باستان ‌شناسی برای شناخت عهد هخامنشی و صنايع توليدی آن عهد است. تاكنون برخی از كوره‌های فلزريزی عهد داريوش بزرگ را به ‌دست آورده‌اند. هم‌چنين از آنجا كه عمده حقوق غیر نقدی كاركنان دربار هخامنشی را جو و شراب تشكيل می ‌داده است ، كارگاه‌های شراب ‌گيری پرشماری در تنگه بلاغی به ‌دست آمده است. نيز گورستان‌های وسیعی كه خود برای جامعه ‌شناسی و انسان ‌شناسی هر دوره‌ای بسيار ارزشمند هستند در اين دشت قرار است به زير آب روند.
درواقع برخلاف مناطقی هم ‌چون ميان ‌رودان (بين‌النهرين) كه ساليان درازی است خاك ‌برداری از مناطق مسكونی عهد باستان در آنها انجام شده و از آن طريق ، اطلاعات وسیعی درباره نوع معماری ، تقسيم فضاهای خانه‌ها، كاركرد قسمت‌های مختلف خانه‌ها هم ‌چون آبريزگاه و‌ آشپزخانه و نوع زيرساخت‌هایی هم ‌چون شالوده‌ها و نيز شبکه پساب در اين مناطق به دست آمده ، مرودشت و دشت مرغاب اين گنجينه‌های اطلاعاتی را تا زمان ما در سینه خود حفظ كرده‌اند: دو غار كه سكونت‌ گاه انسان‌های دوره پارينه سنگی ـ ده هزار سال به قبل ـ  بوده‌اند، كوره‌های ذوب فلز و كوره‌های 7500 ساله سفال ‌گری دهكده‌ای متعلق به دوره هخامنشی ، دو گورستان بزرگ دوره اشکانی ، 7 كيلومتر مرز سنگی (ديوار دفاعی) مربوط به همين دوران ، گورستان و روستای 9 هكتاری ساسانی ـ اسلامی ، گورهای سنگی دوره‌های فرمانروایان محلی فارس (خرقه ‌داران) بخشی از یکی از شگفتی ‌های سازه‌های آبی‌ ، … و تنها بخش بازمانده از راه شاهی. که با احداث سد از بین خواهد رفت.

ب). سد کارون 3 :

نمونهء دیگر آبگیری سد عظیم کارون 3 که حجم آن 15 برابر سد امیرکبیر (کرج) است آغاز شد و همزمان با آن بخشی عظیمی از آثار تاریخی و محوطه باستانی خوزستان به زیر آب خواهد رفت .

4-اثرات مخرب ناشی از آتش سوزی:

الف). تخت جمشید :

مجموعه ای از کاخهای بسیار باشکوهی است که ساخت آنها در سال ب512 قبل از میلاد آغاز شد و اتمام آن 150 سال به طول انجامید.تخت جمشید در محوطة وسیعی واقع شده که از یک طرف به کوه رحمت و از طرف دیگر به مرودشت محدود است . این کاخهای عظیم سلطنتی در کنار شهر پارسه که یونانیان آن را پرسپولیس خوانده اند ساخته شده است .

ساختمان تخت جمشید در زمان داریوش اول در حدود 518 ق . م ، آغاز شد

اسکندر مقدونی در یورش خود به ایران در سال 331 قبل از میلاد، آنرا به آتش کشید. تاریخ نگاران در مورد علت این آتش سوزی اتفاق رای ندارند. عده ای آنرا ناشی از یک حادثه غیر عمدی میدانند ولی برخی کینه توزی و انتقام گیری اسکندر را تلافی ویرانی شهر آتن بدست خشایار شاه علت واقعی این آتش سوزی مهیب میدانند.

نکته ای که سخت غیر قابل باور می نماید این واقعیت است که این مجموعه عظیم و ارزشمند هزاران سال زیر خاک مدفون بوده تا اینکه در اواخر دهه1310خورشیدی کشف شد.

تخت جمشید در 57 کیلومتری شیراز در جاده اصفهان و شیراز واقع شده است

ب ). کاخ سوخته:

کاخ سوخته واقع در شهر سوخته، دوره 3200 قبل از میلاد است.
شهر سوخته در ۵۶ کیلومتری زابل در استان سیستان و بلوچستان و در حاشیه جاده زابل – زاهدان واقع شده و پنج هزار سال قدمت دارد.
این شهر در ۳۲۰۰ سال قبل از میلاد پایه گذاری شده و مردم این شهر در چهار دوره بین سال‌های ۳۲۰۰ تا ۱۸۰۰ قبل از میلاد در آن سکونت داشته اند.
این شهر از بزرگترين پایگاه های تجارت بین المللی در منطقه نیز بوده است.

محوطه باستاني شهر سوخته با ۱۵2 هکتار وسعت، یكی از مهمترين محوطه هاي پيش از تاريخي در ايران است كه پس از 8 فصل كاوش مداوم در اين منقطه هنوز ناگفته ها و سوالات بسياري درباره اين منطقه وجود دارد

5-اثرات مخرب ناشی از راه سازی:

عملیات راه سازی از جمله عملیاتی است که می تواند باعث تخریب گردد، به همین منظور باید اقدامات اولیه و ایمنی کار حتما رعایت شود . به عنوان دشت مغان که در غرب دریای خزر  و در شمالی ترین ناحیه اردبیل قرار دارد به گفته کارشناسان و مسئولان میراث فرهنگی استان اردبیل در چند سال اخیر دهها اثر باستانی این منطقه توسط بولدزرهای از بین رفته است .

6-اثرات مخرب ناشی از گسترش بناها:

گاهی اوقات گسترش بناها خود باعث ویرانی آنها می شود و اثرات مخربی به جا می گذارد،برای مثال اقدامات تولیت آستانه امامزادگان عبدالعظیم حسنی، حمزه و طاهر (ع) برای گسترش ساختمان حرم ـ كه با توجه به ازدیاد زائران یك ضرورت تلقی می‌شده ، عملا به دگرگونی شدید و تغییر ماهیت بافت تاریخی حرم به عنوان مجموعه‌ای غنی از آثار سده سوم تا چهاردهم هجری قمری، ‌انجامید است.

به‌ ویژه مقابر موجود در حرم كه مدفن مفاخر بزرگی چون ابوالفتوح رازی (مفسر بزرگ شیعه)، ‌میرزا ابوالقاسم فراهانی (صدر اعظم مقتول محمدشاه قاجار)‌، قاآنی (شاعر سده سیزدهم)، ‌بدیع‌الزمان فروزانفر (ادیب برجسته معاصر)، ملاعلی كنی (از علمای متأخر قاجار)‌، ‌امیری فیروزكوهی (شاعر معاصر)‌ و… است، ‌ضمیمه ساختمان حرم شده و ماهیت آن به عنوان یكی از ارزشمندترین مجموعه‌های آرامگاهی تهران از میان رفته است. آنچه بر جای مانده، ‌اسامی حجاری شده مفاخر مذكور، ‌بر سنگ‌های كف حرم است كه هیچ تناسبی با مقام نامداران دیانت، فرهنگ، ادب و هنر ایران ندارد.

 

سخن آخر

در اینجا به بررسی اجمالی آثار مخرب انسان بر معماری گذشته پرداختیم ،گر چه این تخریب در معماری  معاصر نیز یافت می شود و انسانی که با دست خویش می سازد پیش قدم برای ویرانی آن می شود، اما به دلیل اهمیت و ارزش بی اندازه آثار معماری گذشته ، به بررسی آن پرداختیم ،تا یاد آور شویم که میراث به جای مانده از این مرز و بوم  را به دست خویش ویران کرده ایم، میراثی که هویت تاریخی و ملی ماست، آنچه که امانتی است ، تا آن را به آیندگان بسپاریم،و این سئوال در ذهن آیندگان نقش خواهد بست که چرا گذشتگان ویران کردند؟ چه بسا با این ویرانی گذشته و هویت خویش را نابود کردند،و هنگامی که هویت از دست رفت، بودن معنایی ندارد.

 

 مقالات مرتبط 

درباره شرکت آمود افراز

توسعه معماری پایدار درنظام اکولوژیکی (بوم شناختی ) درعرصه معماری وشهرسازی در کویر

تاثير فرهنگ بر معماري

” جهل ” عامل اصلی تخریب آثار تاریخی

 

صنعت گردشگری نیاز امروز کشور

طراحی محیطی در معماری

https://virgool.io/@m_43081772/%D8%AC%D9%87%D9%84-%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%84-%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C-%D8%AA%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%A8-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DB%8C-n02yupwnodtr

 

https://virgool.io/@m_43081772/%D8%AC%D9%87%D9%84-%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%84-%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C-%D8%AA%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%A8-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DB%8C-n02yupwnodtr

ارغوان ، درخت خشکی که جوانه زد


منابع

1).تاریخ تمدن( ویل آوریل دورانت)

2).ایران و آثار ماندگار  (دکتر پرویز ارشادی)

3).آثار ویرانگر بر تاریخ (محمد علی محجوبی)

4).www.aftab.ac

5).www.irancivilcenter.com

 

ارتباط معماری و جنگ: بازخوانی معماری در پرتو جنگ 12 روزه

</div>
<strong> مقالات مرتبط </strong>

درباره شرکت آمود افراز

توسعه معماری پایدار درنظام اکولوژیکی (بوم شناختی ) درعرصه معماری وشهرسازی در کویر

تاثير فرهنگ بر معماري

” جهل ” عامل اصلی تخریب آثار تاریخی

&nbsp;

صنعت گردشگری نیاز امروز کشور

طراحی محیطی در معماری

چکیده

تئوری گشتالت دلالت بر کل ها دارد و این مسئله فرمول بنیادین این تئوری است. کلهایی وجود دارند که رفتارشان بر اساس عناصر منفرد متعلق به آنها تعیین نمی شود. بر عکس، ماهیت ذاتی همین کلهاست که تعیین کننده پروسه های جزئی تر است. در واقع تئوری گشتالت، به تعیین ماهیت چنین کلهایی تمایل دارد.

آگاه بود که بسیاری از مسائل، برای علم دست نیافتنی اند. فیزیک جولانگاه علم است. ولی در مطالعه ذهن و مسائل مربوطه به آن، علم راه به جایی نمی برد به هرحال، نمی توان انکار کردکه روشهای سنتی علم، برای حل بسیاری از مشکلات کافی هستند، ولی به همان نسبت، ممکن است این روشها، در مواردی گمراه کننده باشند.

باید توجه داشت که تئوری گشتالت، هرگز به دنبال تفکیک دروغین علم از زندگی نیست، بلکه در عوض، سعی در نفوذ به عمق مسئله، از طریق آزمون فرضیات بنیادی علم دارد.

 

گرداورنده :مهندس مهدیه فاضل

  اطلاعات

با توجه به نیاز امروز و هر روزه کشور در گرماگرم بحران های اقتصادی دنیا و کشور، نیاز به ورود ارز از اهمیت ویژه ایی برخوردار است.

از این رو با توجه به قدمت 7 هزار ساله ایران و  دارا بودن اقلیم چهار فصل ، نگاه به این پتاسیل به ویژه در زمان پسا کرونایی ، به شدت نیاز به باز بینی دارد تا گامی بلند در راستای فاصله گرفتن از اقتصاد نفتی برداشته شود.

