وقتی بحث از بداهه می‌باشد و قصد ما این است که بداهه صحبت کنیم باید کار بداهه را با بداهه آغاز کرد، همه بداهه‌پرداز هستند، موسیقی‌دان‌های قدیمی، زندگی و نحوه‌ی تکامل آن‌ها، حتی یک نظریه‌‏پرداز از بداهه در روش خود استفاده می‌کند. یک بازیگر تئاتر وقتی بدون هیچ زمینه‌ی قبلی نمایشی را ارائه می‌دهد، در واقع در حال بداهه‌‏پردازی است. تئوری‌ها تا سی سال پیش بر این اعتقاد بودند که بداهه‌‏پردازی، بداهه، خلاقیت و نوآوری و نو‌اندیشی قابلیت آموختن نیست. بلکه استعدادی ذاتی است. بعدها ثابت کردند که این‌طور نیست، هر چه ما از دوره‌‏های سنتی به عصر صنعتی نزدیک می‌شویم پردازش فی‌البداهه در انسان گویی کم‌رنگ‌‏تر می‌شود و دلیل آن هم وجود استرس، نگرانی و مشکلات در زندگی است. گاهی اوقات می‌شود با بداهه یک محیط را تغییر داد. بداهه‌پردازی به تحمل افراد هم بستگی دارد کسی که دارای تحمل کم و درصد استرس پذیرش کم است، نمی‌تواند بداهه‏‌پرداز خوبی باشد. چون بداهه با استرس رابطه دارد. نقل شده است که ابوعلی سینا در مواجه با یک انسان که فکر می‌کرد گاو است، گفت تو گاو خوبی هستی ولی برای کشته شدن لاغر هستی و از طریق خوردن غذا به او داروهای مورد نیازش را خوراند پس ابوعلی سینا او را درک کرده بود. بنابراین درک بداهه‌‏پردازی اولین اصل پدیدارشناسی بداهه‌‏پردازی است.
● فعّالیت‌های مغزی به چهار دسته تقسیم می‌شوند:
۱) فعالیت جبری که بدین‌وسیله پدیده‏‌های پیرامون خود را درک می‌کنیم و می‌بینیم.
۲) فعالیت‌هایی که به عنوان بداهه شناخته شده‌‏اند.
۳) فعالیت‌هایی که شامل استدلال تجزیه و تحلیل است.
۴) مرحله خلاقیت. پس اصیل‏‌ترین، غنی‌‏ترین و باارزش‏‌ترین ویژگی انسان‌ها همان توانایی اندیشه‏‌های خلّاق می‌باشد.
با شروع استرس در شخص سرعت پردازش اطلاعات افزایش پیدا می‌کند و انسجام اطلاعات بیشتر می‌شود درنتیجه پردازش اندیشه‏‌های خلاقانه هم افزایش پیدا خواهد کرد. همین اتفاق موجب می‌شود که یک نگرش تازه در آن‌ها وجود داشته باشد این نگرش تازه باعث پیدایش بداهه‌پردازی در آن‌ها می‌شود. بداهه‌پردازی یعنی به‌وجودآمدن ساختاری که عملاً از قبل وجود نداشته است. در هر صورت اگر می‌خواهیم نهان قضیه‌ای را پیدا کنیم باید از آن نترسیم.
حتی ممکن است به خرافه گرایش پیدا کنیم و خطاهای منطقی داشته باشیم. مردم قدیم نمی‌دانستند مثلاً بیماری یا جنون روانی بعد از زایمان چیست و اعتقاد داشتند این آل‌گرفتگی است. یعنی یک موجود افسانه‌ای به‌نام آل خواهد آمد که جان زن زائو را می‌گیرد. بعد به دنبال راه حل می‌گشتند و فی‌البداهه علتی را برایش می‌ساختند و می‌گفتند اگر کنار آن آهن بگذاریم این اتفاق نمی‌افتد در حالی که آهن فیزیولوژی خون را تغییر می‌دهد و ایجاد تغییرات فیزیولوژیکی می‌کند. این خود بداهه است. یعنی آفرینشی که کمک می‌کرد تا به‌وسیله‌ی آن جلوی مشکلی را بگیرند.
بعضی‌ها معتقدند که خلاقیت به فعالیت مغز در نیمکره چپ انسان مربوط می‌شود و اگر ما ارتباط این دو نیمکره را زیاد کنیم و این دو را تقویت نماییم نبوغ ایجاد کردیم. و بعضی‌ها با واردکردن مواد رادیواکتیو به سلول‌های مغزی انسان سعی در این داشتند که ببینند کدام قسمت ذهن فعال می‌گردد و آن‌ها را یادداشت می‌کردند و مطالعاتی روی آن‌ها انجام می‌دادند و تفاوت‌ها را بررسی می‌کردند. ذهن ما باید انعطاف‌پذیر باشد و ویژگی‌های ابتکار داشته باشد و یک موضوع را از جنبه‌های گوناگون بررسی کند مثلاً آجر را یکی ممکن است از وزن آن استفاده کند دیگری ممکن است آن را به عنوان وسیله‌‏ای به کار ببرد و دیگری ممکن است آن را خرد کند و از خرده‌های آن استفاده کند مهم این است که می‌توان با کاربردهای گوناگون از آن استفاده کرد.
دو دیدگاه در مورد انسان‌های خلاق و غیر خلاق عنوان می‌کنند.
۱) دیدگاه روانکاوی
۲) دیدگاه انسان‌گرایی.
فروید بیشتر از همه در این زمینه نظر داده است و می‌گوید تضاد امیال درونی ما با محیط بیرونی خلاقیت را به‌وجود می‌آورد. وی اعتقاد دارد امیالی که فرصت بروز ندارند و در صورت بروز در جامعه با آن‌ها برخورد می‌گردد به صورت یک کار خلاقه بروز می‌کند. انسان‌گرایان می‌گویند که این‌طور نیست خلاقیت ناشی از یک‌پارچگی وجودی است وقتی که یک فرد بتواند تعارض‌‏ها را بشکند یعنی می‌تواند خودش را آن طور که هست بپذیرد و قبول کند و خلاقیتش را ابراز نماید. کسی که با مشکلات زندگیش به نوعی مثبت برخورد می‌کند فرد خلاقی است و خلاقیت در واقع این است که فرد احساس کند بر روی مشکلات خویش کنترل درونی دارد.
برخی دانشجویان، محققین تازه کار احساس می‌کنند دیگر چیزی برای کشف شدن در دنیا وجود ندارد و چیزی برای ابداع نیست و موضوعی نیست که دیگران به آن موضوع نپرداخته باشند. همین احساس باعث می‌شود واقعاً کارها برای آن‌ها تمام شده باشد و چیزی برای آن‌ها نمانده باشد. وقتی از پدیدارشناسی بداهه حرف زده می‌شود، این موضوع بررسی می‌گردد که چرا یک نقاش می‌تواند یک تابلو، رنگ، حرکت، تجسم، فضا را خلق بکند.
در صورتی که دکتران تخصصی هنرهای تجسمی نمی‌توانند یا یک سفالگر چگونه می‌تواند با رجوع به درونیات خود شکلی را بیافریند که دیگران نمی‌توانند و یا یک شاعر و… هنجارها همیشه تعیین‌کننده خلاقیت هستند، بعضی از ذهن خلاق خود در جهت منفی استفاده می‌کنند. با این کار آن‌ها تا حدودی هنجارها را هم تغییر می‌دهند ولی با تغییر هنجارها به‌خصوص هنجارهایی که مبانی فکری و تحلیلی ندارند و دارای مبانی غیر علمی و غیر فکری هستند، خلاقیت‌ها نیز در مسیری خواسته شده بروز می‌کند و بداهه می‌تواند مبانی این نو هنجارها را تغییر دهد. مثلاً در مورد بحث صراحت در بیان تجربه اگر کسی موضوعی را مطرح کند و دارای صراحت تجربه باشد و روی آن عمل خواسته شده کار کند می‌تواند خلاقیت و ابداع را ایجاد کند، همیشه انسان باید آن چیزی که هست باشد نه آن چیزی که دیگران و اطرافیان از وی می‌خواهند، یا دوست دارند آن طوری باشد که خودشان دوست دارند، بنابراین شخصی که دارای عدم اعتماد به نفس می‌باشد به علّت عدم ابراز وجود خودش را انکار می‌کند و همین باعث می‌شود یک شکل منفی از خودش ایجاد کند.
بنابراین به خاطر عدم تحمل دچار استرس می‌شود. تفاوت بدیهه‏‌سازی و خلاقیت در این است که خلاقیت نیاز به پشتکار دارد و انتقاد در آن خیلی مهم و اساسی است ولی بداهه نیاز به این‌ها ندارد و فقط کافی است که شخص بتواند خودش را بپذیرد و خود انگیخته شود. در بداهه اصل این است که منتظر نباشیم که دیگران ما را تأیید کنند، بلکه خودمان خودمان را بپذیریم زیرا بداهه‌پردازی یعنی آفریدن بدون هیچ پشتوانه‌ی قبلی. بنابراین بداهه‌پردازی سلسله‏‌وار اعتقاد به خویشتن، پذیرش خویشتن، فرصت‏ دادن به خویشتن برای بروز نفس، اعتماد دیگران، پذیرش دیگران، فرصت به دیگران حتی برای بروز نفس می‌باشد.
بداهه همان خلاقیت نیست بلکه بداهه از نظر جنس دارای عنصر خلاقیت است. ولی چیزی فراتر، ویژه‌‏تر، خاص‏‌تر از خلاقیت است.یعنی اگر انسانی تجربه‌ی بداهه داشته باشد به او انسان خلاق می‌گویند ولی الزامی نیست کسی که دارای تجربه خلاقیت است به او بداهه‌پرداز بگویند. برای رسیدن به این مسأله که آیا بداهه ذاتی است یا اکتسابی باید با نگاه به مبانی نورولوژیکی، روانشناختی و تعلیم و تربیت، کار را شروع کنیم.
اگر بداهه چیزی فراتر از خلاقیت است. چیست؟ یعنی نگاهی شناخت‏‌شناسی به بداهه داشته باشیم. این چیستی و یا پدیداری که ما از آن یاد می‌کنیم در یک انسان چگونه تجلی پیدا می‌کند چگونه این اتفاق می‌افتد؟ و آیا امکان تکرار در انسان دیگری هم وجود دارد یا نه؟
برای رسیدن به این جواب بحث را از ادبیات الهی شروع و سعی می‌کنیم به ادبیات علمی برسیم. علّت و هدف از آفرینش محبت و معرفت است. نزول مظاهر الهی، پیامبران، تعالیم الهی همه حرکت‌هایی است که در داخل دنیای انسانی و دنیای محیطی ما به عنوان خلاقیت و ابداع و بداهه انجام می‌گیرد، همه‌ی این‌ها ختم به یک حرکت می‌شود که همان محبت است.
ما همه حامل محبتی هستیم که آن را یا از طبیعت یا از منبع والای الهی، متافیزیک دریافت می‌کنیم و یا به گونه‏‌ای از درون خودمان دریافت می‌کنیم و حرکت ما به عنوان یک انسان از سر نخ‌هایی که در طبیعت وجود دارد شروع می‌گردد و با توانمندی‌های خود آن را به سمت بیرون سوق می‌دهیم و در نهایت به سمت طبیعت حرکت می‌دهیم. ما سه نوع دنیا داریم، دنیای درون و دنیای بیرون و متافیزیک. حادثه‏‌ای که از قبل زمان داشته باشد خلاقیت یا ابداع برای انسان است اما اگر حادثه‌‏ای را ایجاد کنیم که در آن زمان فرع قضیه باشد ما به آن بداهه می‌گوییم.
ما یک سری توانمندی‌ها را از منبع ناخودآگاه  می‌گیریم ذهن  ما یک سری توانمندی دارد، و یک سری توانمندی را هم از طبیعت می‌گیریم و با سر نخ‏‌هایی که از طبیعت گرفته‏‌ایم همه را ترکیب می‌کنیم و از ترکیب آن‌ها یک ترکیب مغزی استخراج می‌کنیم، سرانجام از آن نیرویی به‌وجود می‌آید که ما اسمش را عقل جزئی و عقل درون می‌نامیم و بعد با قوه‌ی اختیار این توانمندی را در جهت کشف، اختراع و اکتشاف و سوار شدن بر طبیعت استفاده می‌کنیم.
ما چیزهایی که در اطراف خود می‌بینیم همان پدیده‌‏های بیرونی است که به ما پیام‌‏های هستی می‌دهند برخی از آن‌ها عنصر زیباشناسی هستند. از نظر جذابیت، از نظر تناسب یا از نظر هماهنگی ذهن ما را تحت تأثیر خود قرار می‌دهند. تجربه‌‏های زیباشناسی در درون ما مثل انعکاس یک تصویر زیبا در آینه در ما تجلی زیباشناسانه ایجاد می‌کند و ما به‌تدریج جلوه‌های زیباشناسی را در درون خود مجسم می‌کنیم. واکنش‌های زیباشناسانه در برخورد با پدیده‌های مشابه به صورت واکنش‌های کلامی، شعر موزون، موسیقی و یا ترکیب حرکات عضلات و واکنش‌های نقاشی روی بوم و رنگ و… را به وجود می‌آورد و ما از آن‌ها به عنوان خلاقیت و گاهی اوقات بداهه یاد می‌کنیم.
بداهه برخلاف خلاقیت امکان تصحیح و تکمیل ندارد. فردی که سعی می‌کند از نیروهای بارز و نهفته‌ی خود برای پیدایش یک اثر جدید، یا فکر جدید و یا پدیده‌‏ای جدید استفاده نماید، بداهه را به‌وجود می‌آورد. چیزی که در عنصر خلاقیت وجود دارد، این است که فرد با قصد، نیت و تصمیم قبلی در بسیاری اوقات دست به خلاقیت می‌زند ولی بداهه چنین نیست. اولین عنصری که در بداهه برای انسان قابل کشف است جسارت می‌باشد یعنی کسی که برای خودش یک تجربه ناممکن را حداقل در ذهن خودش ممکن کند و همچنین رهاشدن از وضعیت کلیشه‌‏ای و خود را در وضعیت جدید قراردادن. بنابراین در بداهه چیز دیگری که غیر از جسارت در ذهن انسان ایجاد می‌شود، تفکر و اگر است یعنی آن‌چه که تاکنون انسان به آن نپرداخته است.
ما در پرداختن به مسأله ذهن و کارکرد آن باز مجبوریم از دیدگاه فیزیک این موضوع را بررسی کنیم. اطلاعاتی که از بیرون وارد مغز می‌شود در مکانی سلولی به نام نرون خاکستری رنگ قرار می‌گیرد. این سلول‌ها تحریک می‌شوند و تغییرات ایجاد می‌کنند که در نهایت انعکاس عصبی صورت می‌گیرد این انتقال به کیسه‌‏هایی می‌رسد که بعد از پاره ‏شدن باعث آزادشدن یک سری مواد شیمیایی می‌گردند که در نهایت باعث بروز حالات و رفتار می‌گردند. در بداهه ما خلاصه شدن زمان و مکان و فضا را در سیستم مغزی می‌ببنیم که به اصطلاح انعطاف‏‌پذیری می‌گوئیم.
بداهه یعنی آزادسازی قدرت تصویر برای پیوستن به بی‌نهایت که در ادبیات کمتر به آن توجه شده است و یکی از موضوعاتی است که به ما می‌گوید چگونه به بی‌نهایت فکر بکنیم چگونه می‌توانیم تصاویر ذهنی خودمان رامرتب و آزاد کنیم. در این‌جاست که این حرکات رفته‌رفته به سمت جریانات معنوی و الهی پیش می‌رود. بنابراین بداهه جدا از خلاقیت است چون خلاقیت ماده‌ی اوّلیه می‌خواهد و نیازمند آمادگی قبلی است و در آن بعد زمانی مطرح است ولی بداهه زمانی کاملاً فشرده و کم می‌خواهد و کاملاً از این مسأله مستقل است، یک نیروی مستقلی است که می‌تواند در ارتباط با منبع الهی باشد و با ساختار درون مغزی عمل کند پس قوه بداهه از نظر بسیاری از افراد جزو قوای مختص معنوی و روحی است و از نظر بسیاری از انسان‏‌های دیگر به خاطر تغییرات شگرف ساختاری هیپوکام در قسمت حافظه است.
گرچه بداهه دارای عناصر و ریشه‌‏های فطری، شخصیتی و به نوعی مبتنی بر ساختار ژنتیک و هوشمندی و یا نبوغ انسان است ولیکن قابلیت انتقال، قابلیت تکثیر، قابلیت تولید، ایجاد و توسعه را دارد. اگر انسان احساس کند که به نوعی بسته‏ شدن و محدود شدن در ذهن دچار شده است و قصد برخورد با این حالت را داشته باشد باید چیزی تحت عنوان تفکر واگرا‌داشتن و به نوعی واگرا برخورد کردن با مخاطب را مورد توجه قرار دهد و آن می‌تواند یک روش مدل‌سازی شده گسترش ایجاد انگیزه‌های بداهه و بداهه‏‌پردازی در انسان باشد.
همچنین فراهم ‏کردن شرایط روانی، احساسی، عاطفی که از جمله گام‌هایی است که در حیطه‌ی آموزش می‌توان به آن اشاره نمود، اولین قدم برای آموزش بداهه در کودکان، دانشجویان و… این است که باید تدابیری اتخاذ گردد تا آن‌ها در قدم اول به خودشناسی برسند و راه‌های رسیدن به آن هم ایجاد انگیزه است. به طورکلی برای بروز خلاقیت و خلاق بارآوردن بچه‌ها شرایط زیادی لازم است که باید رعایت گردد مثلاً شرایط زیست‌محیطی تأثیر خیلی زیادی دارد و در واقع یکی از اصول بروز خلاقیت می‌باشد. ایجاد انگیزه یکی دیگر از این اصول است.
واداشتن بچه به تفکر و اندیشه باز یکی از راه‌های خلاق بارآوردن آنان می‌باشد. و باید شرایطی ایجاد کرد و یا با طرح سؤالاتی ذهن کودک را به ایجاد تفکر تحلیل‌گرانه واداشت‌.
برای تحقق این هدف یعنی ایجاد تفکر تحلیل‌گرانه چه کسانی می‌توانند کمک کنند؟ درنگاه اول درمی‌یابیم که در وحله اول باید جامعه آمادگی پذیرش آن را داشته باشد و بعد از آن مدیران فرهنگی و اجتماعی جامعه می‌توانند خیلی مؤثر باشند. بعد از این‌که خلاقیت و بداهه را تعریف کردیم، نوبت به روش‌های پژوهش و خلاقیت و آموزش بداهه و بداهه‌پردازی می‌رسد. با ارائه مفاهیمی در قالب تعاریف واژه‌های فوق به سبک‏‌شناسی و روانشناسی آن‌ها می‌پردازیم.
بداهه در واقع یک طوفان ذهنی است که موجب می‌شود احساس فعال‏‌تر از قبل شروع به حرکت کند و فرد سرعت فکری بگیرد. در یک فرد به‏‌طور معمول قسمت‌های عصبی گیرنده، فرستنده، پیام‏‌دهنده با هم کمک می‌کنند تا احساسی که ما از آن یاد می‌کنیم به ادراک می‌رسد بعد تصمیم‌گیری می‌کنیم و با استفاده از تناسب و هماهنگی بین اجزاء به ترکیب می‌رسیم.
در بداهه به یکباره احساس و ادراک با هم اتفاق می‌افتد یعنی فاصله‌ی احساس و ادراک برداشته می‌شود و همزمان که فرد حس می‌کند زیربنای ادراکش هم شکل می‌گیرد. و حتی ادراکش کامل نشده شروع می‌کند به پاسخ دادن و همین‌طور زنجیره‌‏ای از احساس، ادراک، رفتار و پاسخ در هم ایجاد می‌شود که از آن به عنوان SPR یاد می‌شود.
به همین دلیل وقتی مولوی بداهه‌پردازی می‌کرد چیزی تحت عنوان شور و احساس او را فرا می‌گرفت. بداهه‌پردازها از نظر صرف انرژی روانی آن‌چنان خسته می‌شوند که گاهی اوقات بی‌هوش می‌شوند چون انرژی زیادی مصرف می‌کنند. آفرینش مهمتر از چگونگی آفرینش است، بداهه هنری است انگیزشی، هیجانی که طوفانی از احساس و ادراک را در ذهن بداهه‌پرداز به‌وجود می‌آورد.
این طوفان ذهنی در حین شتاب با پردازش اطلاعاتی که دارای انسجام و هماهنگی هستند خلاقیت را برای ذهن بداهه‌پرداز به‌وجود می‌آورد.بنابراین درروانشناسی بداهه‌پردازی مجموعه‌ای از توانایی‌های شناختی، فراشناختی، انگیزشی، احساسی و فرااحساسی در شخص بداهه‌پرداز به‌وجود می‌آورد که به او امکانِ تولیدِ همزمان با تنظیم ذهنی و تنظیم همزمان با پردازش ذهنی، پردازش همزمان با تولید ذهنی، تولید همزمان با انسجام تولید می‌دهد.
در حقیقت زنجیره‌ای را به‌وجود می‌آورد که تخیل را به واقعیت و واقعیت را به حقیقت و حقیقت را به انسجام زندگی دعوت می‌کند.شخص بداهه‌پرداز به صورت متمرکز می‌تواند آن‌چه را که در ذهن مخاطب است از طریق نمونه‏‌برداری ادراکی با گونه‌های تصادفی، شنیده‌های تصادفی، برخوردهای تصادفی برداشت کند و تولید خود را آن‌چنان با نگاه مخاطب انطباق ببخشد که مخاطب احساس کند بداهه‌پرداز چیزی را می‌گوید که مخاطب مورد نیازش می‌باشد و بداهه‌پرداز چیزی را می‌سازد که مورد نیاز مخاطب است. مثلاً قصه‌سازی مادر برای فرزند که در آن ساختار لالایی را به گونه‌‏ای خلق می‌کند که کودک احساس کند آن ساختار را مادر تازه به‌وجود آورده است. در اصل بداهه‌پردازی رهبر سمفونی ذهن، احساس، ادراک، اندیشه، پردازش اطلاعات در ساختارهایی است که زیربنای آن را شخصیت فرد بداهه‌پرداز به‌وجود می‌آورد.
به همین دلیل شخص بداهه‌پرداز را بایستی ذهن خلاق نام‌گذاری کرد. ذهنی که همزمان با تولید، به نیاز مخاطب، به تناسب تولید با تولیدات قبلی به تناسب تولید با مبانی تولید به تناسب تولید با شناخت و ساختارهای‌شناختی توجه داشته باشد پس بداهه‌پرداز می‌تواند از کاغذ سفید آن‌چه را برای شما بیان کند که گویی قبلاً نگاشته است و آن را منظم در ذهن خود ترسیم کرده است.
آن‌چنان آن را برای شما بیان می‌کند که گویی سخنرانی از روی یک نوشته‌ای از پیش تعیین‌شده است که برای جلسه‌ی سخنرانی در یک دانشگاه آکادمیک انجام می‌گیرد.به همین دلیل بعضی از دانشمندان می‌توانندبداهه‌پردازی را براساس دواصل انعطاف‌پذیری و اصالت آن‌چنان انسجام بخشند که فرد بداهه‌پرداز را به گونه‏‌ای در پشت یک صفحه‌ی سفید به سفیدخوانی در جهت پردازش اطلاعات قرار بدهند. انسانی که فی‌البداهه و با حس فی‌البداهه کار می‌کند کم‌‏کم در وجودش چیزی تحت عنوان فراخورد ارزشی و نگرشی به‌وجود می‌آید نه فراخوردی که فروید به آن معتقد بود وی فقط به فراخورد اخلاقی معتقد بود. این فراخورد احساسی، ادراکی چیزی نزدیک به شناخت خود است که انسان کم‌‏کم از حالت Progect و انعکاس دیگران به Sobject و تحلیل درونی فرد می‌رسد. کم‏‌کم به aject یا ارزیابی دیگران می‌رسد و یا فراتر از خویشتن دیگران را هم درک می‌کند و به دیگران راه نشان می‌دهد. از رسیدن به خود لذت می‌برد اما از رسیدن به دیگران لذت بیشتری احساس می‌کند.