صنعتی که زیر ساخت آن را به حسب قدمت و جاذبه گردشگری  زا در احتیار داریم  اما تصمیم ها و جهت گیری های  تند سیاسی ، تحریم و ترور های رسانه ایی غرب تا کنون از جدی ترین موانع توسعه این صنعت در کشور شده است.

البته اقدامات بسیار موثری نیز برای  آموزش نيروي انساني ماهر از طرف سازمان فنی حرفه ایی و وزارت علوم  کشور به عمل امده است و نیز امروزه نیز گردشگرانی هستند که با رعایت و قبول هنجار های مذهبی از جاذبه های گردشگری کشور بازدید می کنند اما این استفاده کمتر از 5 درصد پتاسیل های موجود می باشد.

از طرفی دیگر فرصت بازی های جام جهانی فوتبال قطر در همسایگی کشور ، نیاز به تسریع در تصمیم های بنیادین را صد چندان می کند.

در مقاله پیش رو به اصول و خصوصیات صنعت گردشگری پایدار پرداخته ایم. اطلاعات

دست کم ۵ فوتی و ۲۷ مصدوم در حادثه ریزش ساختمان در آبادان خاصل عدم توجه به مهندس پروژه

 

دست کم ۵ فوتی و ۲۷ مصدوم در حادثه ریزش ساختمان در آبادان تا این لحظه…….

اطلاعات تکمیلی از ریزش ساختمان ده طبقه در مرکزشهر آبادان

فرماندار آبادان:آمار دقیقی از تلفات درحال حاضر وجود ندارد.
🔸تمامی دستگاه ها در منطقه حضور دارند و درحال انجام وظایف خود هستند.
🔸ساختمان درحال ساخت بوده است و احتمال تلفات به دلیل حضور در منطقه مسکونی را دارد.
🔸دستور تخلیه مناطق اطراف ساختمان داده شده است.

🔸مالک، ناظر مجری و پیمانکار ساختمان دستگیر شده اند.
🔸حلال احمر اعلام کرده است حدود ۸۰ نفر دیگر زیر آوار گرفتار شده اند

در این میان یک نیروی امدادی در ساختمان متروپل آبادان که به شدت هم ناپایدار است در فیلمی که از خود منتشر کرده و در حالی که لوازم حفاظتی کافی بر تن ندارد از دوستانش حلالیت می‌طلبد و در آخر به زبان عربی خطاب به مادرش می‌گوید: مامان، عمرم، اگه چیزیم شد حلالم کن.

 

پروژه  تجاری  اداری شهرسنگ اولین پروژه در بستری صنعتی که کاربری آن به نمایشگاهی تغییر کرد.

این اقدام توسط شهرداری باقرشهر با هدف انتقال صنایع به حاشیه و رونق اقتصادی و ایجاد اشتغال برای بومیان باقرشهری انجام گردید و این پروژه همزیستی کامل با این اهداف را به در خود دیده است.

 

 

دسترسی به سایت

مزیت فوق العاده دسترسی از نقاط قوت جانمایی پروژه به حساب می آید که میتوان به موارد زیر اشاره کرد.

مسیر های دسترسی از ایستگاه مترو باقرشهر و پالایشگاه

دسترسی ازبزرگراه خلیج فارس

دسترسی ازآزاد راه بهشت زهرا

درسترسی از جاده قدیم قم

دسترسی به منطقه مسکونی

 

 

سایت پلان

سایت پلان مجموعه در محیطی کاملا صنعتی بود و این پروژه نقش بسیار حایز اهمیتی برای ترغیب کارخانه های مجاور به منظور همکاری برای تغییر کاربری انجام گردید و عدم موفقیت این پروژه لطمه ایی به استقبال سایر مالکین در پی داشت.کاربری های همجوار عموما سنگبری و انبار ها می باشد.دسترسی به مترو و جاده قدیم قم و اتوبان قم به ارزش این سایت افزود.

کاربری پروژه

در طبقه همکف به دلیل گذر مناسب با کاربری تجاری در نظر گرفته شد و طبقات اول تا چهارم اداری در نظر گرفته شد.

به دلیل تجربیات شکست خورده از کاربری های اداری منطقه حساسیت موضوع طراحی از اهمیت ویژه ایی برخوردار بود.

در نهایت 8 واحد تجاری و 43 واحد اداری در نظر گرفته شد.

واحدهای تجاری با ارتفاع 7 متر و دارا بودن نیم طبقه مجهر به دو دستگته سرویس و امکان افزودن بالابر سقفی و باری در نظر گرفته شد.

واحد های اداری به منظور شفاف نبودن کاربری و تا حد امکان ایجاد فضای قابل انعطاف فضاهای تخت با ابعاد مختلف در نظر گرفته شد.

امکانات اداری

  1. رزروشن
  2. دو باکس راه پله و 6 اسانسور به منظور ایجاد ارتباط پر رنگ افقی
  3. وجود لابی مشرف به دالان ورودی به منظور انتظار مخاطب
  4. استفاده از دو هشتی به منظور ایجاد فضای مکث بین واحد های اداری
  5. دارا بودن پارکینگ و انباری مجزا
  6. اتاق سرایداری
  7. اتاق سرور و مدیریت ساختمان
  8. بام باغچه (ROOF GARDEN)
  9. منظور تامین پارکینگ هم سه طبقه در نظز گرفته شد که ظرفیت حدود 65 پارکینگ در هر طبقه و تامین انباری را عهده دار شد.

تمهیدات طراحی

اهیمت نما پروژه با متریال سنگ در نما به حسب صنایع پرامونی و هویت محیطی تشدید استفاده از این متریال در پی داشت و این متریال در فرمی مدرن نمایشگر تمایز در محیط بود.

در طبقات اداری نزدیک بودن فضاهای خیس و تاسیسات به هشتی ها و حفر سه چاه به هم متصل با اتاقک های طولی 10 متری کول گزاری شده باعث کاهش هزینه تاسیسات و ارتفاع طبقات را در پی داشت

در روند طراحی راه پله در مرکز پروژه قرار گرفت تا حداقل راه رو برای رسیدن به واحد های اداری و استفاده از بر ملک به منظور واحد های نمایشگاهی را مهیاتر کند.

 

 

واژه آشوب در بسياري از مقالات معماري كه در سالهاي اخير به چاپ رسيده است به چشم مي خورد. قبل از آنكه ادلورنز نظريه آشوب را طرح كند، انديشمندان تمامي پديده هاي جهان را تصادفي يا جبري مي پنداشتند، اما لورنز نظريه اي را مطرح كرد كه به تبع آن، برخي از پديده هاي جهان و چه بسا بسياري از آنها، ظاهري تصادفي داشته اما در واقع تابع قواعد بسيار پيچيده اي هستند.
ماجرا از اين قرار است كه يك روز ادلورنز، هواشناس آمريكايي، پس از چند دقيقه استراحت كاري متوجه پديده شگفت آوري در رايانه خود شد. اين اتقاق در سال 1961 افتاد. در آن زمان لورنز در موسسه فن آوري ماساچوست كار مي كرد.
كار او تحقيقاتي در زمينه الگوهاي جو زمين بود. سالها بود كه هواشناسان روياي پيشگويي وضعيت آب و هوا را در سر داشتند، اما پيچيدگي قواعد حاكم بر جو زمين مانع اين امر بود.
از جمله اين پيچيدگي ها، كميت هايي نظير دما و سرعت بالا بود كه رابطه آنها با يكديگر بسيار پيچيده و تابع معادلاتي غير قابل پيش بيني بود. از آن جايي كه هيچگونه ارتباط مستقيم و ساده اي مابين اين كميت ها وجود ندارد، رياضيدان ها آنها را معاملات غيرخطي ناميده اند. به عنوان مثال افزايش 10درصدي دماي هوا لزوما باعث افزايش سرعت باد به همين ميزان نخواهد شد.
لورنز براي حل اين مسئله؛ يعني پيش بيني وضعيت آب و هوا، از يك رايانه استفاده مي كرد. با وجود اينكه رايانه او قادر به ارائه راه حل كلي براي اين منظور نبود، اما دست كم اين امكان را براي او مهيا مي كرد كه در موارد خاص به بررسي نحوه رفتار آنها بپردازد. او علاقه زيادي به بررسي جريان هاي همرفت داشت و پس از برنامه نويسي براي معادلاتي كه به شرح پديده همرفت مي پرداختند، موفق شد يك منحني به كمك رايانه ترسيم كند. اما رايانه تنها مي توانست در هر ثانيه 60 عمل ضرب را انجام دهد. بنابراين او تصميم گرفت اين سرعت را افزايش دهد و به جاي اينكه هر بار فعاليت رايانه را از صفر آغاز كند، از مراحل مياني كاركرد قبلي را به رايانه داد سپس آن را به حال خود رها كرد و براي صرف قهوه به استراحت پرداخت.
زماني كه براي بررسي نتيجه كار بازگشت با پديده شگفت انگيزي روبه رو شد. او توقع داشت رايانه قبل از اتمام كار، تنها به تكرار نيمه دوم عملكرد قبلي بپردازد، اما ديد كه رايانه از گزارش عملكرد خود امتناع مي كند. آغاز كار به همان صورت قبل بود، اما در ادامه مسير ديگري را پيموده بود.
لورنز كه اين بار اعداد را تا حدود ناچيزي گرد كرده بود، مشاهده كرد كه اين تغييرات كوچك منجر به تغييرات اساسي شده است. به اين ترتيب او بر حسب اتفاق به كشف بزرگي نائل شد و آن را به اين ترتيب نوشت: زماني كه با پديده هاي غيرخطي نظير شرايط جوي سرو كار داريم، تغييرات ناچيز ممكن است به نتايج عظيمي منجر شوند. لورنز اين پديده شگفت انگيز را تحت عنوان اثر پروانه جاودانه ساخت.

امروز دانشمندان اين نظريه را در انواع ديگري از پديده ها كه اثرات غير خطي دارند، بسط داده اند. حتي موقعيت ستارگان كه زماني به عنوان نمونه اي از پديده هاي قابل پيش بيني محسوب مي شدند اكنون تا حدود زيادي جز و پديده آشوب به حساب مي آيند و تمامي آنها در مقابل تغييرات كوچك حساسيت نشان مي دهند و با تبديل رفتار آنها به حالتي تصادفي، وضعيتي غيرقابل پيش بيني پيدا مي كنند. با اين حال اين پديده ها در واقع تصادفي نيستند، بلكه قوانين حاكم بر آنها به حدي پيچيده است كه شباهت زيادي به تصادف دارند.

حشرات کوچک می‌توانند جریان‌های اقیانوسیِ قدرتمندی ایجاد کنند

آشوب عنواني ست كه جيمز بورك، رياضيدان آمريكايي در سال 1975 بر اين حالت نهاد و آن را پديده اي بينابين نظم و تصادف محض دانست. اينكه يك پديده ظاهرا تصادفي را چه هنگام مي توان آشوب دانست مسئله مهمي است. دانشمندان در تشخيص حضور آشوب و شدت آن، راه هايي را يافته اند كه تا اندازه زيادي دامنه پيش بيني هاي آن را پوشش مي دهد. در يك رويداد واقعا تصادفي مثل قرعه كشي، هيچ ارتباطي بين پارامترها وجود ندارد، اگر در هر پنچ بار قرعه كشي پي در پي عدد 17 بيايد، احتمال بيرون آمدن عدد 17 در قرعه كشي بعدي نه كمتر و نه بيشتر است. هيچ راهي براي پيش بيني در چنين وضعيتي وجود ندارد. در اينگونه حوادث هيچ رابطه منطقي بين گذشته و آينده وجود ندارد. در مقابل، سيستم هاي منظمي نظير ساعت بلور كوارتز وجود دارند كه تا آينده اي دور قابل پيش بيني هستند.

اثر بال پروانه ایی چیست

تلاش هاي زيادي براي يافتن پديده آشوب در مدارك اقتصادي كه ظاهري تصادفي دارند نيز انجام شده است. رفتار تصادفي قابل بررسي در اموري نظير توليد ناخالص ملي يا نرخ تبادل ارز وجود دارد كه به صورت بالقوه قابل پيش بيني ست. به طور كلي پژوهشگران در حال بررسي پديده آشوب در حوزه هاي مختلفي از علم هستند و اين امر تبديل به يك حالت عمومي شده است.
اما تاثير آن در هنر و معماري نه به شكل علمي آن بلكه به عنوان يك روش طراحي بوده است. عده اي از هنرمندان اين روش را در طراحي به اين ترتيب به كار مي گيرند كه اطلاعاتي را به رايانه داده و امر طراحي را به خود رايانه واگذار مي كنند.

 


اتفاقي كه مي افتد روشي شبيه به پديده هاي موجود در طبيعت است. در واقع اين روش طراحي الگوي خود را از پديده هاي مشابه در طبيعت كه طبق قاعده آشوب عمل مي كنند اقتباس كرده است. هنرمندان از همان دهه 60 آثاري را خلق كردند كه ظاهري تصادفي داشته باشد، اما تابع قواعد بسيار پيچيده اي هستند كه حتي ممكن است خود هنرمند نيز آگاهي كاملي از آن نداشته باشد.

 

شرکت آمود افراز آسمان

زبان شناسان در یک تقسیم بندی معروف زبان ها را به گروههایی تقسیم می کنند که از نظر ریشه به هم نزدیک هستند و این تقسیم بندی را خویشاوندی می گویند.زبان فارسی در این تقسیم بندی جزو گروه هند و اروپایی است که با زبان هایی چون ایتالیایی فرانسوی المانی و انگلیسی خویشاوند است بر عکس با زبان عربی هیچ خویشاوندی ندارد.

زبانهای ایران باستان

1- زبان مادی

این زبان متعلق به قوم ماد است که در حدود قرن 7 ق.م به حکومت رسیده اند.از این قوم جز چند واژه که اکثرا اسم خاص هستند وبه صورت غیر مستقیم از طریق مکتوبات اشوری به ارث رسیده چیز دیگری به دست نیامده است.
از این زبان نوشته یی تاکنون به دست نیامده است به همین دلیل نمی دانیم که این زبان به رشته ی تحریر در امده است یا نه؟
سه واژه ی مادی
Zba اعلام کردن Vazarakaبزرگ Spakaسگ

2-زبان سکایی

این زبان زبان قوم سکا است که در شاهنامه همان قوم تورانیان می باشند. سکاها به دو شعبه تقسیم می شدند که داریوش کبیر در کتیبه نقش رستم از هر دو شعبه نام برده است.
متاسفانه از این زبان هم نوشته ای به دست نیامده است که مکتوب شدن انرا نشان دهد.
سه نمونه واژه ی سکایی:
Pada پا Aspa اسب Hapta هفت

3- زبان اوستایی

این همان زبانی ست که کتاب مقدس زردشتیان به ان نوشته شده است. این زبان طبق نظر زبان شناسان ساده ترین و کامل ترین خط است این زبان کهن ترین زبان ایرانی است که از ان اثار مکتوب باقی مانده است. این زبان پس از به اتش کشیدن اوستا توسط اسکندر از طریق موبدان که انرا سینه به سینه نقل می کردند بر جای مانده است.
خط اوستایی دارای 48 حرف است که 14 حرف صدادار و 34 حرف بی صدا دارد و بعد از هر کلمه نقطه می گذارند و در انتهای جمله ها سه نقطه بصورت مثلث گذاشته می شود و این خط از راست به چپ نوشته می شود.
انتیل دوپرون فرانسوی اولین غیر زردشتی است که زبان اوستایی را فرا گرفت و همچنین وی اوستا شناسی را پایه گذاری کرد.
اوستا دارای 5 بخش است :
1. یسنا : به معنای ستایش که شامل سروده ها و دعاهای دینی است.
2. یشت : به معنای ستایش است.
3. وندیداد : به معنی قانون ضد دیو است که شامل مطالبی چون افرینش و اداب دینی می شود.
4. ویسپرد : به معنای همه ی سرودها است.
5. خرده اوستا : به معنای اوستای کوچک است مولف ان را ارتور پادمهر اسپندان موبد موبدان زمان شاپور دوم نام برده اند.این بخش از اوستا شامل نمازها و دعاهایی است که در مراسم دینی انجام می شوند.

4- زبان پارسی

این زبان زبان مردم پارس است و از ان نوشته های بسیاری باقی مانده است که به ارث رسیده از زمان هخامنشیان است و پادشاهان هخامنشی از آن برای ثبت تاریخ و نامهای خود در کتیبه ها استفاده می کرده اند.
پارسیان خط میخی که بابلیان بکار می بردند را کمی تغییر دادند تا برای ثبت زبان خودشان مناسب باشدو همچنین انرا الفبایی نمودند.
خط میخی دارای 36 حرف می باشد که 3 حرف ان اعراب اصلی است و 22 حرف آن صامت+مصوت آ و4 حرف صامت + مصوت (ای) و 7 حرف صامت+مصوت ( _و) است. برای جدا کردن واژه ها از علامت > استفاده می شود.

برگرفته از مجله اطلاعات علمی با تصرف و تلخیص

به نام هستی بخش و به نام افریننده ی عشق

مقدمه و وجه تسمیه ابیانه

غرض از تحریر این نوشته علاقه ایست به آتشی در دل خاکستر

ابیانه که درنظر این حقیر زیباترین ودل انگیز ترین نقطه ی دنیاست.

درمیان تمام عواملی که انسان با آنها زندگی می کند فرهنگ ومیراثی که ازگذشته به ارث می برد می تواندجایگاه او را دراجتماع مشخص کند که خوشبختانه ایران ,کشوری با تمدن ودارای فرهنگ گرانبهایی ست که این عوامل باعث شده تا همواره در طول تاریخ ایرانیان مردمی با فرهنگ وصاحب ارزشهایی از گذشته باشند .یکی از این میراث گرانبها که از عمق تاریخ به ارث رسیده است روستایی ست در دل رشته کوههای کرکس.

موقعیت:

ایران_ اصفهان_پس از عبور از بزرگراهها و جاده ها در حد فاصل جاده ی کاشان _ نطنزبه جاده ای می رسیم که به سمت غرب جدا می شود.دردره های با پستی وبلندی های زیاد که درهرچهارفصل سال زیبائیهای خاص خود را دارد.”برزرود” (barzrood ) نامی ست که به این مسیر داده اند پس از پیمودن بیست کیلومتردر بین کوههاودره ها به روستایی می رسیم با رمزورازهای فراوان.ابیانه روستایی که هنوز می توان رنگ و بوی فرهنگ اصیل ایران باستان را در مراسم . کردار و فرهنگ مردم ان مشاهده کرد.
عده ای وجه تسمیه ی نام این روستا را این گونه بیان کرده اند:از انواع درختان درخت بید در این روستا بیشتر از همه وجود داشته است وبه همین دلیل نام این خطه بیدانه بوده و درزبانی که مردم ابیانه بدان تکلم می کنند (پهلوی دری)به ان “ویونا” (viuna)گفته می شود.( ویونا یعنی باغ پر از بید مجنون _ نام دخترانه_)

شرح مختصری از تاریخ ابیانه:

جوابی دقیق در پاسخ به این سوال که قدمت ابیانه به چند سال پیش بر می گردد وجود ندارد.اماازروی اثار وعلائم موجود می توان قدمت ابیانه را حدس زد.
از انجا که تپه های سیلک کاشان( این تپه های 7 هزار ساله درخیابان امیرکبیر کاشان قرار گرفته ودرحال حاضر مشتمل بر یک تپه جنوبی است که به فاصله ی 500 متر از یکدیگرقراردارندودرجلوی این تپه ها گورستان هایی از انسان های ماقبل تاریخ وجوددارد.)چندین بار مورد تخریب وبازساری قرار گرفته مردمی که در ان می زیسته اند درصدد یافتن مکانی برای زندگی بهتر بر امده اند.و می توان ادعا کرد که یکی از مکانهایی که این قوم برای زندگی برگزیده اند ( به دلیل نزدیک بودن به این روستاو خوب بودن اب وهوا ) ابیانه است وبا این گونه توجیه می توان قدمت ابیانه را تغریبا برابر قدمت تپه های سیلک کاشان دانست
بافت ساختمانی کنونی این روستا دومین بافت ساخته شده ی ابیانه در طول تاریخ است.
ارتفاع این روستا از سطح دریا حدود2100 متر است .
ابیانه روستایی ست پلکانی که سقف هر خانه را می توان حیاط خانه ی بالایی درنظر گرفت و مجموعه ی خانه ها به سینه ی کوهی خاکستری رنگ تکیه داده است:

ابیانه خجسته زاد گاهم ای مایه ی فخر و عزو جاهم

از مادر خاک تاکه زادی بر سینه ی کوه تکیه دادی
(دکتر یحیی حدادی ابیانه)