بداهه پدیده، اتفاق یا فرآیندی است که انسان بدون آمادگی و مبتنی بر خلاقیت در حیطه‌های کلامی، تجسمی، فضایی، حرکتی و غیره… متجلی می‌کند. در این‌جا می‌خواهیم به ارتباط بهره‌ی هوشی یا (IQ) و نبوغ بپردازیم و بررسی کنیم که اگر این ارتباط مثبت باشد پس بداهه امری خارج از آموختن است یعنی فقط فرد با (IQ) بالا دارای نبوغ است و نیز ارتباط نبوغ با بداهه را بررسی نمائیم و ببینیم چه عواملی باعث به‌وجودآمدن بداهه می‌شوند. به زبان ساده و عامیانه خلاقیت یعنی این‌که هر کسی بتواند گلیم خودش را از آب بیرون بکشد.
ولی تعریف علمی خلاقیت عبارت است از تمام فرآیندها و سیر مراحلی که سبب افزایش توانمندی فرد می‌گردد تا بتوانند زندگی بهتر و سالم‌تری داشته باشد. در خیلی از کتب خلاقیت و بداهه‌پردازی مترادف هم ذکر شده‌‏اند و در بعضی کتب هم دارای تفاوت هستند اما نه چندان چشمگیر. اما باید گفت فرد بعد از آشنایی با خلافیت و وارد شدن به این مقوله و به ظهور رساندن توانمندی خود می‌تواند سؤالاتش را شخصاً حل کند در این حالت شخص نبوغ خلاقیت پیدا کرده است.
دکتر کردی در تعریف نبوغ می‌گویند: نبوغ درجه‌ بسیار عالی و خاصی از هوش و توانمندی فرد است که به او اجازه انجام کارهای خارق‏‌العاده را می‌دهد ولی هوش و نبوغ مبنای ارتباطی ندارند یعنی صرفاً انسان‌های نابغه آدم‌های فی‌البداهه نیستند. نبوغ درجه‌ی عالی از هوش است. هوش و استعداد توانمندی‌های بالقوه و بالفعل افراد نسبت به رفتارهای مختلف در محیط اجتماعی است و هدف تغییر و حرکت این توانائی‌ها از بالقوه به بالفعل است. حالا می‌خواهیم بدانیم در چه کسانی امکان بروز بداهه بیش از سایرین است. به‌طور کلی این امکان در افرادی که راحت هستند و احساس خوبی دارند زیاد است و باید توجه داشت که هر قدر درجه‌ی اضطراب فرد بالاتر رود دریچه‌های سانسور در فرد بیشتر می‌شود پس بداهه به نوعی با بهداشت روانی فرد هم مرتبط است. احساس یک فرد در یک محیط و فضای توأم با طنز بیشتر در جهت فی‌البداهه حرکت می‌کند تا محیطی که خشک و رسمی است در نتیجه دریچه‌های سانسور در فرد کمتر خواهد شد.
فنون تدریس دارای اصول چهارگانه‌‏ای می‌باشد که یکی از آن‌ها بداهه‌پردازی است. این اصل را اولین بار فردی در نظام آموزش اروپایی مطرح می‌کند و این‌گونه بیان می‌دارد که بداهه‌پردازی در موسیقی یا در علم خاصی نیست بلکه در همه‌ی زمینه‌ها وجود دارد در برخوردها در ارتباطات در کلام و غیره و به‌طور کلی تمام مراحل زندگی مملو از بداهه‌پردازی است و صرفاً به یک امر خاصی اختصاص پیدا نمی‌کند. بداهه‌پردازی مختص یک شخص خاص نیست و هر کسی می‌تواند بداهه‌‏پرداز باشد. اصل دیگر در مورد بداهه‌پردازی به این مسئله اشاره دارد که در تمام علوم بداهه‌پردازی بحث اصلی می‌باشد. اصل بعدی در بداهه‌پردازی هم فردی هم گروهی بودن آن است.
درواقع در آموزش‌های گروهی اثر بداهه‌پردازی بیشتر از آموزش‌های فردی است. همچنین در بداهه توجه به انگیزه‌های افراد اصلی مهم است، خصوصاً در ارتباطات اجتماعی که ایجاد انگیزه بسیار اهمیت دارد. انگیزه‌‏ها در هر کسی وجود دارد ولیکن متفاوت است. انگیزه‌های بچه‌ها سطحی و انگیزه‌های بزرگ‌ترها پیشرفته‌‏تر است. از اصول دیگر که در بداهه‌پردازی مهم است توجه به موقعیت‌هاست یعنی افراد باید در موقعیتی خاص قرار بگیرند تا قدرت بروز توانمندی‌های خود را داشته باشند. لازم به ذکر است که تفاوت‌های فردی هم سهم مهمی در ایجاد توانمندی‌های گوناگون را در بداهه‌پردازی دارند.
توانمندی‌های افراد را می‌توان شناخت اما نه به طور کامل. در این ارتباط اصلی به نام اصل هویت مطرح می‌شود یعنی آزادی دادن به فرد. آزادی در فرضیاتی که بیان می‌شود و از این طریق توانمندی افراد مشخص می‌شود. اصل بعدی در بدیهه‌‏پردازی بُعد عاطفی است که از بعد عقلی مهم‌تر است به‌خصوص رفتار عاطفی که فرد از خود نشان می‌دهد بسیار مهم است. خودساخته‏‌هایی که فرد بیان می‌کند هرچند که ممکن است غیرواقعی باشند اما نشانه‌ی رشد و توانمندی اوست. در بداهه‌پردازی و خلاقیت قیاس یکی از عناصر است که در یادگیری و یاددهی می‌تواند بسیار مفید واقع شود و زمینه‌ی رشد افراد را فراهم کند.پس قیاس در بداهه‌پردازی یکی از اصول مهم است که ممکن است عقلی باشد یا شخصی. نبوغ زمینه‌ای شخصی، ذهنی و هوشی در بداهه‌پردازی است. ولی بداهه‌پردازی تنها به نبوغ بستگی ندارد بلکه مهارت‌های فنی و ادراکی و انسانی و کاربرد هوش‌های چندگانه ذهنی در بداهه مؤثرتر می‌باشد.بداهه‌پردازی رفتاری است که برای یک شکل هنری و یا یک صورت و حالتی از زندگی به‌وجود نخواهد آمد بلکه در همه‌ی جنبه‌های زندگی می‌تواند توقف و تجلی پیدا کند.
بداهه‌پردازی به توانایی و مهارت‌های نوین دیدن، نوین شنیدن و پردازش اطلاعات کاربردی بستگی کامل دارد. اصول بداهه‌پردازی زمینه‌های ورود و تفکر بداهه هستند که می‌بایستی مورد توجه قرار بگیرند. بداهه‌پردازی امری فردی و گروهی است که می‌تواند به صورت عمیق و همه‌‏جانبه جامعه را تحت‌تأثیر خود قرار دهد. سه اصل انگیزشی در بداهه‌پردازی عبارتند از اصل توجه به بعد عاطفی فرد به‌ویژه کودکان و نوجوانان ـ اصل توجه به انگیزه‌های افراد و اصل توجه به موقعیت فرد.