هنگامی که از تپه های مشرف به این روستا به نمای روستا می نگریم انرا همانند * آتشی سرخ بر دل خاکستر * می بینیم.در پشت کوه شمالی مشرف به ابیانه معدن خاک قرمزی وجود داردکه تمام بناها وخشت های ساختمان های این روستا از این خاک ساخته شده است وقرمزی خاک به دلیل وجود مس در ان می باشد.
ظروف قدیمی و خرابه های بدست امده حاکی از ان است که بنای اولیه ی این روستا بر روی تپه ای خاکی بوده که ” نزاتون ” (nezatoon ) نام دارد ودر بین باغ های این روستا وبا کمی فاسله از بافت کنونی بوده است. و کلمه ی “نزاتون” یا ” آتون ” این را ثابت می کند که مردمی که در این خطه می زیسته اند به شغل سفالگری مشغول بوده اندوبا توجه به انکه در سیلک کاشان نیز سفالهای بدست امده تاریخ انجا را نشان می دهند این موضوع می تواند دلیلی بر نزدیکی تاریخ ابیانه به سیلک کاشان باشد( تپه های سیلک : این تپه های 7 هزار ساله در خیابان امیر کبیرکاشان قرار گرفته ودر حال حاضر مشتمل بر یک تپه شمالی و یک تپه ی جنوبی است که به فاصله ی 500 متر از هم قراردارندو در جلوی این تپه ها گورستان هایی از انسانهای ماقبل تاریخ وجود دارد.) وهمچنین در نزدیکی قلعه نزاتون مجموعه باغ هایی وجود دارد که نام انها ” ساروونه ” (sarvoone) است که برگرفته از کلمه ی ساربانه می باشد واین موضوع نشان می دهد که مردم این خطه زمانی را نیز به شتر داری مشغول بوده اند.
در اطراف بافت کنونی این ده سه قلعه ی حفاظتی دیده می شود که یکی از انها به قلعه ی هرده (herdah ) به معنای پایین ده می باشد وگفته می شود در زمانهای دور دخمه ی زرتشتیان بوده است و هرساله در تاسوعا و عاشورا نخل محله ی پایین ده را از کوهی که این قلعه برروی ان بنا شده است بالا می اورندو همچنین دو قلعه ی دیگر نیز بر روی کوههای دیگر وجود دارند(به جای مانده از زمان ساسانیان) که درگذشته امنیت روستا را برقرار می ساخته اند.
هنگامی که در کوچه های ابیانه قدم می گذاریم علاوه بر دیوارهای سرخ و معماری منحصر بفرد خانه ها پنجره ها توجه ما را به خود جلب می کنند. هرتازه واردی به این روستا می تواند با کمی دقت دهها مدل پنجره ی چوبی را که هریک زیبایی و ویژگی های خاص خود را دارد مشاهده کند و جالب تر اینکه هریک از این پنجره ها نام مخصوصی دارند مانند: ” ارسی ” ( orosi ) و شوقه (shoghe) و….
از دیگر شگفتی های ساختمانی این روستا می توان ضد زلزله بودن خانه ها و خانه های سه یا چهار طبقه ای نام برد که فقط با سنگ – گل – خشت و چوب ساخته شده اندو مهمتر از همه اینکه کوچه ی بن بست در ابیانه وجود ندارد.
داخل خانه های قدیمی با نقشه های متفاوتی ساخته شده است که ازجمله مهمترین انها “چهارصفه “(chaharsofe ) است که شامل راهرویی بصورت علامت + در وسط و اتاق هایی در چهار طرف ان می باشد.دربعضی از خانه ها مانند خانه ی”سفره” (safareh) می توان ویژگی های دیگری از جمله وجود تنور برای پخت نان در طبقه ی دوم ودوربین مدار بسته به سبک قدیمی برای محافظت اهل خانه در برابر حمله ی یاغی ها را مشاهده کرد.

اماکن و بناهای تاریخی

اتشکده هارپاک :

این اتشکده دروسط روستا ودر دامنه ی کوهی با شیب تند قرار گرفته است و شامل سه طبقه است.اگر کمی به خصوصیات ساختمانی این اتشکده دقت کنیم متوجه می شویم که این بنا از عهد ساسانی به جای مانده است.
عده ای نام این اتشکده را تغییر یافته ی کلمه ی “هرپک”(herpak) که در گویش ابیانه ای ها به معنی “زیر پله” است.اما عده ای دیگر این نام را به هارپاک که چهرهای بزرگ وبرتر در تاریخ هخامنشی وماد است نسبت می دهند.در هیچ نقطه ای از ایران اتشکده ای به این نام وجود ندارد اما دلیل وجود داشتن این اتشکده با این نام را در ابیانه را می توان پایبند بودن مردم این خطه به سنت هایشان دانست.
داستان هارپاک از این قرار است:
هوخشتره ( شاه ماد ) پس از نابود کردن آشور به سال 612 ق.م وایجاد امپراطوری ماد ثروت بزرگی برای فرزندش به ارث گذاشت.اما فرزند وی به جای محافظت از این ارزش ها به ظلم کردن و عیاشی پرداخت. شبی خواب دید که از شکم دخترش ( ماندانا ) چشمه ای جوشید که سراسر اسیا را در بر گرفت. تعبیر خواب او چنین بود که دختر او ماندانا پسری به دنیا خواهی اورد که سلطنت را از وی خواهد گرفت.شاه ماد ماندانا را به کمبوجیه
_که مردی نجیب بود_ داد به امید اینکه از وی فرزندی ارام و نجیب مانند خودش به دنیا خواهد امد.
ماندانا کورش را به دنیا اورد و دوباره خواب پادشاه به گونه ای دیگر تکرار شد واین شاه کوروش را به هارپاک _وزیر خود_ سپرد تا کورش را نابود سازد و هارپاک نیز از کشتن این کودک صرفنظر کرد و او را به چوپان دربار (مهرداد ) سپرد و این طفل در قصر پدرش بزرگ شد.سرانجام روزی شاه ماد فرزند ماندانا را شناخت و درصدد انتقام گرفتن از هارپاک بر امد وتا انجا که دستور داد پسر وی را کشتند و در یک مهمانی گوشت بدن پسر به خورد پدر دادندهارپاک با این وجود که از ماجرا با خبر شده بود ولی سکوت کرد.هنگامی که کورش در پارس دست به قیام زد شاه ماد هارپاک را به فرماندهی سپاه برای سرکوب کردن کورش برگزید وهارپاک نیز فرصت را غنیمت شمرد ودر اولین فرصت سپاه را تسلیم کورش نمود و کورش نیز پایتخت ماد را فتح کرد و سلسله ی ماد منقرض شد.و کورش به پاس بزرگواری هارپاک دستور داد تا در جای جای ایران اتشکده هایی را به نام هارپاک بنا کنند.که یکی از انها احتمالا اتشکده ی ابیانه است.

(طبق اخرین تحقیقات که منبع ان هنوز چاپ نشده است نام هارپاک برای اتشکده ابیانه نادرست است)
مسجد جامع ابیانه :
این مسجد در مکانی از روستا واقع است که به ان “میان ده ” می گویند.این مسجد دارای عجایبی از لحاظ تاریخی وزیبایی است که ازجمله ی انها می توان: درب ورودی – منبر قدیمی – ستونهای زیبا ومحراب چوبی منبت کاری شده را نام برد.
درب ورودی این مسجد در سال1311 ه ق بوسیله ی استاد صفرعلی بیدگلی ساخته شده است واستادانی دیگر هم درزمانهای بعد به مرمت خرابیهای در ( البته با همان سبک قدیمی ) پرداخته اند.
درداخل مسجد وروبروی درب ورودی درب دو لنگه ای سیاهرنگی وجود دارد که با عبوراز این دروارد محوطه ای می شویم که پایین تر از مسجد ( ازلحاظ ارتفاع ) قراردارد اما حسی به انسان القا می شود که گویی برای لحظه ای عقل وهوش ازوجود انسان رخت برمی بندد.این همان محراب قدیمی مسجد جامع است.سقف چوبی – کف چوبی وستونهای چوبی هر تازه واردی را به شگفتی وامی دارد.درانتهای این سالن کتیبه ای چوبی مشاهده می شود که برروی ان گل وبوته ونقش ونگارهایی وهمچنین سوره ی یس با خط کوفی حک شده است واین محراب تاریخ 477 ه ق رابر خود دارد و در کنار ان منبر کوچک چوبی به چشم می خورد. این محراب چوبی زیبا به دستورابوجعفرمحمد فرزند علی ساخته شده است.
درشبستان جدید مسجد ستونها ونقش هایی بر روی سقف دیده می شود که ازنوشته های سقف می توان دریافت که تعمیرات سقف این مسجد در سال477 ه ق وتوسط دو برادر به نامهای ملا مهدی و ملا ابوالقاسم انجام شده است. وهمچنین منبری بسیار زیبا در این شبستان وجود دارد که حکایت ازدوره ی سلجوقیان دارد(محرم 466 ه ق )

 

مسجد حاجتگاه :

این مسجد در کنار اسیاب ابیانه ودربستر کوهی سنگی قراردارد در ورودی ان تاریخ 953 ه ق رابر خود دارد و ایوانی نیزدر کنار این مسجد است که گویی در ادای نذرزنی که حاجتش را گرفته بوده ساخته شده است.
مسجد پرزله (porzale )::

این مسجد در محله ای به نام پرزله (porzale) قرار دارد ودر دو طبقه ساخته شده که در سمت شرقی این مسجد 2 ذر وجود دارد که تاریخ درب دو لنگه ای شرقی 1508 ه ق وتاریخ درب یک لنگه ای شرقی 701 (ه ق) می باشد.در طبقه ی دوم دری دولنگه ای بطرف غرب مسجد باز می شود که تاریخ 1501 ه ق را بر پیکر خود دارد. همچنین این مسجد ایوانی بطرف جنوب روستا دارد که از ان می توان براحتی طبیعت و کوههای مقابل روستا را مشاهده کرد.
مسجد یسمان(yosman ):

از این مسجد تاریخی که بتوان قدمت انرا تخمین زد وجود ندارد اما از درخت تنومندی که در کنار ان وجوددارد و عمر ان متجاوز از پانصد سال است می توان دریافت که این مسجد از بناهای قبل از دوره ی صفویه است.
(گفته می شود اکثر مساجد ابیانه قبل از اسلام معبد بوده اند و پس از اسلام به مسجد تبدیل شده اند.)

امامزاده ابیانه :

این امامزاده در محله ی پایین قرار دارد ومدفن دو تن از امامزادگان به نامهای شاهزاده یحیی وشاهزاده عیسی (فرزندان امام موسی کاظم ع ) است.این امامزاده دارای چند ایوان است که زیباترین انها ایوان جنوبی است که در برگیرنده ی طبیعت جنوبی روستا است.

 

هینزا ( hinza ) :

در ضلع جنوب شرقی ابیانه وپس از گذشتن از تپه ای نسبتا بلند وعبور از کنار باغهای سرسبزبه دره ای زیبا ودل انگیز می رسیم که هینزا نام دارد در انتهای این دره ساختمانی به چشم می خورد که نظرات مختلفی در مورد ان وجود دارد:
1- گفته می شود که این مکان گذرگاه بی بی زبیده خاتون بوده و هنگامی که دشمنان وی قصد کشتن او را می کنند او به این کوه پناه می اورد. درزمان ما نیز از این مکان بعنوان زیارگاهی برای مردم مورد احترام است.
2- نظردیگری در مورد این مکان حاکی از ان است که: نام “هینزا” تحریف شده ی نام” میترا”است و مکانی ست برای پرستش میترا الهه ی قبل از زرتشت.( دلیل ان هم می تواند این باشد که ایرانیان باستان بر اساس عقاید خود این معابد را درکنار نهرویا جوی ها می ساختند واین بنا نیز در کنار یک جوی اب همیشه روان ساخته شده است.)
طبق اخرین تحقیقات گفته می شود که نام هینزا برگرفته از هنز اب ( henz ab ) (که در زبان اوستایی به معنی جایی که اب از زمین می جوشد) است می باشد.

 

خانقاه :

دردوره ی شاه عباس صفوی که اسفهان پایثخت ایران شد مقامات دولتی به ابیانه به دلیل اب وهوای مناسب توجه بسیاری داشتند وبه این روستا بسیاررفت و امد می شد به همین دلیل اهالی روستا به فکر خانه ای برای پذیرایی از مهمانان افتادند واین بنا را به نام “خانقاه” بنا نهادند.

چهار صفه های دوره ی صفویه:

در چهار صفه های دوره ی صفویه طبقه ی اول ساختمان اختصاص به اطاق های لازم زندگی روستایی و برر روی این طبقه که با گرفتن شیب زمین سطحی صاف و هموار به دست می امده ساختمان اصلی چهار صفه بنا شده است. به این ترتیب که در چهار جهت اصلی خانه چهار صفه به ابعاد 5/3 در5/4 متر و موازی و قرینه پیش بینی شده و در زوایای چهار گانه ی صفه ها اطاق های نشیمن زمستانی_ انباری یا ( دست دون) به وجود امده است.
در سقف فضای مربع میان چهار صفه نورگیری باز به شکل مربع یا 8 ضلعی منتظم به منظور روشنایی ساختمان و تهویه تعبیه شده است که از این روزنه طبقه ی تحتانی نیز نور می گرفته است.
در ورودی این چهار صفه ها دو لنگه ای است و با حلقه چکش زنگ و گل میخ هایی ارایش یافته است.فضای وسیع چهار صفه در زندگی سنتی مردم و در منطقه ی سردسیر که ایجاب می کرده در مواقع عروسی یا عزا از مردم ده پذیرایی شوداز ضروریات بوده و اگر خانه ای ظرفیت چهار صفه ای نمی داشته سعی شده در ان اطاقی به وسعت بیش از حد معمول به نام پنج دری یامهممان خوانساخته شود دیوار رو به افتاب این پنج دری ها 5 دریچه به ابعاد 20/1 در 80 و بر روی هر یک از انها شبکه های هلالی شکل چوبی با طرح ونقش های هندسی ظریف نصب شده و به نمای ساختمان جلوه ای می داده است.

قلعه ها :

این روستا دارای سه قلعه ی حفاظتی می باشد که در گذشته از این قلعه ها برای محافظت روستا استفاده می شده است و بقایای انها هنوز برروی کوههای شمالی وجنوبی روستا به جای مانده است.

آسیابها :

ابیانه دارای سه اسیاب ابی ( پایین – وسط – بالا ) می باشد که تا چند سال پیش نیز مورد استفاده ی مردم بود اما در چند سال اخیر به دلیل امد و شد زیاد مردم به شهرهای اطراف احساس نیازکمتری نسبت به این اسیابها می شود و متاسفانه این اسیابهای شگفت انگیز(از لحاظ ساختارفرایندی که در انها گندم به ارد تبدیل می شود.)وزیبا نه تنها مورد بی توجهی مردم و میراث فرهنگی قرار گرفته بلکه تخریب انها نیزشدت گرفته است.

غار “پری هل” (parihol):

پس از گذشتن ازکوههای جنوبی مشرف به روستا به کوهی می رسیم که غار زیبایی در ان قراردارد.این غار در زمانهای قدیم پناهگاهی برای چوپانان و گوسفندانشان بوده است ودارای قسمتی است که به ان موزه ی غار گفته می شود که دارای قندیل های اهکی است و می توان ادعا کرد که این غاریکی از زیبا ترین غارهای ایران است.

فرهنگ مردمی و آداب و رسوم ابیانه

با جستجو و تحقیق در مورد فرهنگ مردم ابیانه و با درک حقایقی که گذشته ی این مردم را تشکیل می دهد می توان الگویی را یافت که پیروان خود را به هرآنچه که بایدبرسند وهرانچه می خواهند می رساند.فرهنگ مردم این خطه و همچنین فرهنگ مردم ایران باستان حاصل اهورایی زیستن ودست رنج مردمانی ست که همه ی سختی ها ودشواری های روزگار را به جان خریدند تا فرهنگی را بسازند که نسل های پس از خویش را از ناملایمی ها و کژی ها برهاند. ( اشپگلر : تمدن فقط در سرزمینی پدید می اید که ساکنانش با تلاش فکری وبدنی سخت زندگی کنندوغذابخورند. )
با کمی اندیشه در مورد فرهنگ والگوهای بشر برای زندگی درجهان می توان برتری فرهنگ اصیل ایرانی را به روشنی مشاهده کرد. فرهنگی که ساخته شده یایرانیان باستان وبر اساس نیازهای فردی و اجتماعی هر انسان وهمچنین احساسات و پیوندهای او با جهان طبیعت است.
اما….باعث تاسف و اندوه است که بنشینیم و شاهد از بین رفتن فرهنگ ورسومات نیاکان خود باشیم:

فرهنگ تو رو به زوال است امروز اسودن محال است
(شمیم)

اگر کمی اطراف خود رانگاه کنیم این موضوع به وضوح دیده می شودکه گروههای مختلف از سرزمین های مختلف ( حتی ایران ) قصد نابودی فرهنگ این مرزو بوم را کرده اند

عاشقان ایران بیاییددست در دست هم اجازه ندهیم ارزشها و فرهنگ سرزمین نوربه تاراج رود.

و اما در مورد ابیانه :

چنان که از وضیعت ظاهر وباطن مردم ابیانه پیداست ای مردم بسیار سنت گرا هستند ودرسختی های روزگار نیز تمام سنن خود را حفظ کرده اند که از جمله ی انها می توان پوشیدن لباس سنتی ثوسط زن ومرد – مراسم های عزاداری – شادی – عید نوروز و …. اشاره کرد.
طبقات اجتماعی درابیانه به دو دسته ی ارباب و رعیت تقسیم می شده است که امروزه کم رنگ تراز گذشته به چشم می اید اما هنوز هم دراموری مانند ازدواج سطح اجتماعی خانواده ها در نظر گرفته می شود.
ابیانه ای ها علاوه بر اطراف روستا در شعاع حدود150 کیلومتری این روستا نیز دارای باغ واملاک هستند و از قدیم بر این عقیده بوده اند که هنگامی که قصد تهیه ی میوه ای را برای مصرف خانگی خود دارند باغ میوه ی مورد نظر را تهیه می کنند تا هم خود استفاده کنندو نسل های بعد ودیگران .
از دیگر ویژگی های فرهنگی مردم ابیانه که از قدیم به ان عقیده دارند مساله ی کنترل جمیعت است بدین ترتیب که هر ابیانه ای 2 یا حد اکثر 3 فرزند دارد.

سطح سواد مردم ابیانه:

در زمانی که هنوز مدرسه وارد نظام آموزشی نشده بوددرهر دوره ای دو یا سه خانواده عالم یا ملای باسواد وجود داشته اند و همچنین در خانه های مردم کتابهایی مانند: مثنوی- شاهنامه و… وجود داشته است چنان که مرحوم زین العابدین خوانساری ابیانه در کتاب خود ( ابیانه و فرهنگ مردم آن) نقل می کند:
به خاطر دارم که دراوایل جوانی ودوره ای که با همسالان داشتیم درسهایمان را تمرین می کردیم درمنزل یکی از دوستان وقتی شعری ار کتاب حافظ یا دیگری می خواندیم مادر ان دوست با این که سواد هم نداشت بد خوانی ما را اصلاح می کرد.
در حال حاضر نیزابیانه ای ها هم چون گذشته اهمیت ویژه ای برای کسب علم قائل هستندوامروزه مردان و زنان زیادی ازاین خطه را می توان درجایگاه های بالای سیاسی اقتصادی پزشکی و… در داخل وخارج از کشور مشاهده کرد.

چند مورد از اعتقادات مردم ابیانه:

ابیانه ای هایی که به شهرها و کشورهای مختلف مهاجرت کرده اند هنگامی که به روستا برای چند روزی (حتی برای چند ساعتی) به روستا می آیند خود را ملزم به پوشیدن لباس سنتی ابیانه می دانند.(در هر جایگاه اقتصادی – فرهنگی و… باشند.).

زن و مرد در فرهنگ ابیانه تفاوتی ندارد و همه همدیگررا مانند پدر- مادر- خواهر و برادر می دانند.(به جز تاثیر فرهنگ اسلامی)

در تمام مراسم ها – لباس – زینت آلاتی که مردم استفاده می کنند می توان رنگ وبویی از زمان زرتشتی بودن مردم را دید.(دین مردم ابیانه اسلام است).
در فرهنگ ابیانه دخانیات جایگاهی نداشته و امروزه نیزتعداد افراد سیگاری نسبت به جمیعت بسیار کم

هستند.

عروسی تشریفاتی در ابیانه:

مراسم ازدواج در گذشته دارای تشریفات و رسومات خاصی بوده است که بصورت مختصرومفید به ان اشاره می کنیم.
ابتدا برای ازدواج مواردی از قبیل هماهنگی دختر و پسراز لحاظ اقتصادی-ویژگی های اخلاقی و … در نظر گرفته می شده است و هیچ گاه بین دختر و پسری که از لحاظ موقعیت اجتماعی با هم اختلاف داشتند ازدواج صورت نمی گرفت.
مراسم خواستگاری بصورت پنهانی انجام می گرفت بدین صورت که ابتدا توسط یکی از نزدیکان و یا خویشاوندان رضایت خانواده ی عروس برای مذاکره ی مستقیم جلب می شدو سپس خانواده های عروس و داماد به صحبت می نشستند صحبت های بین دو خانواده در مورد ازدواج زمان زیادی می گرفت و موضوع از تمام جنبه ها بررسی می شد تا پایه های یک زندگی محکم و پایدار ساخته شود و همچنین در این مذاکرات زمان عقد معین می شد.

مراسم عقد

در این مراسم همانند امروز سفره ای چیده می شد و روی سفره قران – شاخه نبات – اینه و چند تخم مرغ قرار داشتند و عروس و داماد بر سرسفره می نشستند و عاقد خطبه ی عقد را می خواند و پس از شنیده شدن _بله_ ازطرف عروس مردم با هلهله نقل و پول بر سر عروس و داماد می ریختند و نزدیکان عروس و داماد را می_ بوسیدند.
پس از مراسم عقد تا زمانی که خانواده ی عروس از داماد و خانواده اش برای شام دعوت می کردند داماد به خانه ی عروس نمی رفت و هر یک ازافراد دعوت شده همراه داماد هدیه ای برای عروس می اوردند.
پس از ان نوبت به دیدار عروس و دامادمی رسید و این کار توسط زنی از طرف عروس و یا داماد انجام می شده است و عروس دستمالی پر از اجیل های محلی به داماد هدیه می داد و در عوض داماد نیزیکی از زینت الات محلی که معمولا از جنس نقره بود را به عروس هدیه می کرد.

عروسی میون بونی(میان بامی)

در زمان توافق شده توسط خانواده های عروس و داماد این مراسم انجام می شد.این نوع عروسی دارای ویژگی هایی بود از جمله اینکه : عروسی میون بونی ویژه ی ارباب ها و کسانی بود که موقعیت اجثماعی بالاتری داشتند بود و همچنین این عروسی سه روز طول می کشید.
زمان برگزاری این نوع عروسی همیشه دو ماه بعد از عید بود ودلیل انرا می توان هوای مناسب در این موقع از سال دانست.