در بداهه موقعیت‌شناسی درونی و بیرونی یک ماتریس‏‌شناختی و عاطفی را در ذهن به‌وجود می‌آورد که براساس این ماتریس چند بعدیِ عاطفی شناختی رفتاری، رفتارهای نمایشی، تجسمی، موسیقایی و بدن حرکتی بداهه‌پردازی بروز می‌کند و نمودار می‌شود. در بداهه‌پردازی بُعد عاطفی از بعد عقلانی مهم‌تر است و می‌بایستی در پردازش اطلاعات، تربیت حسی و عاطفی از آن استفاده‌های عینی شود که در تعلیم و تربیت انجام می‌گیرد. کشف شهود روانی زمینه‌ای در جهت تقویت بداهه‌پردازی به‌ویژه با تأکید بر شناخت مبتنی بر کشف و شهود است.
بر همین اساس فرصت‌های مبتنی بر کشف و شهود برای کودکان، نوجوانان و بزرگسالان می‌تواند زمینه‌های بداهه‌پردازی را ایجاد نماید و از دانش نبوغ و توانمندی‌های ذهنی بسیار مؤثرتر است. قیاس زیربنای پیدایش اندیشه‏‌ها، افکار فی‌البداهه و تجارب فی‌البداهه در درون ذهن است. بر این اساس بایستی ارزش‌‏یابی قیاسی شخصی، قیاسی جمعی و قیاسی استعاره‏‌ای را به عنوان سه مرحله رسیدن به این دستاوردهای اصیل و پایدار مورد توجه و تأکید کلیدی مجامع و محافل علمی دانشگاهی قرار داد. رویکرد پرداخت به بداهه زمینه‌ای در جهت تفکر خلاقیت در کلیه‌ی ابعاد سنی، اجتماعی و شخصیتی می‌باشد. به همین دلیل در کلیه کتاب‌ها و زمینه‌های درسی باید از آن استفاده کرد. بداهه زمینه‌ای است که می‌تواند جامعه را به سوی توسعه پایدار فرهنگی و هنری و اجتماعی سوق دهد.
بر این اساس هر اندازه بداهه بتواند زیرساخت‌های اجتماعی را براساس یک رویکرد منطقی و متناسب با جامعه‌شناختی رشد دهد، امکان تبلور ایده و خلاقیت در جامعه افزایش پیدا می‌کند. خانواده اساسی‌ترین نهادی است که می‌تواند در زمینه‌ی تجلی بداهه در فرزندان تأثیر داشته باشد. مشروط بر آن‌که دیکتاتوری خانوادگی کنار گذاشته شود و مشارکت و دموکراسی جمعی جای آن را بگیرد. اصول دیگری نیز وجود دارد که تأثیر زیادی در بروز خلاقیت افراد دارد از جمله این‌که محیط زندگی و خانه باید آرام باشد طوری‌که فرزندان احساس کنند که قشنگ‌‏ترین مکان محیط دلپذیر خانه است.
اصل بعدی ارتباط مؤثر و معنادار و در واقع دوطرفه است و از اصول مهم دیگر برقراری ارتباط کاملاً حقیقی است که مانع از ایجاد رفتار دوگانه می‌شود. ارتباط عملی مرحله‌ی بعدی است که هر چه بیشتر باشد تأثیر آن افزایش پیدا خواهد کرد.
بسترسازی از اصول مهم و در واقع اصلاح رفتار است. اگر رفتارها اصلاح نشوند نمی‌توان خلاقیت و بداهه‌پردازی و نبوغ را ترویج کرد و مرحله‌ی بعد هم شامل اصل اثربخشی است که باز هم ارتباطی معنادار و دو طرفه می‌باشد.
لزوم رعایت و پرورش بداهه‌پردازی در آموزش و پرورش موردی است که توجه به آن بسیار حائز اهمیت است. همان‌طور که می‌دانیم بداهه‌پردازی از اصول مهم تعلیم و تربیت است ولی چون سیستم آموزشی ما ضعیف است به این اصل چندان توجه نمی‌شود و تعلیم و تربیت و آموزش و تدریس به صورت الگوبرداری و دیکته ‏کردن است.کپی کردن و تقلید و مطالب کلیشه‌‏ای که فقط انتقال پیدا می‌کند برخلاف اصول خلاقیت و نبوغ و بداهه‌پردازی است.
در سیستم و نظام آموزش و پرورش ما هنرِ رانش بیشتر از دانش است یعنی رانده‌‏شدگی از هنر بیشتر از خوانده‏‌شدگی به هنر می‌باشد چون اگر در نظر بگیریم اصیل‌‏ترین عنصر هنری آفرینشگری هنری است فردی که هنری را می‌آموزد صرفاً اکتساب هنری کرده مهم آمیختن تجربیات با خلاقیت فرد است که منجر به آفرینشگری هنری می‌شود.
بنابراین خودِ تجربی فرد است که باید بیافریند نه خود اکتسابی فرد. ما باید هدفمان تقویت آموخته‌های کلاسیک و خودِ اکتسابی فرد باشد و خود تجربی او نیازمند حس ‏کردن هستی است زیرا هر هنرمندی که ارتباط مؤثرتری با هستی داشته باشد هنرش اصیل‌‏تر خواهد بود.
هیچ فردی کاملاً به خلاقیت نمی‌رسد بلکه خلاقیت نسبی است و توجه به اصل ظرفیت خلاقیت و پیشرفت در این حیطه حائز اهمیت می‌باشد. یکی از شروط خلاقیت این است که نبوغ فرد به دیگران انتقال پیدا کند اگر خلاف این باشد فرد خلاق فرد نابغه‌‏ای نیست.