سیاهه نویسی

پس از فراهم شدن تدارکات عروسی تغریبا سه روز قبل از شروع مراسم عروسی از ریش سفید های ده دعوت می شد تا در خانه ی داماد به سیاهه نویسی بپردازند.سیاهه نویسی عبارت بود از تهیه ی لیستی که حاوی افرادی ست که باید در عروسی دعوت شوند و در سیاهه نویسی همه ی افراد (در هر طبقه ی اجتماعی حتی اگر کدورتی بین انها وجود داشت) دعوت می شدند و اگر فرد دعوت شده فرزند پسر داشت نظر خواهی می شد که پسر هم دعوت شود یا نه؟ و دعوت ها بصورت زیر نوشته می شد:
(فلانی خوانده) و یا ( فلانی با ولد خوانده) که امروزه بصورت (فلانی و بانو) ویا (فلانی و خانواده) بر روی کارت های عروسی نوشته می شود..
سپس سیاهه به دست سلمانی ده داده می شد و وی موظف بود تا به درب خانه هایی که نام صاحب انها در سیاهه نوشته شده بود برود و با صدای بلند صاحب خانه را به عروسی دعوت کند(حتی اگر صاحب خانه مقیم ده نباشد)
و پس از ان مردم برای مراسم عروسی اماده می شدند بدین صورت که ظروف و خوراکی هایی نظیر ماست و دوغ و… که مورد نیاز مراسم بود توسط مردم جمع اوری می شد.
در روز اول توسط شخصی از اهالی به درخواست داماد مطرب از شهر اورده می شد و مطرب از کوچه ی مخصوصی به داخل ده می امد و مردم از روی بام ها نقل و شیرینی بر سر مطرب می ریختند.
در روز دوم داماد با چند نفر از نزدیکان به حمام می رفت و مراسم حنا بندان در این زمان انجام می شد و همراهان داماد که حنا بر دستان انها بود بصورت ویژه در عروسی پذیرایی می شدند.
سپس داماد در حمام لباس گردانی می کرد و از کوچه ی مخصوصی ( راسته ) به پیشواز ازوم اوروسی (هیزم عروسی) می رفت.در این روز کسانی که در روستا چهارپایی داشتند انرا به کارگرانی که به صحرا برای اوردن هیزم عروسی می رفتند می دادند و داماد در اسیاب اول به استقبال کاروان هیزم عروسی می امد و به هنگام رسیدن بار هیزم نود درصد چوب ها به داماد تعلق داشت و ده درصد به عروس و مردم برای صرف ناهار به خانه ی داماد می رفتند و تا شب در خانه ی داماد حضور داشتند تا عروس بیاید(زمان لباس گردانی و حمام رفتن عروس شب قبل از میان بامی بود که با تشریفات خاص و ترانه خوانی دختران و زنان همراه بود..)هنگامی که عروس به طرف خانه ی داماد حرکت می کرد داماد نیز بطرف عروس حرکت می کرد و دربین راه هنگامی که به هم می رسیدند داماد شروع به تعارف و دعوت کردن عروس و همراهانش ( کی نوق ها ) می کرد و می گفت:
( هر چی داریم پیشکش عروس و کی نوق دعوت )
مراسم میان بامی بر روی پشت بام خانه ی داماد اجرا می شد و به نسبت مهمان های دعوت شده پشت بام بزرگ یا کوچک استفاده می شد.
صبح روز سوم مادر عروس برای دیدن عروس به خانه ی داماد می امد که در اصطلاح محلی مردم می گفتند:
مویه اوروس اتجه ((moya orus etajje
در این زمان کی نوق هایی ( کی نوق به زنهایی گفته می شد که در طول عروسی همراه عروس بودند و مورد اعتماد دو خانواده و یا به عبارتی همان ساقدوش امروزی) که همراه مادر عروس دعوت بودند هر کدام 3 کیلو برنج و کله قندرا به همراه جهیزیه به خانه ی داماد می بردند.
در این روز همه ی گله دار های روستا موظف بودند یک روز شیر گله ی خود را بصورت ماست یا پنیر به فردی که توسط داماد فرستاده شده است هدیه بدهند.و در این روز (روز سوم ) ناهار اش کشک ( شوربا) صرف می شد و با خروج مادر عروس از خانه ی داماد عروسی به پایان می رسید.

زبان و لباس سنتی مردم ابیانه

مردم ابیانه با گویش خاصی صحبت می کنند و این گویش لهجه ندارد.زبان مردم ابیانه پهلوی دری است که دارای ویژگی های منحصر بفرد است از جمله این که: به راحتی قابل ثرجمه به فارسی معیار است و همچنین تحریف هایی که در زبان های دیگر به چشم می خورد در زبان ابیانه دیده نمی شود.

چند جمله از این زبان و ترجمه ی آنها:

ب ویونا خش امیه
(ba viuna khash amaiia)
به ابیانه خوش آمدید

&&&
حول شما سینا؟
( hol shoma sayna)
حال شما چطور است؟

&&&
خش اویره؟
(khash evyere)
خوش می گذره؟

&&&
قادی بشون.
( ghadi bashon )
قربون قد و بالات

&&&
خوش قیلیق
( khosh ghiligh )
خوش قیافه(منفی)

لباس سنتی مردم ابیانه:

لباس در هر مکان و زمان یکی از عواملی است که فرهنگ و تمدن مردم را نشان می دهد.
همچون دیگر خطه ها در ابیانه نیز تهیه ی پوشاک بر اساس موقعیت اجتماعی و فرهنگی مردم بوده است و کسانی که توان مالی بالاتری داشته اند لباس های مرغوبتر می پوشیده اند اما در هر شرایطی همه ی مردم (…و در هر موقعیت اجتماعی ) به پوشیدن لباس سنتی خود تا به حال پایبند بوده اند.

لباس مردان:

لباس مردان ابیانه از اجزایی به شرح زیر تشکیل می شده است:
پیرون (piroon )…………..پیراهن
تمون (tamoon )………….شلوار
قبا(ghaba )………………. روپوش لباس مردان
الخولق (alkholegh )……. روپوش زمستانی
جلزقا (jelezgha)………… جلیقه
شال کمر و گیوه.

پیراهن :

مردان ابیانه از پیراهن های مختلفی استفاده می کرده اند که بنا به گرمی و سردی هوا انرا می پوشیده اند و می پوشند.

تمون:

شلوار مردان از پارچه ای به نام دبیت (dabit ) دوخته می شده که امروزه نیز بعضی از مردان سالخورده از این نوع پارچه می پوشند اما بیشتر از یک نوع پارچه ی پلاستیکی استفاده می شود.این شلوار ها دارای دو پاچه ی گشاد و مشکی رنگ می باشد که در قسمت پایین ان براساس مجرد و یا متاهل بودن شخصی که انرا می پوشد( و یا بر اساس جوان یا پیر بودن شخص) با نخ مشکی خط هایی بر روی ان دوخته می شود.(در صورت مجرد بودن گلدوزی ها بصورت لوزی در می اید و در صورت متاهل بودن بصورت خط هایی صاف به دور پاچه ها دوخته می شود.)

قبا :

یک روپوش پالتو مانند است که از پارچه های رنگی دوخته می شود. دو طرف ان (و همچنین زیر بغل های ان) دارای چاک است .

الخولق :

این هم لباسی ست که بیشترمردانی که از لحاظ اجتماعی درطبقات بالا تری قرار داشتند می پوشیده اند و دلیل پوشیدن ان هم این است که قبا درحالت بهتری بر روی بدن قرار گیرد .

لباس زنان ابیانه :

لباس زنان ابیانه از اجزایی به شرح زیر تشکیل می شده است:
پیرون (piroon ) ………….پیراهن ( البته این پیراهن با پیراهن مردان متفاوت است)
تمون (tamoon )…………. شلوار پر چین
الخولق (alkholegh )……. الخالق
کرتی (korti )
چورقاد (chorghad )……. روسری
چوشو (choshav )………..چادرشب
عراقچین (araghchin )….. عرقچین
گیوه

پیرون ( زنانه )

پیراهنی بلند است که تا روی زانو کشیده شده است اغلب از پارچه هایی با رنگ شاد برای دوخت ان استفاده می شود.(در کل ما ابیانه ای ها اعتقاد داریم که رنگ شاد باعث شادمانی و رنگ تیره بوجود اورنده ی افسردگی و غم است و هیچ گاه حتی در عزا داریها لباس هایی با رنگ تیره بر تن نمی کنیم.).
این پیراهن خود از اجزا زیر تشکیل شده است:
چاک : در دو طرف این پیراهن ( چپ و راست ) در قسمت پایین شیارهایی ایجاد می شود و پارچه ها ی مثلثی شکلی که رنگ انها با رنگ دیگر قسمت ها متفاوت است در این شیارها دوخته می شود.
بدنا (badana)(بدنه): به قسمت های میانی (جلو و پشت پیراهن) بدنا گفته می شود.
تیریج (tirij ) : یک پیراهن 4 تیریج دارد که به چهار طرف بدنه برای گشاد تر شدن پیراهن دوخته می شود.
سوجه (sooje ) : دو تکه پارچه ی مثلثی که به زیر بغل های پیراهن دوخته می شود.
سجاف (sejaf ) : نوار پارچه ای که معمولا سفید رنگ است و روی بدنه جلو و زیر یقه دوخته می شود و دور ان با پارچه های مثلثی کوچک رنگی تزیین می شود.
پو پیرون (po piroon ) : به قسمت پایینی بدنه پای پیراهن گفته می شود که دارای تزئینات و یراق دوزی است که بیشتر در پیراهن های جوان ها دیده می شود و مسن تر ها پیراهن و همچنین شلوار خود را یراق دوزی نمی کنند.
اوسا ( استین) : استین ها تا مچ و دارای تزییناتی می باشند.

تمون ( شلوار ) :

شلوار زنان ابیانه یک شلوار دو پاچه ای مشکی رنگ است که حدود 13 متر پارچه برای دوخت ان نیاز است و به دلیل پر چین بودن یک پاچه به نظر می رسد.

الخولق:

الخولق یک کت بلند ( تا روی ران ) و دو لایه است که زنان ابیانه در زمستان می پوشیده اند (پوشیدن الخالق اکنون نیز در میان مردم دیده می شود البته به ندرت). لایه ی رویی ان از پارچه های رنگی شاد از جنس چیت و لایه ی درونی از پارچه های متقال سیاه رنگ دوخته می شود.

کرتی:

کرتی یک روپوش بلند است که اغلب از پارچه های مخمل با رنگ های شاد دوخته می شود. یقه ی این لباس بصورت هفت و جلوی ان باز است و این لباس بیشتر در عروسی ها استفاده می شده است.

چورقاد:

یک روسری پارچه ای که ابعاد ان تغریبا 5/1 در 5/1 متر بازمینه ی سفید و اغلب دارای گلهای قرمز است. مردم به این روسری ها “چارقد مکه” می گویند و پارچه ی ان ژاپنی است و این روسری را مردم از مکه بصورت سوغات برای یکدیگر می اورند.

چوشو:

چادرشب یک پارچه ی مربعی شکل است که حدود 5/3 مترپارچه نیاز دارد و در زمستان زنان ابیانه بصورت مثلثی (مانند روسری) برای محافظت خود از سرما بر سر می کنند.
مردم به این پارچه ها “کجی” می گویند و از جنس ابریشم است.طرح انها بصورت چهارخانه ای ورنگارنگ است.دختران جوان ازچادرشب با رنگ زرد و زنان مسن تر بیشتر از رنگ قرمز استفاده می کنند.

عراقچین:

عراقچین کلاهی کاسه مانند است که اغلب رنگ ان قرمز است و زیر چارقد برسر گذاشته می شود به گونه ای که مقداری از آن از زیر چارقد نمایان است.این کلاه در حالت عادی از پارچه ای قرمز رنگ دوخته می شود اما برای استفاده از آن در عروسی ها انها را با نقره و دیگرزینت الات تزیین می کنند.

نام لباس ها با زبان ابیانه ای نوشته شده و مطالب نوشته شده در این پست هیچ غلط املایی ندارد.

تاسوعا و عاشورا در ابیانه

همه ساله در ابیانه مراسم محرم در دو روز تاسوعا و عاشورا با شور و حال خاصی برگزار می گردد که نمونه ی این مراسم را در هیچ جای ایران نمی توان یافت. تاسوعا و عاشورا در ابیانه شامل مراسمی است که از روز تاسوعا شروع شده و تا یک روز بعد از عاشورا با نظم وترتیب خاصی ادامه می یابد. ( بطوریکه هر تازه واردی با داشتن اطلاعات می تواند تمام مراسم ها را بدون هیچ کم و کاستی ببیند.)
از قدیم حتی تا چند سال اخیر نیز رسم بود که از اول محرم تا روز تاسوعا کسانی که از محرم قبل تا محرم امسال فردی از نزدیکان خود را از دست داده بودند هر روز بعد از ظهرها درب منزل خود قالیچه ای را پهن می کردند و نذورات خود را بر روی ان می گذاشتند و همچنین آتشی بر- می افروختند و همه ی مردم خود را موظف می دانستند که برای عرض تسلیت و قرائت فاتحه به درب منازل همه ی صاحبان عزا بروند( متاسفانه این رسم به دلیل مشکلات خاص مردم در چند سال اخیر کمتر به چشم می خورد.)
نکته ی مهمی که قبل از توضیح مراسم باید در اینجا به عرض خوانندگان برسانیم اینکه: ابیانه ای ها به رنگ مشکی اعتقادی ندارند و مشکی را نمادی برای غم و ناراحتی نمی دانند و معتقدند که این رنگ باعث به وجود امدن افسردگی و غم می گردد و به همین دلیل در عزاداری های ابیانه چه مذهبی و چه شخصی کمتر کسی به چشم می خورد که لباس مشکی بپوشد و تمام مردم پیرو جوان در تمام ایام سال و مخصوصا تاسوعا و عاشورا زیبا ترین و رنگارنگ ترین لباسها را می پوشند.( شاید این سوال پیش اید که چرا با وجود چنین عقیده ای مردان شلوار سنتی مشکی می پوشند؟ در پاسخ می توان گفت : لباس مردان ابیانه در گذشته علاوه بر شلوار گشاد . قبا (ghaba ) نیز بوده است که بصورت لباس یلندی است که روی شلوار را می پوشاند و تاریکی شلوار در روشنی و رنگارنگ بودن قبا از بین می رفته است اما چون این سنت از بین رفته سیاهی شلوار نمایان شده است).

و اما مراسم تاسوعا وعاشورا :

در شب تاسوعا حدود ساعت 8 در مسجدی به نام مسجد یسمان (yosman ) مراسمی برگزار می گردد که ” ذاکری ” نام دارد بدین صورت که مردم محله ی “یسمان ” در مسجد محل جمع شده و نوحه هایی را با اهنگ های خاص خود زمزمه می کنند. دو نفر (یا بیشتر) از مردم محل شعرها را می خوانند ودیگر مردم در جواب انها تکرار می کنندو اشعار زیر خوانده می شود:

ما ذاکر اولاد رسول ثقلینیم ای وای مصیبت
ما جمله سیه پوش وعزا دار حسینیم ای وای مصیبت
ای فلک خوارو مکن دور از وطنان را صیدکفارو مکن عباس جوان را
ز ستم خم شد کمر زینب ز الم خون شد جگر زینب

و این مراسم با صرف نذورات مردم به پایان می رسد و مردم برای روز تاسوعا آماده می شوند.

در صبح روز تاسوعا مردم در جنب و جوش هستند عده ای نخل محله ی بالا را برای گردش در کوچه ها آماده می کنند ( اصطلاحا لباس می پوشانند ) و عده ای نخل پایین . مردم محله ی یسمان نیز برای به حرکت در آوردن دسته ی (هیئت ) “جقجقه” (jaghjagheh )تلاش می کنند.
“جقجقه ” یکی از زیبا ترین مراسم در طول محرم ابیانه است که یک مراسم قدی می به جای مانده از ایران باستان است که جز در ابیانه در هیچ نقطه ی ایران مانند انرا نمی توان دید.( این مراسم به ارث رسیده از قبل از اسلام و در واقع مراسمی ست که مردم ایران باستان برای سوگ سیاوش اجرا می کردند. ونیز گفته می شود نخل هم نمادی به جای مانده ازاین مراسم است که در زمان ورود اسلام به ایران رنگ و بوی اسلامی به خود گرفته است.)
مراسم جقجقه توسط مردم محله ی یسمان در ساعت 8 صبح شروع شده و با نوحه ها و سبک ویژه ای در کوچه ها به گردش در می اید .

به این ترتیب که: این دو دسته مانند دسته های زنجیر زنی از دو صف مردان در دو طرف کوچه تشکیل شده که هر یک از مردان دو قطعه چوب استوانه ای به طول تغریبا 7 سانتیمتر و قطر6 سانتیمتر را در دست می گیرند و همراه با آهنگ نوحه ای که توسط چند نفر از اهالی محل خوانده می شود این دو پوب را یکبار بالای سر و یکبار زیر زانو به همدیگر می زنند تعدادی از اشعاری که در این مراسم خوانده می شو د ( با آهنگ خاص ) به شرح زیر است:

دیگر امشب ای عزیزان شب قتل شاه دین است
بنگر در این بیابان شه کربلا حزین است
ز سواره و پیاده همه دست کین گشاده
دو هزار در یسارو سه هزار در یمین است
ای شیعه بیا خون دل از دیده روان کن فریاد و فغان از غم این تشنه لبان کن
***

شد روایت که ابو جهل لعین رفت به نزد نبی و گفت که مرغی که بود چشم و سر و سینه و منقار وی از لعل و زر سیم و زبر جد ز فلان سنگ برون اور و پیغمبریت را کنم اقرار
شد نبی جانب ان سنگ دعا کرد و به فرمان حق ان مرغ که بو جهل طلب کرد از ان سنگ برون امد و در شان نبی گفت گواهی که رسولی و نبی و بود دین تو بر حق و ابو جهل لعین گفت همی سحر به سحر تو ندیدم سحرا را

مسیراین دسته ی عزاداری از مسجد “یسمان” شروع می شود و به ترتیب از مکاه ها (محله) های زیر عبور می کند :
پالیزه (palizeh ) – پخو نگاه(pakhunaga )– پرزله (porzale ) – میان ده- امامزاده ودربازگشت تغریبا همین مسیر را طی می کند. هنگامی که مراسم ” جقجقه ” تمام می شود مراسم “پرسه” (parse ) شروع می شود بدین صورت که مردم هر سه محل در ابیانه بصورت دسته هایی جمع می شوند وبا زمزمه ی نوحه های ویژه ای که این اشعار نیز دارای اهنگ خاصی هستند در کوچه های محل راه می روند. پس از بازگشت “پرسه ” به امامزاده مردم محله ی پایین نخل پایین ده را به حرکت در می اورند و میر نخل پایین بدین ترتیب است: امامزاده-میان ده –چشمه. ( در روز تاسوعا به جز در ابتدا و انتهای مسیر نخل به زمین گذاشته نمی شود اما در روز عاشورا هر جایی که عضوی از یک خانواده در طول یک سال گذشته فوت کرده باشد به نشانه ی احترام وی نخل را درب منزل آنها به زمین می گذارند).هنگامی که نخل محله ی پایین به چشمه می رسد( انتهای مرحله ی اول مسیر ) جهت صرف ناهار و استراحت انرا روی زمین می گذارند و حدودا نخ تا ساعت5/2 بعد از ظهر در چشمه است .
حدود ساعت 1 بعد از ظهر از مسجد یسمان مراسم ” شده برداری ” (shade) شروع می شود که همانند “پرسه ” ی محله های دیگر است و مسیر ان از مسجد یسمان شروع شده و پس از گردش در کوچه های این محل به همان مسجد باز می گردد.
به چشمه باز می گردیم: نخل که چند ساعت پیش در پشمه ساکن شده بود به حرکت در می آید و حرکت این نخل از همان ابتدای مسیر بسیار سخت است . هنگامی که مردم نخل را بر دوش می گیرندباید آنرا از کوهی با شیب تند بالا آورند عده ای زیر پایه های نخل هستند و عده ای طنابی را که به نخل بسته شده بطرف بالا می کشند و یک نفر هم روی نخل می نشیند.
(فلسفه ی نشستن شخص روی نخل در ادامه شرح داده خواهد شد.)این نخل از کوه بالا کشیده می شود و به حسینیه ی محله ی پایین باز می گردد. ( انتهای مسیر در تاسوعا)
در این هنگام مردم محله ی “پل” (pal ) و “یسمان ” ( بصورت مشترک ) آماده ی به حرکت در آوردن نخل محله ی بالا می شوند دو دسته ی زنجیر زن یکی از محله ی بالا و دیگری از محله ی یسمان به محله ی “پرزله” که جایگاه نخل محله ی بالا در انجاست می آیند و پس از آنکه از مردم هر دو محل کسب اجازه شد نخل محله ی بالا به حرکت در می اید و مسیر ان به ترتیب زیر است :
“پرزله” – “یسمان” – “پالیزه” – “پخونگاه”(خانقاه) – زیارتگاه – و در ادامه به حسینیه ی محله ی پرزله باز می گردد.