همان‌طور که قبلاً ذکر شد بداهه پدیده‏‌ای است که برای آن از قبل آمادگی نداریم و بدون این‌که ساختار و سازماندهی قبلی به ذهن داده باشیم، شروع به پدیدآوردن می‌کنیم. بداهه یعنی چیزی را از نو شروع ‏کردن و از اول بدون پیش‏‌زمینه‌ای آغازکردن. نوعی از بداهه که تحت عنوان بداهه‌های لفظی زبانی از آن یاد می‌شود شامل کلماتی است که به‌طور بداهه از زبان خارج می‌شود. اما آن‌چه باعث به‌وجودآمدن بداهه لفظی زبانی می‌شود نوع دیگری از بداهه است که بداهه‌های بدن حرکتی نامیده می‌شود.
به‌‏طور مثال با دیدن یک پدیده‌ی حیرت‏‌انگیز در ما حسی به‌وجود می‌آید که نهایتاً ممکن است کلماتی هم به صورت بداهه از زبان ما خارج شود. بخش اول یعنی دیدن یک پدیده‌ی حیرت‏‌برانگیز برای ما بداهه‌ی بدن حرکتی است و بخش دوم که ادای کلمات به طور بداهه می‌باشد همان بداهه‌های لفظی زبانی می‌باشد.
کل رویکردهای پانتومیم یا نمایش‌های بدن حرکتی که افراد بدون آمادگی قبلی از خود نشان می‌دهند حرکاتی بداهه است و حرکاتی از قبل تنظیم شده است و برای آن نقشه‌ی ذهنی از قبل در ذهن وجود نداشته است. اگر ما نتوانیم از بداهه استفاده کنیم در حقیقت فرآیند بداهه‌پردازی در ما خاموش شده است و اگر این روند ادامه پیدا کند شخص به حالت دیکتاتوری می‌رسد و مرتباً دستور می‌دهد. این نیز خود ایجاد یک نوع بداهه است به نام بداهه‌های منفی. مثلاً اضطراب یک بداهه است. افرادی که کم‌تر کار می‌کنند بیشتر دچار اضطراب می‌شوند چون نمی‌دانند چه کاری انجام دهند.در نتیجه این افراد دچار عصبانیت می‌شوند که این نیز یک بداهه‌ی منفی است. پس نداشتن یک راه حل خلاق برای مشکل و عصبانی ‏شدن سرانجام موجب آسیب ‏رسیدن به شخص می‌شود. و اگر این بداهه‌های منفی کنترل نشوند منجر به بیماری و تخریب می‌گردند. چون جریان ذهن یک جریان بسیار مثبت و منفی است باید به نحو احسن از آن استفاده کنیم.
بعضی افراد با نوع نگاه و برخوردشان پیام منفی به فرد القا می‌کنند به‌خصوص در محیط آموزشی مثل مدرسه این نکته بسیار اهمیت دارد. چون هدف ایجاد بداهه و خلاقیت در دانش‏‌آموزان است باید در نظام آموزشی رفتار مسئولان موجب ایجاد بداهه‌های مثبت گردد نه منفی. ما باید سعی کنیم واکنش‌های عاطفی هیجانی خود را بروز دهیم ولی ما ۹۰% این واکنشها را به خاطر رضایت پدر، مادر، مدیر، مسئول، بزرگ‌تر سانسور می‌کنیم و همه‌ی این‌ها زیربنای افسردگی و دل‏‌مردگی است، بداهه‌پردازی عاطفی که نوعی دیگر از بداهه می‌باشد در بُعد کودکی ماست و اگر ما از بروز احساسات خود جلوگیری کنیم و دچار افسردگی شویم بداهه‌پردازی عاطفی در ما خاموش خواهد شد. زیرا توجه، ارزش‌گذاری و ایجاد هیجان عمیق در عاطفه همیشه زمینه‌‏ساز بروز و تبلور بداهه‌های عاطفی به شکل هوش هیجانی می‌باشد، ولی با پیدایش افسردگی حالت بدون پاسخ و سردی در روح و کنش انسانی حاکم می‌گردد که دیگر مجال و فرصت بروز بداهه عاطفی را به ما نمی‌دهد.

فردی که به محرک‌ها به خوبی پاسخ می‌دهد دارای تجسم فضائی فی‌البداهه است و این نوع دیگری از انواع بداهه است با عنوان بداهه‌پردازی تجسمی فضایی. یک طراح، یک مینیاتوریست یا یک کاریکاتوریست وقتی اثری را خلق می‌کنند دارای ارزش فطری بسیار بالایی است نسبت به کارهائی‌که کلیشه‌ای انجام می‌شود. خلق یک اثر بسیار با اصل فرد نزدیک است.
انواع فی‌البداهه در انواع هوش‌های چندگانه است فردی به نام هاوارد گاردنر در دانشگاه هاروارد انواع این هوش‌ها را پیشنهاد کرده می‌گوید اولین هوشی که ما با آن آشنا می‌شویم هوش تجسمی فضائی است. بدین‌‏نحو که با دیدن یک پدیده ما یک نقشه‌ی ذهنی از آن می‌سازیم و بعد از ترکیب نقشه‌های ذهنی یک نقشه ذهنی برای خود طراحی می‌کنیم و با این نقشه تعامل‌های خود را تنظیم می‌کنیم و این همان هوش تجسمی فضایی است که بعضی‌ها در آن قوی و بعضی ضعیف‏‌تر هستند. تمرین‌های تجسمی فضایی در جامعه‌ی ژاپنی به شدت وجود دارد و مبتنی بر این است که بین تمام پدیده‏‌ها یک معنی استقرایی از طریق تفکر پیدا کنند.
خیلی جالب است که بدانیم گاهی اوقات سکوت، نگاه ‏کردن، فکر کردن و یا یک رودخانه را دنبال کردن و همین پدیده‌های بصری فی‌البداهه است که در ما خلاقیت ایجاد می‌کند. همه‌ی این‌ها تصاویری است که بداهه تجسمی فضایی را در ما زیاد می‌کند. نوعی بداهه‌های رؤیایی وجود دارد و آن زمانی است که ما در خواب هستیم چون وقتی در خوابیم همه چیز بداهه است وقتی خواب به شکل هیجان‌های مضطرب‏‌کننده به سراغ ما می‌آید فی‌البداهه است پس هیجان احساسات فرو‌ریخته فی‌البداهه در درون ماست. وجود ریشه‌های درونی و بیرونی می‌تواند احساسات فی‌البداهه را به احساسات منظم و یا نامنظم تبدیل کند. افرادی که دنیای پیرامون خود را به طور منظم حس می‌کنند دارای ثبات روانی هستند. راه‏‌حل‌های بداهه از مکانیسم‌های تخلیه استرس است. مثلاً گاهی اوقات که عصبانی می‌شویم با نقاشی ‏کشیدن یعنی این راه‌‏حل روانی انتخابی، استرس خود را تخلیه‌ی می‌کنیم. پس نتیجه می‌گیریم که مکانیسم‌های روانی فی‌البداهه است.
در اقسام بداهه‌ی هوش لفظی زبانی ـ هوش منطقی ریاضی ـ هوش تجسمی فضایی ـ هوش وزنی موسیقیایی ـ هوش بدن حرکتی ـ هوش درون فردی و برون فردی و انواع هوش‌هایی که هاوارد گارنر به آن‌ها معتقد است اصل اول بروزش داشتن فرصت بداهه‌ی فرد است.
در حوزه وزنی موسیقیایی تمام انواع موسیقی‌هایی که ساخته می‌شوند و دارای وزن هستند از نوع بداهه‌پردازی وزنی ـ موسیقیایی می‌باشند. در جمع‌‏بندی موارد ذکر شده باید گفت بداهه حرکتی است آفرینشی، خلقی و نواندیشی و نوآوری که قبلاً تجربه‌ی آن را نداشته‌‏ایم و خود را برای آن آماده نکرده‌‏ایم و به اشکال مختلف بروز پیدا می‌کند.بداهه‌ی موسیقیایی که در هوش وزنی موسیقیایی است. بداهه‌ی تصویری که در هوش تجسمی فضایی است. بداهه‌ی نوشتاری که در هوش لفظی زبانی است. بداهه‌ی ارتباطی که در هوش برون‏‌فردی است. بداهه‌ی تفکری که در هوش درون فردی است. بداهه دارای نظم و طراحی سازمانی، ساخت یا برنامه‌‏ریزی که در هوش منطقی ریاضی است همچنین هر رویکردی از این بداهه‌‏ها یک نوع تأثیر عمیق را بر اطراف ما می‌گذارد.
وقتی ما از بداهه صحبت می‌کنیم یعنی پیدایش حالت، شکل و تصویری که از قبل وجود نداشته ولی این امکان وجود دارد که اصلاً خلاق نباشد. مثلاً خط‌خطی کردن یک کاغذ بدون هدف ذهنی یک کار بداهه است و ممکن است خلاق نباشد امکان دارد که بی‌نظیر باشد و دارای الگو و ساخت منطقی و حاوی پیام باشد و عناصر سیال ‏بودن، انعطاف‏‌پذیری و اصالت را داشته باشد در این‌صورت خلاقانه است ولی در غیر این‌صورت خلاق نیست. ب
داهه یکی از راه‌کارهای حیات سالم بشر است اما تنها راه‌کار نیست. اگر بشر امروزی تکامل می‌خواهد و خواهان سلامتی و تعامل است بهترین راه ارتباط بهینه با بداهه است که نتیجه‌ی آن بهداشت روانی بیشتر این افراد است. اگر بداهه اصلی برای کارکردهای هنری باشد، هنر آفرینش و تأثیرگذاری آن برای مخاطب خیلی بیشتر خواهد شد.
اصول بداهه درواقع به یک گروه خاص و یک زمان خاص و یک فکر خاص محدود نمی‌شود و نمی‌توان گفت فقط یک رشته‌ی خاص قابلیت بداهه‌پردازی دارد. امروزه صاحب‌‏نظران تعلیم و تربیت بداهه‌پردازی را بیشتر از بحث تعلیم و تربیت مطرح می‌کنند. رمز موفقیت هر شخصی در این است که از همان دوران کودکی به بداهه‌پردازی توجه کند اگر چنانچه از دوره‌ی خاصی شروع شود کاربرد کم‌تری در زندگی خواهد داشت و حیطه‌ی عمل فرد محدودتر خواهد شد. بسیاری از برخوردها در بداهه‌پردازی می‌تواند شخصیت و روان فرد را نشان دهد پس اولین اصل درواقع بداهه‌پردازی از باب خلاقیت و اصل توجه به زمان و بُعد عاطفی افراد است.
باید برای افراد موقعیتی را ایجاد کرد که از نظر عاطفی تقویت شوند نه این‌که آن‌ها را با اعمالشان مورد سرزنش قرار دهیم چون در همان ابتدا توانمندی آنان از بین خواهد رفت؛ به نوعی باید خودمان را با هر سن و موقعیتی تطبیق دهیم تا باعث سرکوب توانائی‌های افراد نشویم.
دومین اصل بُعد انگیزشی است. از نظر روان‏شناسان مهم‌ترین عامل برای رسیدن به هدف انگیزه است و این عامل از موارد بسیار مهم در بداهه می‌باشد. اگر قصد ما تربیت بچه‌هایی است که افراد توانمند، خلاق، کاوشگر، باهوش به دنبال راه حل برای مسائل مختلف بشوند باید انگیزه را در این افراد تقویت کنیم. این تقویت انگیزه می‌تواند مادی باشد یا معنوی که بستگی به شرایط خاص آن موقعیت دارد.
اصل سوم اصل موقعیتی است یعنی موقعیت افراد خود، عاملی است برای بداهه‌‏پردازی. در مواقعی که لازم است باید برای افراد موقعیتی را ایجاد کنیم تا فرد وارد مرحله‌ی بداهه‌پردازی گردد.
اصل چهارم اصل سرایت است. اگر شخصی کاری را انجام دهد که از انجام آن عمل لذت نبرد ولی از این طریق بتواند حس مثبت یا منفی را به دیگران القا کند نشان‏‌دهنده‌ی اصل سرایت است.
اصل پنجم اصل فضاشکنی است. این بدان معنی است که برای ایجاد جو خلاق و بروز بداهه‌پردازی باید محیط و فضا را به نحوی تغییر داد تا از حالت اولیه به صورتی جدید تغییر یابد.
اصل ششم اصل قیاس است. وقتی بچه‌ها خودشان را به جای افراد دیگر قرار می‌دهند و در بازی‌هایشان نقش‌های مختلف می‌پذیرند در واقع خود را با دیگران مقایسه می‌کنند و همین باعث بروز توانمندی در آن‌ها می‌شود و مسئولیت‌‏پذیری آنان را افزایش می‌دهد.
در بداهه یک نظر وجود دارد و آن این است که بداهه امری فردی نیست بلکه بداهه‌پردازی گروهی عامل مهمی در افزایش توانمندی افراد است. بسیاری از تغییر رفتارها و واکنش‌ها و یادگیری‌ها روی حافظه‌ی جمعی اثرگذار است. پس بداهه در درجه‌ی اول فردی و در مرحله‌ی دوم بیانگر هویت جمع می‌باشد.
صاحب‏‌نظران تعلیم و تربیت بداهه را مهم‌ترین اصل برای رشد تعلیم و تربیت می‌دانند و می‌گویند بداهه باید در تمام رفتارهای یک فرد به صورت فراگیر مشاهده شود. یعنی هر چقدر افراد از بداهه بیشتر استفاده کنند انسان‌هایی با توانمندی بالاتر و بیشتری خواهند بود و به‌راحتی تصمیم‌گیری می‌کنند. این‌گونه افراد بدون فکرکردن می‌توانند یک فکر عالی و خوب ارائه کنند و این براساس تجربیات گذشته است و در کودکان تا حدودی براساس تصویر ذهنی آنان می‌باشد. اگر تصویر ذهنی‌ای که ما به کودک ارائه می‌کنیم خوب باشد بداهه‌پردازی او کاملاً مثبت خواهد بود.
در مورد نقش اسطوره در بداهه‌پردازی باید گفت: با توجه به این‌که اسطوره در ذات می‌باشد براساس تحقیقات اسطوره بخشی از ناخودآگاه جمعی ماست. یعنی در اصل اگر ما اسطوره را به عنوان قسمت‌های کهن عمومی رفتار انسانی در نظر بگیریم پیوسته ناخودآگاه‌های جمعی ما را تحت تأثیر خودشان قرار می‌دهند. به همین دلیل اسطوره‌ها در بستر اصلی اندیشه، تفکر و رفتار را تحت تأثیر قرار می‌دهند. چون بداهه با اندیشه، تفکر، رفتار، عاطفه ارتباط متقابل دارد پس این ارتباط یک ارتباط ریشه‌‏ای است. به همین دلیل هر چقدر ناخودآگاه جمعی یک انسان قوی‌تر، مسلط‌تر، گسترده‏‌تر و دامنه‌ی بروز بیشتری پیدا کند، بداهه و در نتیجه بداهه‌های ریشه‌ای یا اسطوره‌ای بداهه افزوده خواهد شد.
توصیف‌‏ها، استعاره‌‏ها و سمبل‌ها و هر چیزی که انتزاع و تفکر انتزاعی را در بداهه مطرح می‌کند دارای ریشه‌ای در اندیشه‌ها و عواطف اسطوره‌‏ای ماست. به همین دلیل در جمعیت‌‏شناسی، جامعه‌‏شناسی، روان‏شناسی و مردم‏‌شناسی و تاریخ تمدن‌ها بداهه بیشتر در اقوامی به چشم می‌خورد که صفاتی مثل شجاعت، ابراز وجود، جهان‏‌گشایی، جهان شمولی، جاودانگی، گیرایی، نفوذناپذیری و تغییرپذیری را در خود داشتند.
در تحلیل این موضوع باید بدانیم که بیشترین سهم بداهه در بداهه به خودآگاه اختصاص دارد و آن خودآگاهی است که حالت روان پیدا کرده شخص، خودِ خودش را به سادگی بروز می‌دهد و تمام قابلیت‌ها و عواطف و ترکیب کلمات، تجسم فکر و نمادهای فکری خود را ابراز می‌کند.
اصل هفتم در بداهه‌پردازی اصل، ابراز وجود است. کسانی‌که از توانمندی‌های ابراز وجود بالا در بداهه برخوردار هستند در واقع در مرحله‌ی بالایی از رشد قرار دارند. بداهه‌پردازی به فرد کمک می‌کند تا بتواند از طریق ابراز وجود کردن جایگاه خویش را در جامعه ارتقاء دهد. پس یک رابطه‌ی تنگاتنگ بین بداهه‌پردازی و ابراز وجود، وجود دارد. در نتیجه‌‏گیری باید گفت که کسی که بیشتر توان ابراز وجود داشته باشد یعنی بیشتر از بداهه استفاده می‌کند و برعکس هر کسی که کم‌تر توان ابراز وجود داشته باشد کمتر از بداهه‌پردازی استفاده می‌کند.
۱) اصول بداهه در اصل همان اصول تعلیم و تربیت و رشد فرهیخته‌‏سازی جامعه و فرد است.
۲) اصول بداهه به اصول پرورش استعدادهای انسانی نیز برمی‌گردد بنابراین اصول مشترکی که بین پرورش استعدادهای انسانی و تعلیم و تربیت وجود دارند جزء اصول بداهه محسوب می‌شوند.
۳) اصل آزادگذاری خویشتن در ابراز اندیشه، ابراز احساسات، ابراز عاطفه یکی از اصول زیربنایی بداهه‌پردازی است.
۴) ایجاد تکنولوژی آموزشی زمینه‌‏ساز در پیدایش بداهه است.
۵) اصل وجود سرایت و الگوهای محیطی و فضاهای محیطی در پرورش بداهه از دیگر اصولی است که می‌تواند زمینه‌ی بداهه‌پردازی را به شدت افزایش دهد.
۶) اصل ارتباط انسانی و روابط سیال و اصیل از دیگر اصولی است که می‌تواند زمینه‌ی پرورش بداهه را ایجاد نماید.
۷) هیجان‏‌پذیری و مدیریت هیجان، ایجاد فضاهای هیجانی و زمینه‌های تخریبی هیجانی در جامعه، خانواده و شرایط آموزشی از دیگر اصول بسترساز و زمینه‌‏ساز بداهه‌پردازی و افزایش بداهه است.
۸) مقاومت‌های فنی، ادراکی، انسانی، سه مقاومت هستند که زمینه‌های پرورش بداهه را بیشتر می‌کنند. بداهه‌‏پرداز کسی است که به جای اندیشیدن به دیگران خود را در مقابل دیگران آزاد می‌گذارد تا بتواند آزمایش کند حتی اگر خطا کند می‌خواهد به این نتیجه برسد که توان انجام خطای قطعی را دارد یا نه.
۹) در برنامه‌‏ریزی آموزشی و تربیتی باید بداهه را به عنوان یک اصل کارکردی در ارزشیابی در نظر بگیرند و هیچ نوع ارزشیابی به غیر از ارزشیابی مبتنی بر تفکر و اگر نمی‌تواند این کارکرد را مورد سنجش قرار دهد.
۱۰) اصل بداهه براساس تمثیل است، یعنی توانمندی فرد در تمثیل در بداهه‌پردازی ارائه می‌گردد.
ما در هر جامعه‌ای باید سه دوره از انقلاب را طی نماییم تا بتوانیم به تعالی برسیم.
اولین انقلاب انقلاب سیاسی اجتماعی است که مردم در آن ساختار قدرت را به هم می‌زنند تا براساس یک ساختار جدید، قدرت انسان‌ها در یک رابطه‌ی اجتماعی قرار بگیرد رابطه‌ای که تازه باشد تا از آن هویت‌یابی کنند چون در روابط قدیمی خود احساس گم‌گشتگی می‌کنند و هویت خود را در خطر می‌بینند.
دومین انقلابی که تجربه می‌کنند انقلاب فرهنگی است. در انقلاب فرهنگی به نوعی مفاهیم، ارزش‌ها، معانی، دیدگاه‌ها و برداشت‌های انسان‌ها دستخوش تغییر قرار می‌گیرد مثلاً مفهوم آموختن از اندوختن دور می‌شود. می‌گویند هر فردی که زیاد اندوخت فردآموخته و فرهیخته‌ای نیست.
اگر کسی واقعیت‌ها را بیشتر حس کند و زندگی و اطرافش را درک کند اوست که بهتر به نتیجه رسیده است.
مرحله‌ی سومی که هر انقلاب برای پایداریش نیاز دارد این است که بعد از انقلاب اجتماعی و فرهنگی به انقلاب فردی و روحی برسد.یعنی افراد باید در این مرحله سعی در تغییر خودشان داشته باشند نه جایگاه اجتماعی و ساختار قدرت و یا حتّی فرهنگشان. پس بداهه به نوعی انقلاب فردی است، که هر فردی باید این انقلاب در درونش رخ دهد. بداهه یعنی خودت یعنی آن‌چه که از شخص می‌تراود، به بار می‌نشیند، به نتیجه می‌رسد، بروز پیدا می‌کند و توجه می‌یابد. اگر فرد برخلاف آن‌چه گفته شد، باشد و صرفاً تقلید کند و الگوبرداری نماید این ضدبداهه است و این یعنی از بین‏ رفتن هویت فردی که فرد دیگر خودش نیست.
در موضع فرهنگ و هنر، بداهه ما را به سوی این‌که خودمان باشیم سوق می‌دهد. نقاشی و شعر و موسیقی و اثر هنری ما از آنِ خودِ ما باشد. فرهنگ و دیدگاه ما برآمده از خودِ ما باشد. باید در وجود ما حسی وجود داشته باشد تا ما بتوانیم به گذشته‌ی اصیل خود وصل باشیم. ما اگر چیزی به نام تحوّل را در نظر بگیریم با بداهه شدیداً در ارتباط است چون بداهه انسان را حیرت‌‏زده می‌کند و با تغییر و تکامل و توسعه در ارتباط است. انقلاب فرهنگی چیزی جز توسعه و تکامل در ساختارهای فرهنگی و هنری جامعه نیست.
اگر ما نتوانیم یک تولید فرهنگی هنری داشته باشیم یعنی نتوانسته‌‏ایم پیام ریشه‌‏داری داشته باشیم. اگر پدیده‏‌ای به نام فراتر از حس معمول در فرد ایجاد شود چیزی به نام فراشناخت، فرافهم، فرامعرفت، فرادرک، فراشخصیت در او به‌وجود خواهد آمد. اگر عناصر گوناگونی را در بحث اخلاق جامعه، هنر جامعه، فرهنگ جامعه، تجارت جامعه، در نظر بگیریم می‌بینیم همه‌ی این‌ها به اصل اصیل آفرینندگی درونی که همان بداهه است رجوع می‌کند و اگر بداهه وجود نداشته باشد انسان نمی‌تواند پاسخگو باشد. در یک جامعه یکرنگی، صداقت، سادگی، سلامت و احساس آرامش همه تجلّیات یک انقلاب فرهنگی است و باید ایجاد گردد.

نهایتاً ما در بداهه به آفریدنِ‏ آفریدن می‌رسیم. این‌گونه انسان‌ها خستگی‌ناپذیرند و پیوسته شاد و فعّال هستند.

چکیده مطالب سلسله مباحث هنر

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

من و تو یکی دهانیم

که با همه آوازش

به زیبا سرودی خواناست.

من و تو یکی دیدگانیم

که دنیا را هردم

در منظر خویش

تازه تر می سازد.

نفرتی

از هر آنچه بازمان دارد
از هر آنچه محصورمان کند
از هر آنچه وادارد ِ مان
که به دنبال بگردیم، ـ

دستی
که خطی گستاخ به باطل می کشد.
من و تو یکی شوریم
از هر شعله ای برتر
که هیچ گاه شکست را بر ما چیرگی نیست
چرا که از عشق روئینه تنیم
و پرستویی که در سر پناه ما آشیان کرده است
با آمد شدنی تابناک
خانه را
از خدایی گم شده
لبریز می کند

از: شاملو

 

نگاهی اجمالی به بیوگرافی شاملو

 

 

 

احمد شاملو
تصویر احمد شاملو - عکاس هادی شفائیه

تصویر احمد شاملو – عکاس هادی شفائیه
زاده ۲۱ آذر ۱۳۰۴

۱۱ دسامبر ۱۹۲۵
تهران، خیابان صفی علیشاه

درگذشته ۲ مرداد ۱۳۷۹

۲۳ ژوئیهٔ ۲۰۰۰ (۷۴ سال)
کرج، فردیس، شهرک دهکده
به دنبال یک دوره طولانی بیماری[۱]

آرامگاه امامزاده طاهر، کرج
نام(های) دیگر الف. بامداد، الف. صبح
لقب شاعر آزادی
تخلص بامداد
پیشه روزنامه‌نگارپژوهشگر
زمینه کاری ادبیات، پژوهش، ترجمه، روزنامه‌نگاری، داستان‌نویس
ملیت ایرانی
تحصیلات متوسطه _ ناتمام
در زمان حکومت دودمان پهلوی، جمهوری اسلامی ایران
جوایز مهم جایزه فروغ فرخزاد (۱۳۵۱)- جایزه (Free Expression) سازمان دیده‌بان حقوق بشر (۱۳۶۹)- جایزه استیگ داگرمن (۱۳۷۸)
رویدادهای مهم کودتای ۲۸ مرداد، انقلاب ۱۳۵۷ ایران
بنیانگذار شعر سپید
کتاب‌ها هوای تازه، آیدا در آینه، هم‌چون کوچه‌ای بی‌انتها، مجموعه کتاب کوچه
دلیل سرشناسی نوآوری در شعر
تأثیرپذیرفته از نیما یوشیج
تأثیرگذاشته بر شاعران پس از خود
همسر(ها) اشرف‌الملوک اسلامیه (۱۳۳۶–۱۳۲۶)
طوسی حائری (۱۳۴۰–۱۳۳۶)
آیدا سرکیسیان (۱۳۷۹–۱۳۴۳)
فرزند(ان) سیاوش، سیروس، سامان و ساقی
پدر و مادر حیدر شاملو، کوکب عراقی
خویشاوندان سیامک پورزند (پسرخاله)
امضا

جوایز
گفتاورد آدمی به امید زنده است.[۲]

احمد شاملو (۲۱ آذر ۱۳۰۴ – ۲ مرداد ۱۳۷۹) متخلص به الف. بامداد و الف. صبح، شاعر، فیلم نامه نویس، روزنامه‌نگار، پژوهشگر، مترجم، فرهنگ‌نویس و از دبیران کانون نویسندگان ایران بود.[۳][۴] شاملو تحصیلات مدرسه‌ای نامرتبی داشت؛ زیرا پدرش افسر ارتش بود و پیوسته از شهری به شهری گسیل می‌شد، و از همین روی خانواده‌اش هرگز نتوانستند مدتی طولانی جایی ماندگار شوند. زندانی شدنش در سال ۱۳۲۲ به‌سبب فعالیت‌های سیاسی پایانِ همان تحصیلات نامرتب بود.