همانطور که گفته شد در تمام طول مسیر ها ( بر روی هر دو نخل ) یک نفر روی نخل می نشیند زیرا اولا: به دلیل کم عرض بودن کوچه ها برای محافظت از نخل و زینت الات موجود بر روی ان وجود این شخص لازم است و ثانیا : این موضوع جزء رسومات ابیانه است که فلسفه ی آن این است که در گذشته نخل ابیانه به دست نجاری در روستای “زنجانبر” ( از روستا های اطراف کاشان) ساخته شده است و عده ای از اهالی ابیانه برای آوردن نخل به این روستا می روند و در مسیر برگشت یکی از افراد سالخورده خسته می شود و با هماهنگی همه این شخص روی نخل می نشیند و قرار بر این می شود که هنگامی که به ابیانه رسیدند همه را به صرف شام مهمان کند و این رسم از گذشته به ارث رسیده که هر کسی که محرم روی نخل می نشیند شام روز عاشورا را باید برای همه ی مردم مهیا کند.( نشستن روی نخل مخصوص افراد خاصی از روستا است که بصورت طایفه ای به انها ارث رسیده است.)
در این مرحله مراسم سنتی روز تاسوعا تمام شده و در مساجد و کوچه ها هیئت های زنجیر زنی ( که یک مراسم نسبتا جدید در ابیانه است ) به عزاداری می پردازند.
طلوع صبح محرم دمید واویلا عزای آل محمد رسید واویلا

این زمزمه ایست که ساعت 3 صبح روز تاسوعا سکوت تاریکی نیمه ی شب را در هم میشکند. این مراسم که اهالی این روستا به آن طلوع می گویند در نیمه ی شب شروع می شود و دسته هایی از هر محله در کل ابیانه از مسیر های خاصی دور می زنند بطوریکه برای نماز صبح و طلوع آفتاب همه ی دسته ها در امامزاده هستند و نذوراتی مانند :آش و … برای صبحانه پخش می شود و سپس مردم برای مراسم عاشورا آماده می شوند.
پرشور ترین مر حله ی مراسم محرم ابیانه هنگامی ست که صبح عاشورا نخل محله ی بالا به حرکت در می آید. همه ی مردم چه ابیانه ای و چه مهمان ها در محله ی پرزله جمع می شوند و منتظر به حرکت در آمدن نخل هستند و دراین فاصله چای تازه دمی که به دست خود اهالی در مسجد پرزله به صورت نذری داده می شود می نوشند.
نخل به حرکت در می آید و امروز روزی است که نخل را باید در مکان های خاصی زمین بگذارند. دسته های زنجیر زن به دنبال نخل به عزا داری می پردازندو نخل محله ی بالا از محله ی پرزله بطرف میان ده حرکت می کند .
همزمان با حرکت نخل محله ی بالا بطف محله ی میان ده ( این محله جنب مسجد جامع قرار دارد.) نخل محله ی پایین هم بطرف این محل حرکت می کندو تنها جایی که هر دو نخل ابیانه در کنار هم دیده می شونددر همین مکان است. پس از دقایقی هر دو نخل به حرکت در می ایند و نخل محله ی پایین تغریبا همان مسیر روز تاسوعا را بطرف چشمه طی می کند با این تفاوت که در جاهایی که خانه های عزادار قالیچه ای را گسترده اند و به پخش نذورات مشغول هستندنخل به زمین گذاشته می شود(برای لحظاتی) و سپس به چشمه برای صرف ناهار برده می شود.
اما مسیری که نخل محله ی بالا طی می کند طولانی تر از نخل محله ی پایین است. نخل بالا پس از حرکت از میان ده به ترتیب به محله های “پالیزه”- ” یسمان”– “په باغچه”(pabaghche)
خانقاه . برده می شود ودر بین مسیرها نیز هماند نخل پایین در نقاط مشخص به زمین گذاشته می شودسپس این نخل به آسیاب برده می شود.اسیاب مکانی است که مردم محله ی بالا و همچنین کسانی که پایه های نخل را گرفته اند در ظهر عاشورا به صرف ناهار دعوت هستند. پس از صرف ناهار نخل محله ی بالا در بالاترین قسمت های ده به حرکت خود ادامه می دهد.
همزمان با گردش نخل محله ی بالا در کوچه ها مراسم پرشور بالا کشیدن نخل محله ی پایین از کوه پشمه آغاز می شود (حدود ساعت 2) و عده ای پایه های نخل را می گیرند وبرروی دامنه ی کوه شروع به حرکت می کنند و مردم دیگر نیز ( چه ابیانه ای و چه مهمان ) بر بالای کوه برای تماشا می ایستند بالاخره این نخل با مشکلات فراوان بالا آورده می شود و با حرکت از مسیر خاصی به حسینیه ی پایین ده برده می شود تا جهت استفاده از آن در سالهای بعد از گزند باران و صدمات دیگر مصون بماند.
نخل محله ی بالا هنوز در گردش است این نخل از مسیر “پل” (pal) به طرف محله ی “علی پارنه” (ali pareneh) آورده می شود و سپس با حرکت از کوچه های خاصی این نخل هم بطرف حسینیه ی محله ی پرزله برده می شود.در اینجا حرکت نخل در تاسوعا و عاشوراتمام می شود.
هیئت های زنجیرزنی ( اگر از لحاظ تاریخی بررسی کنیم نسبت به مراسم های دیگر جدید به شمار می آید.) در کوچه ها به نوحه سرایی می پردازند و در آخر از شامی که در هر محله بصورت جداگانه و توسط کسی که در این دو روز روی نخل نشسته است تهیه شده است بهره می برند.
حدود ساعت 8 شب در مسجد یسمان مراسم شام غریبان شروع می شود به این صورت که جوانان دو دسته تشکیل می دهند و با خواندن نوحه ها و اشعار سنتی بطرف امامزا ده حرکت می کنند . زنان و مردان دیگر نیز پشت سر آنها می روند و پس از اینکه لحظاتی را در امامزاده سپری کردند تغریبا از همان مسیر به مسجد یسمان باز می گردند.
در روز بعد از عاشورا ( 11 محرم ) مراسم “بنی اسد ” باز هم توسط مردم محله ییسمان اجرا می شود. چند نفر از اهالی محل لباس مخصوصی می پو شند و بیل و کلنگ به دست می گیرند و مسیر را تا امامزاده ودر برگشت به مسجد یسمان باز می گردندو بانگ بر می دارند:

بنی اسد غوغا کنید واویلا نعش حسین پیدا کنید واویلا

عید نوروز در ابیانه

در اواخراسفند و با نزدیک شدن به عید نوروز _ این هدیه ی اهورامزدا به سرزمین نور_ مردم این روستا شور و حال خاصی پیدا می کردند وبا زنده شدن دوباره طبیعت جانها روح تازه ای می گرفتند.
بازی های مخصوص عید در میان جوانان شروع می شد( بازی هایی مانند : لاک و چوب – شاه بازی کفشک و… ) که پسرها در میدانهای مختلف جمع شده و به بازی می پرداختند و دیگر مردم نیز به تماشا می نشستند. مردم با اشتیاق خانه ها را گردگیری می کردندو ظروف و اجیل هایی را برای پذیرایی از مهمان هایی که در طول عید به دیدنشان خواهند امد را با سلیقه ی کدبانوی خانه اماده می کردند.
صبح روز اول عید عید دیدنی مردم اغاز می شدو خانواده هایی که جایگاه اجتماعی انها در ده بالاتربود مانند : ریش سفیدها – کدخداها و ارباب ها به عید می نشستند و دیگران به دیدن انها می امدند و عید را به یکدیگر تبریک می گفتند. در سفره ای که کدبانوی خانه انرا به طرزخاصی چیده بود خوردنی هایی از قبیل :غذاهای محلی – نان تازه – ماست – پنیر – تر حلوا و… وجود داشت و مردم بر این عقیده بودند که هر کس باید دستی به سفره بزند ( نمکی تازه کند ) چون اعتقاد داشتند که سال جدید باید بدون کدورت شروع شود.
از دیگر مراسم در عید دید وبازدید از پدر و مادر جوانانی که به تازگی ازدواج کرده اند است و هدایایی از قبیل زینت الات ( نقره محلی ) به عروس داده می شود و عروس هم یک دستمال آجیل را به داماد عیدی می دهد.
از روز دوم بازدید ها شروع می شد و کسانی که به دیدن رفته بودند آماده ی پذیرایی از بازدید کنندگان می شدند.
در طول ایام عید بازی های کوچه ای بچه ها ادامه داشت و جوانان با دسته های مختلف و در مکان های گوناگون به بازی و شادی می پرداختند.
درروز دوازدهم فروردین پیروجوان در صدد مهیا ساختن وسایل مورد نیاز برای تفریح سیزده بدر برمی آمدند.در روز سیزدهم مردم در دسته های مختلف ( دختران وپسران در گروههای چند نفری ) به دشت و باغ های اطراف رفته و پس از خوردن ناهار برای پا گذاشتن به سبزه ها وبازی و شادی اماده می شدند.

سبزی و خرمی تو از من زردی و رنجوری من از تو
جلوه های زیبای هنر در ابیانه:

….. و این است هنری ماندگار در وجود فرهنگ دوستان:

و اینک فروهر دل انگیز ترین نگاره در چشم این حقیر:

و این هم نقشی دیگر بر قلب های عاشقان سرزمین نور:

نقش ها و نگاره های فوق همه به صورت منبت کاری شده بر روی چوب در ابیانه می باشد.

ب ش سر هار کو اکو ب نون بلندتر نا بیروم اداش کا
Ba sha sar har kooe ko ba noon boland tar na birom adash ka.

( یعنی هر کار دلت می خواهد بکن من نمی ترسم)

نن حسن یو نون حسن صاد گز رسن
Nen hasan yo noon hasan sad gaz rasan

(کنایه از تفاوت فاحش دو چیز)

وارگ ب گالا اوردن ( گرگ به گله آوردن)
Varg ba gala ordan
(کنایه از جنجال بر انگیزی)

او در رسن باسن
Ov dar rasan bassan
(بزرگ جلوه دادن یک امر کوچک)

ب او بوریکه سوتن
Ba ov borike sotan
( زندگی با امکانات کم و یا متعارف)

خر ب دم اینوسه گو ب سم
Khar ba dom inose go ba som
( کنایه از کسی که سطحی و گذرا ازکنار هر موضوعی رد می شود.)

از جاده ی قدیم کاشان _ نطنز جاده ای بسمت غرب جدا می شود که پس از طی 20 کیلومتر در جاده ای پر پیچ و خم به ابیانه میرسد( به دلیل پر پیچ وخم بودن جاده در این 20 کیلومتر این جاده خطر ناک است و رعایت نکات ایمنی در رانندگی بسیار ضروری است.)

*****
فرهنگ و تاریخ ابیانه بسوی نابودی کامل می رود….

نمــــــاد فـــــــروهر
نياكان ما از چند هزار سال پيش دريافته بودند كه هر انسان زنده از تن، جان، روان، وجدان و فروهر (Fravahr) سرشته شده كه پويندگي و بالندگي انسان از كوشش و جوشش آن‌هاست.
فروهر از دو واژه‌ي “فره” به معني جلو، پيش و “وهر” يا ورتي به معني برنده و كشنده درست شده است و شايد بتوان گفت از نظر زندگي، فروهر بزرگترين و باارزش‌ترين جزء وجود انسان است ، چون پرتوي از هستي بي‌پايان اهورامزداست كه انسان را به‌سوي رسايي رهنما مي‌شود و وظيفه‌ي پيش‌بري و فرابري، براي انسان به برترين پايه‌ي هستي را داراست. و پس از مرگ با همان پاكي و درستي به اصل خود (اهورامزدا) مي‌پيوندد.
امروزه نگاره‌ي زير بين زرتشتيان نمايانگر شكل فروهر است و به‌عنوان نشانواره‌ي دين زرتشتي به‌كار مي‌رود. اين نگاره، گذشته‌ي چندين هزارساله داشته و شبيه آن در جاهاي ديگر و نزد قوم‌هاي ديگري ديده شده است ولي شكل كنوني آن در كتيبه‌هاي هخامنشي بالاي سر پادشاهان ديده مي‌شود.