شهرت اصلی شاملو به‌خاطر نوآوری در شعر معاصر فارسی و سرودن گونه‌ای شعر است که با نام شعر سپید یا شعر شاملویی که هم‌اکنون یکی از مهم‌ترین قالب‌های شعری مورد استفادهٔ ایران به‌شمار می‌رود و تقلیدی است از شعر سپید فرانسوی[۵] یا شعر منثور شناخته می‌شود. شاملو که هر شاعر آرمانگرا را در نهایت امر یک آنارشیست تام و تمام می‌انگاشت،[۶] در سال ۱۳۲۵ با نیما یوشیج ملاقات کرد و تحت تأثیر او به شعر نیمایی روی آورد؛ اما نخستین بار در شعر «تا شکوفهٔ سرخ یک پیراهن» که در سال ۱۳۲۹ با نام «شعر سفید غفران» منتشر شد وزن را رها کرد و به صورت پیشرو سبک نویی را در شعر معاصر فارسی شکل داد.[۷] «نخستین شب شعر بزرگ ایران» در سال ۱۳۴۷، از سوی وابسته فرهنگی سفارت آلمان در تهران برای احمد شاملو ترتیب داده شد.[۸] شاملو، گذشته از شعر، فعالیت‌هایی مطبوعاتی، پژوهشی و ترجمه‌هایی شناخته‌شده نیز دارد. مجموعهٔ کتاب کوچه او بزرگ‌ترین اثر پژوهشی در باب فرهنگ عامه مردم ایران است.[۹] بعضی از آثار وی به زبان‌های سوئدی، انگلیسی، ژاپنی، فرانسوی، اسپانیایی، آلمانی، روسی، ارمنی، هلندی، رومانیایی، فنلاندی، کردی و ترکی ترجمه شده. او از سال ۱۳۳۱ به مدت دو سال، مشاور فرهنگی سفارت مجارستان بود. شاملو در سینما نیز فعّال بود و برای فیلم‌سازان نامداری چون ساموئل خاچیکیان و ناصر ملک‌مطیعی و ایرج قادری فیلمنامه نوشته‌است.

پاره‌ای از شهرت شاملو نیز از نگرش جنجالی‌اش به شعر و موسیقی کلاسیک و سیاست روز سرچشمه می‌گیرد: تصحیحِ دیوان حافظ او کم‌ارزش شمرده شد، فردوسی و سعدی را سخت می‌نکوهید و بعضی از شاعران اروپایی چون فدریکو گارسیا لورکا و پل الوار را می‌ستود، و در اواخر عمر از موسیقی کلاسیک ایرانی بیزاری می‌جست. در سیاست نیز شیوه‌ای دوگانه داشت: ضدّ حکومت ایران شعر می‌سرود، و در عین حال مخارج درمانی خود را از سفارت ایران می‌گرفت.

احمد شاملو پس از یک دورهٔ طولانی بیماری، در تاریخ ۲ مرداد ۱۳۷۹ درگذشت و پیکرش در امامزاده طاهر کرج به خاک سپرده شده‌است.[۱۰] سنگ گور او بارها توسط افرادی ناشناس شکسته شده‌است. از سال ۱۳۹۴ به مناسبت بزرگداشت این شاعر، جایزه شعر احمد شاملو راه‌اندازی شده‌است، مراسم پایانی این رقابت ادبی روز ۲۱ آذر و همزمان با سالروز تولد این شاعر برگزار می‌شود.[۱۱]

سرگذشت

تولد و سال‌های پیش از جوانی

احمد شاملو در ۲۱ آذر ۱۳۰۴ در خانه شماره ۱۳۴ خیابان صفی‌علیشاه تهران از پدری بنام حیدر (که اصالتاً از قریه شاملو در۲۰کیلومتری تبریز بعداز بخش خواجه و از تبار اسماعیل میرزای صفوی) و مادری بنام کوکب، چشم به جهان گشود و به گفتهٔ شاملو در شعر «من بامدادم سرانجام…» از مجموعه مدایح بی‌صله مادرش کوکب شاملو، از مهاجران قفقازی بود که طی انقلاب بلشویکی ۱۹۱۷ روسیه، به همراه خانواده‌اش بالاجبار به ایران کوچانده شده بود.

دورهٔ کودکی را به‌خاطر شغل پدر که افسر ارتش رضا شاه بود و هر چند وقت را در جایی به مأموریت می‌رفت، در شهرهایی چون رشت و سمیرم و اصفهان و آباده و شیراز گذراند. (آیدا می‌گوید: «چون مدت کوتاهی بعد از تولد، خانواده‌اش رفته‌اند رشت و بعد دوباره آمده‌اند تهران، محل تولدش را اشتباهی رشت ثبت کرده‌اند») دوران دبستان را در شهرهای خاش، زاهدان، مشهد، بیرجند و قریه شاملو در (۲۰ کیلومتری تبریز بعداز بخش خواجه) گذراند و از دوازده ـ سیزده سالگی شروع به ضبط لغات متداول عوام (که در فرهنگ‌های رسمی ثبت نمی‌شود) کرد.

دورهٔ دبیرستان را در بیرجند، مشهد، گرگان و تهران گذراند و سال سوم دبیرستان را مدتی در دبیرستان ایران‌شهر و مدتی در دبیرستان فیروز بهرام تهران خواند و به شوق آموختن زبان آلمانی در مقطع اول هنرستان صنعتی ایران و آلمان ثبت‌نام کرد.

دوران فعالیت سیاسی و زندان

در اوایل دههٔ ۲۰ خورشیدی، پدرش برای سر و سامان دادن به تشکیلات از هم پاشیدهٔ ژاندارمری به گرگان و ترکمن‌صحرا فرستاده شد. او همراه با خانواده به گرگان رفت و به ناچار در کلاس سوم دبیرستان ادامه تحصیل داد. در بحبوحهٔ جنگ جهانی دوم و ورود متفقین به خاک ایران، در فعالیت‌های سیاسی علیه متفقین در شمال کشور شرکت کرد و بعدها در تهران دستگیر و به بازداشتگاه سیاسی شهربانی و از آنجا به زندان شوروی در رشت منتقل شد. پس از آزادی از زندان با خانواده به رضائیه (ارومیه) رفت و تحصیل در کلاس چهارم دبیرستان را آغاز کرد. با به قدرت رسیدن پیشه‌وری و فرقه دموکرات آذربایجان همراه پدرش دستگیر شد و تا کسب تکلیف از مقامات بالاتر دو ساعت مقابل جوخه آتش قرار گرفت. سرانجام آزاد شد و به تهران بازگشت. او برای همیشه ترک تحصیل کرد و در یک کتاب‌فروشی مشغول به کار شد.

در سال ۱۳۳۲ پس از کودتای ۲۸ مرداد علیه دکتر مصدق و با بسته شدن فضای سیاسی ایران مجموعه شعر آهن‌ها و احساس توسط پلیس در چاپخانه سوزانده‌شد و با یورش مأموران به خانهٔ او، ترجمهٔ طلا در لجن اثر زیگموند موریس و بخش عمدهٔ کتاب پسران مردی که قلبش از سنگ بود اثر مور یوکائی با تعدادی داستان کوتاه نوشتهٔ خودش و کتاب‌ها و یادداشت‌های کتاب کوچه از میان رفت و با دستگیری مرتضی کیوان، نسخه‌های یگانه‌ای از نوشته‌هایش از جمله مرگ زنجره و سه مرد از بندر بی‌آفتاب توسط پلیس ضبط شد که دیگر هرگز به دست نمی‌آید. شاملو موفق به فرار می‌شود اما پس از چند روز فرار از دست مأموران در چاپخانه روزنامهٔ اطلاعات دستگیرشده، به عنوان زندانی سیاسی به زندان موقت شهربانی و زندان قصر برده می‌شود. در زندان، در کنار شعر، به بررسی شاهنامه هم می‌پردازد و دست به نگارش پیش‌نویس دستور زبان فارسی می‌زند و قصهٔ بلندی به سیاق امیر ارسلان و ملک بهمن می‌نویسد که در انتقال از زندان شهربانی به زندان قصر از بین می‌رود.[۱۲] مرتضی کیوان به همراه ۹ افسر سازمان نظامی حزب توده اعدام می‌شود و او در زمستان ۱۳۳۳ پس از تحمل یک سال حبس، از زندان آزاد می‌شود.

با این‌حال «مردی که قلبش از سنگ بود» پس از سال‌ها توسط نشر ثالث به‌چاپ رسید.[۱۳]

رویدادهای مهم در زندگی شعری

آشنایی با نیما یوشیج

برخی از بنیان‌گذاران انجمن ادبی شمع سوخته.
از راست به چپ: هوشنگ ابتهاج، سیاوش کسرایی، نیما یوشیج، احمد شاملو و مرتضی کیوان.

در سال ۱۳۲۵، شاملو که هنوز به عنوان شاعری نوپرداز شناخته نمی‌شد با نیما یوشیج، پدر شعر نو فارسی آشنا می‌گردد. او تصویر نیما یوشیج، نقاشی رسام ارژنگی و شعر ناقوس، سروده نیما را در روزنامه «پولاد» می‌بیند و اندکی پس از آن، رابطه‌ای ادبی میان آن دو شکل می‌گیرد.[۱۴] شاملو می‌گوید:

«نشانی‌اش را پیدا کردم رفتم درِ خانه‌اش را زدم. دیدم مردی با همان قیافه که رسام ارژنگی کشیده بود آمد دمِ در. به او گفتم استاد، اسم من فلان است، شما را دوست دارم و آمده‌ام به شاگردی‌تان. فهمید کلک نمی‌زنم. در من صمیمیتی یافته بود که آن را کاملاً درک می‌کرد. دیگر غالباً من مزاحم این مرد بودم و بدون این‌که فکر کنم دارم وقتش را تلف می‌کنم، تقریباً هر روز پیش نیما بودم.»[۱۵]

این آشنایی که باعث به وجود آمدن رابطه‌ای عاطفی و خانوادگی میان آن‌ها گشته بود، تا سال‌ها ادامه پیدا کرد. در ۱۴ خرداد ۱۳۳۰، نیما یوشیج با نوشتن یادداشتی برای شاملو و هدیه جلدی از کتاب «افسانه» از او قدردانی می‌کند:

«عزیز من، این چند کلمه را برای این می‌نویسم که این یک جلد افسانه از من، در پیش شما یادگاری باشد. شما واردترین کس به کار من و روحیه من هستید و با جرأتی که التهاب و قدرتِ رؤیت لازم دارد، واردید…»[۱۶]

در این سال‌ها، شاملو به گفته خود، تحت تأثیر نیما و نوآوری‌های او در شعر بوده‌است و در کتاب‌هایی که به چاپ رسانید، شعرهای بسیاری در قالب نیمایی می‌سراید. او به قصد معرفی شعر نیما، دست به انتشار مجلات کوچک مقطعی (چون سخن نو، هنر نو (ساعت ۴ بعد از ظهر)، روزنه، راد، آهنگ صبح و… زد؛ اما پس از آشنایی‌اش با فریدون رهنما و انتشار دفتر شعر «قطع‌نامه»، مسیر شاعری او به گونه‌ای دیگر رقم می‌خورد[۱۷]

آشنایی با فریدون رهنما

آشنایی با فریدون رهنما، که از اروپا برگشته بود و با شعر روز جهان آشنا بود، تأثیر زیادی بر شاملو گذاشت.[۱۸][۱۹][۲۰][۲۱]

او در سال ۱۳۳۰، دفتری به نام قطع‌نامه چاپ و منتشر کرد که رهنما نیز پیش‌گفتاری نقادانه بر آن نوشته بود. انتشار این مجموعه، که دربرگیرنده سروده‌های بی وزن شاعر بود و با معیارهای شعر نیمایی ناسازگار می‌نمود، باعث تیره شدن روابط نیمای زودرنج و شاملو گشت.[۲۲] رهنما در پیش‌گفتارش در وصف شعر شاملو نوشت:[۲۳]

ریتم اشعار صبح (شاملو) را با ریتم اشعار اسپانیولی و اشعار آمریکای لاتینی بعد از لورکا می‌شود مقایسه کرد. دنیای پر از اشکال و تصاویر نابرابر نیما یوشیج که نتیجه خشکی (در بهترین آثارش) به دهان‌مان می‌برد، با احساسات از بند رسته صبح (شاملو) به راه افتاده‌اند و ما را به نقاط عمیقِ درد پاشیده شده هدایت می‌کنند…

شاملو دربارهٔ این مقدمه گفته:[۲۴]

رهنما با خواهش من هم زیر بار حذف آن جمله نرفت. گفت نیما منطقی تر از آن است که از قضاوت کسی برنجد، وانگهی این سلیقه شخص من است و قرار نیست قوانین اخلاقی حاکم بر روابط تو و نیما در آن دخالت داده شود.

او دربارهٔ کنار گذاشتن وزن عروضی، چه به شکل قدیمی و چه نیمایی آن، معتقد است:[۲۵]

خط کشیدن بر عروض قدیم و جدید، عملاً حاصل درس بزرگی بود که من از کارهای خود نیما گرفتم، ولی او حاضر به تجدید نظر نبود که هیچ، آن را مستقیماً دهان‌کجی به خود تلقی کرد و با انتشار «قطعنامه» هم به کلی از من کنار کشید و هر بار که به خدمتش رفتم با سردی بیشتری مرا پذیرفت و هرگز حاضر نشد توضیحات مرا بشنود. شاید هم حق داشت. فریدون رهنما نمی‌بایست در مقدمه آن دفتر دل او را با آن قضاوت به درد می‌آورد.

اگرچه شاملو خود بر این باور بود که فریدون رهنما جهان دیگری را به او معرفی کرد که در سایه آن به بینش شعری خود رسید، اما او به هیچ وجه از نیما دست نکشید، به طوری که در شعرهای نیماییش در شمار شاعران موفق دوران معاصر قرار می‌گیرد.[۲۶] ضیاء موحد معتقد است امروزه تأثیر شعر شاملو بر شعر معاصر ایران از تأثیر شعر نیما بیشتر مشهود است.[۲۷]

زندگی خانوادگی

شاملو در سال ۱۳۲۶ در سن بیست و دو سالگی با اشرف‌الملوک اسلامیه ازدواج کرد. هر چهار فرزند او، سیاوش، سامان، سیروس و ساقی حاصل این ازدواج هستند. این ازدواج به جدایی می‌انجامد و شاملو پس از یک دهه در سال ۱۳۳۶ با طوسی حائری ازدواج می‌کند. دومین ازدواج شاملو، همچون نخستین ازدواج، مدت زیادی دوام نمی‌آورد و چهار سال بعد در ۱۳۴۰ از همسر دوم خود نیز جدا می‌شود. اما سومین و آخرین پیوند زناشویی شاملو با آیدا، در سال ۱۳۴۳ بود که تا پایان عمر خود، عاشقانه با او زیست.[۲۸][۲۹]

نقش آیدا در زندگی شاملو

شاملو در ۱۴ فروردین ۱۳۴۱ با آیدا سرکیسیان (ریتا آتانث سرکیسیان) آشنا می‌شود. این آشنایی تأثیر بسیاری بر زندگی او دارد و نقطهٔ عطفی در زندگی او محسوب می‌شود. در این سال‌ها شاملو در توقف کامل آفرینش هنری به سر می‌برد[۳۰] و تحت تأثیر این آشنایی شعرهای مجموعهٔ آیدا: درخت و خنجر و خاطره! و آیدا در آینه را می‌سراید. او دربارهٔ اثر آیدا در زندگی خود به مجله فردوسی گفت: «هر چه می‌نویسم برای اوست و به خاطر او… من با آیدا آن انسانی را که هرگز در زندگی خود پیدا نکرده‌بودم پیدا کردم».[۳۱]

آیدا و شاملو در فروردین ۱۳۴۳ ازدواج می‌کنند و شش ماه در ده شیرگاه (مازندران) اقامت می‌گزینند و از آن پس شاملو تا آخر عمر در کنار او زندگی می‌کند. شاملو در همین سال دو مجموعه شعر به نام‌های آیدا در آینه و لحظه‌ها و همیشه را منتشر می‌کند و سال بعد نیز مجموعه‌ای به نام آیدا: درخت و خنجر و خاطره! منتشر می‌شود و در سال ۱۳۴۵ برای سومین بار تحقیق و گردآوری کتاب کوچه را آغاز می‌کند و برنامهٔ قصه‌های مادربزرگ را برای بخش برنامه‌های کودک تلویزیون ملی ایران تهیه می‌کند.

سفرهای خارجی

۱۳۵۱ مدتی بعد از تحمل دردهای شدید برای معالجهٔ آرتروز گردن به پاریس می‌رود و جراحی می‌شود. در سال ۱۳۵۴ دانشگاه رم از او دعوت می‌کند تا در کنگرهٔ جهانی نظامی گنجوی شرکت کند و از همین رو با یدالله رؤیایی رهسپار ایتالیا می‌شود.

۱۳۵۵ انجمن قلم آمریکا و دانشگاه پرینستون از او برای شرکت در گردهمایی ادبیات امروز خاورمیانه و سخنرانی و شعرخوانی دعوت می‌کنند و او عازم ایالات متحده آمریکا می‌شود. شاملو در این سفر به سخنرانی و شعرخوانی در دانشگاه‌های نیویورک و پرینستون می‌پردازد. او با شاعران و نویسندگان مشهور جهان همچون یاشار کمال، آدونیس، البیاتی و کوزمینسکی در این سفر دیدار می‌کند و پس از سه ماه همراه آیدا به ایران بازمی‌گردد. در همین سال با دعوت دانشگاه بوعلی سینا، برای مدتی به سرپرستی پژوهشکدهٔ آن دانشگاه مشغول می‌شود. چند ماه بعد، این بار در اعتراض به سیاست‌های حکومت پهلوی ایران کشور را به مقصد ایتالیا، (رم) ترک می‌کند و از آنجا به آمریکا می‌رود و در دانشگاه‌های هاروارد، و ام آی تی و دانشگاه برکلی به سخنرانی می‌پردازد.

۱۳۵۷، پس از یک سال تلاش بی‌حاصل برای انتشار هفته‌نامه، به امید نشر و فعالیت علیه رژیم شاه به بریتانیا می‌رود. در لندن ۱۴ شمارهٔ نخست هفته‌نامه ایرانشهر را سردبیری می‌کند اما در اعتراض به سیاست دوگانهٔ مدیران آن در قبال مبارزه با رژیم و مسائل مربوط به ایران استعفاء می‌دهد.

۱۳۶۷ به آلمان غربی سفر می‌کند تا به عنوان میهمانِ مدعوِ دومین کنگرهٔ بین‌المللی ادبیات (اینترلیت ۲) با عنوان جهانِ سوم: جهانِ ما[۳۲] در ارلانگن آلمان و شهرهای مجاور شرکت کند. در این کنگره نویسندگانی از کشورهای مختلف از جمله عزیز نسین، درک والکوت، پدرو شیموزه، لورنا گودیسون و ژوکوندو بِلی حضور داشتند. سخنرانی شاملو با عنوان «من دردِ مشترکم، مرا فریاد کن!» به تأثیر فقر و ناآگاهی و خرافه در عدم دستیابی به فرهنگ یکپارچه و متعالی جهانی اختصاص داشت. در ادامهٔ این سفر به دعوت خانم روترات هاکرمولر در اتریش، به شعرخوانی و سخن‌رانی می‌پردازد و به دعوت انجمن جهانی قلم (Pen) و دانشگاه گوتنبورگ به سوئد می‌رود. به دعوت ایرانیان مقیم سوئد در خانهٔ مردم استکهلم شب شعر اجرا می‌کند و با دعوت هیئت رئیسهٔ انجمن قلم سوئد با آنان نیز ملاقات می‌کند. مجموعه شعرهای احمد شاملو (دوجلدی) در آلمان غربی منتشر می‌شود.

۱۳۶۹ برای شرکت در جلساتی که به دعوت مرکز پژوهش و تحلیل مسائل ایران سیرا (CIRA) در دانشگاه برکلی برگزار شد به عنوان میهمان مدعو به آمریکا سفر می‌کند. سخنرانی‌های او، «مفاهیم رند و رندی در غزل حافظ» و «حقیقت چقدر آسیب‌پذیر است» که با نام «نگرانی‌های من» منتشر شد، واکنش گسترده‌ای در مطبوعات فارسی‌زبان داخل و خارج از کشور داشت و مقالات زیادی در نقد سخنرانی‌های شاملو نوشته شد.

در بوستون دو عمل جراحی مهم روی گردن او صورت گرفت. با این حال چندین شب شعر در شهرهای مختلف با حضور شاملو که تعدادی از آنها به نفع زلزله‌زدگان رودبار و آوارگان کرد عراقی بود برگزار شد. در این بین به عنوان استاد میهمان یک ترم در دانشگاه برکلی زبان، شعر و ادبیات معاصر فارسی را به دانشجویان ایرانی تدریس کرد و در همین زمان ملاقاتی با لطفی علی‌عسکرزاده ریاضی‌دان شهیر ایرانی داشت.

۱۳۷۰، بعد از یک سال و نیم دوری از کشور، به ایران بازگشت.

سال‌های پایانی

. . . چرا یک مجله دولتی باید از شاملو آن شاعر معاند و بهرام بیضایی آن کارگردان حذف‌شده انقلاب و نظام تجلیل کند؟ . . .

مرتضی نبوی، در نطقِ استیضاحِ عطاءالله مهاجرانی در مجلس شورای اسلامی، بهارِ ۱۳۷۸[۳۳]

سال‌های آخر عمر شاملو کم و بیش در انزوا گذشت. از سویی تمایل به خروج از کشور نداشت و خود در اینباره می‌گوید: «راستش بار غربت سنگین‌تر از توان و تحمل من است… چراغم در این خانه می‌سوزد، آبم در این کوزه ایاز می‌خورد و نانم در این سفره‌است.»[۳۴] از سوی دیگر اجازهٔ هیچ‌گونه فعالیت ادبی و هنری به شاملو داده نمی‌شد و اکثر آثار او از جمله کتاب کوچه سال‌ها در توقیف مانده بود. بیماری آزارش می‌داد و با شدت گرفتن بیماری دیابت، و پس از آن که در ۲۶ اردیبهشت ۱۳۷۶، در بیمارستان ایرانمهر تهران، پای راست او را از زانو قطع کردند، روزها و شب‌های دردناکی را پشت سر گذاشت. البته در تمام این سال‌ها کار ترجمه و به‌خصوص تدوین کتاب کوچه را ادامه داد و گه‌گاه از او شعر یا مقاله‌ای در یکی از مجلات ادبی منتشر می‌شد. او در دهه هفتاد با شرکت در شورای بازنگری در شیوهٔ نگارش و خط فارسی در جهت اصلاح شیوه نگارش خط فارسی فعالیت کرد و تمام آثار جدید یا تجدید چاپ شده‌اش با این شیوه منتشر شد. پس از توقفی طولانی در انتشار کتاب‌های شعرش، دفتر شعر ترانه‌های کوچک غربت (۱۳۵۹)، مدایح بی‌صله در ۱۳۷۱(در استکهلم)، در آستانه در ۱۳۷۶، و آخرین مجموعه شعر احمد شاملو، حدیث بی‌قراری ماهان در ۱۳۷۹ منتشر شد.

درگذشت و پس از آن

سنگ مزار احمد شاملو واقع در امام‌زاده طاهر

سرانجام احمد شاملو در ساعت ۹ یکشنبه شب دوم مرداد ۱۳۷۹ در خانه خود در دهکده فردیس درگذشت. پیکر او در روز پنج‌شنبه ۶ مرداد از مقابل بیمارستان ایرانمهر و با حضور ده‌ها هزار نفر از علاقه‌مندان وی تشییع و در امامزاده طاهر کرج در نزدیکی مزار گلشیری، محمد مختاری و پوینده به خاک سپرده شد.[۳۵] کانون نویسندگان ایران، انجمن‌های قلم آمریکا، سوئد، آلمان و چندین انجمن داخلی و برخی محافل سیاسی پیام‌های تسلیتی به مناسبت درگذشت وی در این مراسم ارسال کردند.[۳۶]

پس از مرگ احمد شاملو، مراسم سالگرد و یادبودش بارها با حضور نیروهای امنیتی همراه بوده که در مواردی هم به تندی گراییده یا به دلایل امنیتی برگزار نشده‌است.[۳۷][۳۸][۳۹] همچنین سنگ مزار او به دست افراد ناشناس چندین بار مورد تخریب قرار گرفته.[۴۰]

در فروردین سال ۱۳۸۵ کانون نویسندگان ایران علی‌رغم این که این حرکات را اعمال بدکردارانه شب پرستان کوردل نامید ولی ضمن اعتراض شدید، حتی در خور محکوم کردن هم ندانست. کانون نویسندگان ایران به خانواده احمد شاملو توصیه کرد که هیچ اقدامی برای بازسازی سنگ گور نکنند.[۴۱]

تا سال ۱۳۹۴ مراسم سالگرد احمد شاملو با کنترل نسبی از سوی نیروهای امنیتی به‌طور محدود برگزار می‌شد ولی در سال‌های ۱۳۹۵ و ۹۶ مأموران پیش از شروع مراسم در امامزاده طاهر کرج، محل برگزاری یادبود را بسته و جمعیت شرکت‌کننده را بازداشت یا متفرق کرده‌اند.[۴۲]

در ۲ مرداد ۱۳۹۶ در هفدهمین سالگرد درگذشت شاملو ده‌ها نفر از دوستداران وی که قصد ادای احترام به او در امامزاده طاهر کرج را داشتند به دلیل حضور نیروهای انتظامی در امام زاده طاهر و بستن درهای آن اجازه حضور بر سر مزارش را نیافتند و تعدادی هم دستگیر شدند.[۴۳][۴۴]

روز چهارشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۸ گروهی از علاقه‌مندان به احمد شاملو قصد حضور بر سر مزار او در امام‌زاده طاهر کرج را داشتند، اما مأموران امنیتی با بستن درهای امام‌زاده طاهر کرج، مانع از برگزاری این مراسم شدند.[۴۵]

در روز جمعه ۳ مرداد ۱۳۹۹ چند تن از اعضای هیئت دبیران کانون نویسندگان ایران برای برگزاری مراسم بیستمین سالروز درگذشت احمد شاملو، به گورستان امامزاده طاهر رفتند و قصد حضور بر مزار احمد شاملو را داشتند که با جلوگیری مأموران امنیتی و بسته بودن درب‌های گورستان مواجه شدند.[۴۶]

زمینه‌های فعالیت

شعر و ترانه

سال ۱۳۲۶ کار شاعری شاملو با انتشار دفتری به نام «آهنگ‌های فراموش شده» که تنها دفتر شعر او در قالب سنتی و موزون است، آغاز می‌شود. شاملو در مقدمه همان دفتر می‌نویسد:

«قطعاتی که در این کتاب جمع شده‌اند، نوشته‌هایی است که در حقیقت می‌بایستی سوزانده شده باشد. آهنگ‌هایی‌ست که خیلی زود از یاد می‌رود… این قدم‌های اولینِ کودکی است که می‌خواسته راه بیفتد. ناچار دستش را به دیوار می‌گیرد، دستش می‌لرزد. سست و مردد است و ناموزون راه می‌رود.»[۴۷]

سال‌ها بعد، شاملو با انتشار قطع‌نامه شعر جدیدی را پایه‌گذاری می‌کند. رضا براهنی در این‌باره می‌نویسد:

«در واقع شاملو با قطع‌نامه شعر جدیدی را پیشنهاد می‌کند و التزامی بسیار صریح را بر گُرده شعر می‌گذارد که شاید با ذات شعر به معنای واقعی منافات داشته باشد، ولی ضرورت زمانه، روان‌شناسی خود شاملو و اعتراض عمیق او به قرارداد از هر نوع، نگارش این شعر را ایجاب می‌کرد.»[۴۸]

در سال ۱۳۳۶ با انتشار مجموعه اشعار هوای تازه، به عنوان شاعری برجسته تثبیت می‌شود. این دفتر شامل فرم‌ها و تجربه‌هایی متفاوت در قالب شعر نو است.

در همین سال مجموعه‌ای از رباعیات ابوسعید ابوالخیر، خیام و باباطاهر را منتشر می‌کند.

در سال ۱۳۳۹ مجموعه شعر باغ آینه منتشر می‌شود. معروف‌ترین ترانه‌های عامیانه معاصر فارسی همچون پریا و دخترای ننه دریا در این دو مجموعه منتشر شده‌است.

عبدالعلی دستغیب منتقد ادبی که مجموعه نقدی بر آثار شاملو نوشته‌است،[۴۹] معتقد است که شاملو پس از نیما، بیشترین تأثیر را بر شعر و شاعران معاصر داشته‌است و بر این باور است که در میان شاعران معاصر ایران، عاشقانه‌های شاملو، زیباترین ترانه‌های عشق در شعر نوی پارسی است.[۵۰]

شاملو مجموعه‌ای از شعرهای سیاسی خود را به نام کاشفان فروتن شوکران – که در آن شعر «مرگ نازلی» در بزرگداشت وارطان سالاخانیان، مبارز مسیحی ایرانی است[۵۱]– و مجموعه‌های پریا، ترانه شرقی (لورکا)، مسافر کوچولو و یل و اژدها را دکلمه کرده‌است و به صورت نوار صوتی منتشر شده‌اند.

چندین گفتگو از او به چاپ می‌رسد تا آن که در سال ۱۳۷۲ با کمی بازتر شدن فضای سیاسی ایران آثار شاملو به صورت محدود مجوز نشر می‌گیرند.

از آنجا که شاملو تثبیت‌کننده شعری نوپا بوده‌است، شرح و نقدهای بسیاری دربارهٔ شعر او نوشته شده‌است. شمس لنگرودی نویسنده «تاریخ تحلیلی شعر نو» دربارهٔ شعر شاملو و شاعری او می‌گوید:

«شاملو متوجه شد که موسیقی کهن کلام می‌تواند آن روح را در محتوای او بدمد؛ نه موسیقی زبانِ روزمره. در نتیجه شعری سرود که صورت و محتوای هماهنگی داشت و همین امر باعث جذابیت شعر او شد. البته فقط این مسئله اثرگذار نبوده‌است. شاملو از معدود شاعرانی است که برای همه نسل‌ها شعر سروده‌است، یعنی از وقتی کودکی به دنیا می‌آید می‌توان «بارون می‌آد جرجر» شاملو را برایش زمزمه کرد تا دوره نوجوانی و عاشقانه‌ها، تا جوانی و روحیه انقلابی و تا دوره میانسالی و پیری که «در آستانه» شعری جاودانه‌است.»[۵۲]

روزنامه‌نگاری

احمد شاملو در سال ۱۳۳۹ مدتی سردبیری هفته‌نامه فردوسی را به عهده گرفته بود. او مجله را به شکل و اندازه‌ای غیر از معمول مجله فردوسی درمی‌آورد و سنجاق ناشده و روزنامه‌وار به دست خواستاران می‌رساند. او بخشی از صفحات هفته‌نامه را به چاپ نوشته‌های پژوهش‌گران فرهنگ مردم، تحت عنوان «کتاب کوچه» اختصاص داده بود.[۵۳] در سال۱۳۴۰ با همکاری دکتر محسن هشترودی، ۲۵ شماره از هفته‌نامه کتاب هفته را منتشر می‌کند. هفته‌نامه کتاب هفته و خوشه از تأثیرگذارترین هفته‌نامه‌های ادبی دههٔ ۴۰ بودند. در سال ۱۳۴۶ شاملو سردبیری قسمت ادبی و فرهنگی هفته‌نامه خوشه را به عهده می‌گیرد. همکاری او با نشریه خوشه تا ۱۳۴۸ که نشریه به دستور ساواک تعطیل می‌شود، ادامه دارد. شاملو نام کاریکلماتور را در همین دوران است که برای نامیدن نوشته‌های طنزآمیز پرویز شاپور می‌سازد که رفته‌رفته رواج پیدا می‌کند و جا می‌افتد.[۵۴] در سال ۱۳۵۸ هفته‌نامهٔ کتاب جمعه با سردبیری احمد شاملو و مدیریت عسکری پاشایی منتشر می‌شود. انتشار این هفته‌نامه پس از ۳۶ شماره توقیف می‌شود.

ترجمه

شاملو در زمینه ترجمه نیز فعالیت‌های زیادی دارد. با این‌که بحث ترجمه‌های شاملو، همانند برخی دیدگاه‌هایش، منتقدانی نیز داشته و بحث‌انگیز بوده‌است، با این‌حال برخی از این ترجمه‌ها، در شمار آثاری شناخته‌شده قرار دارند. یکی از این کارها، «ترانه شرقی و اشعار دیگر»، سروده‌های فدریکو گارسیا لورکا با اجرا و صدای خودش بود که با استقبال فراوانی روبرو شد.[۵۵] از ۱۳۶۲ با تغییر فضای سیاسی ایران چاپ آثار شاملو نیز متوقف می‌شود. در حالی که کار و فعالیت شاملو متوقف نمی‌شود. نوار کاست سیاه همچون اعماق آفریقای خودم (ترجمهٔ شعرهای لنگستون هیوز) و سکوت سرشار از ناگفته‌هاست (ترجمهٔ شعرهای مارگوت بیکل)، کاری مشترک با محمد زرین‌بال با موسیقی بابک بیات منتشر می‌شود. از دیگر کارهای او در این زمینه می‌توان به ترجمه «درها و دیوار بزرگ چین»، رمان «پابرهنه‌ها» اثر زاخاریا استانکو، رمان «دن آرام» و شازده کوچولو[۵۶] اشاره کرد. هم چنین ترجمهٔ گیل گمش که قدیمی‌ترین متن اسطوره‌ای جهان است از دیگر کارهای ارزشمند شاملو در زمینهٔ ترجمه است.[۵۷]

در کتاب تاریخ ترجمهٔ ادبی از فرانسه به فارسی (۱۳۹۳) دربارهٔ ترجمه‌های احمد شاملو نوشته شده‌است: «شاملو در بیشتر ترجمه‌هایش به خوبی از عهده برآمده است؛ از جمله برزخ (۱۳۳۴) از ژان روورزی، زرنگار (۱۳۳۵) از هربر لو پوریه، پابرهنه‌ها (۱۳۳۷) از زاخاریا استانکو، قصه‌های بابام (۱۳۴۶) از ارسکین کالدول، عروسی خون (۱۳۴۷) از فدریکو گارسیا لورکا، درخت سیزدهم (۱۳۴۹) از آندره ژید، دماغ (۱۳۵۱) از ریونوسوکه آکوتاگاوا، سیزیف و مرگ (۱۳۵۲) از روبر مرل، خزه (۱۳۵۵) از هربر لو پوریه، مرگ کسب و کار من است (۱۳۵۵) از روبر مرل و شهریار کوچولو (۱۳۵۸) از سنت‌اگزوپری که در چاپهای بعدی با عنوان شازده کوچولو منتشر شد. شاملو در برخی از ترجمه‌هایش استفادهٔ مفرط از زبان شکسته را برای خود جایز دانسته‌است و همین قضیه باعث دوری او از سبک متن اصلی شده‌است.»[۵۸]

فرهنگ‌نویسی

«کتاب کوچه» عنوان فرهنگ‌نامه‌ای است که به کوشش احمد شاملو و همسرش، آیدا سرکیسیان، در چندین مجلد به عنوان دائرةالمعارف فرهنگ عامیانهٔ مردم ایران تدوین شده و بعد از درگذشت شاملو، سرپرستی این مجموعه بر عهدهٔ همسرش، آیدا بوده‌است.[۵۹]

این دانشنامه، دائرةالمعارف فرهنگ عامیانه مردم ایران در چندین جلد، شامل اصطلاحات، تعبیرات و ضرب‌المثلهای فارسی است. نخستین جلد این فرهنگ در سال ۱۳۵۶ از سوی انتشارات مازیار منتشر شد و پس از انتشار شش جلد آن تا سال ۱۳۶۲، انتشار این فرهنگ به دلیل مشکلات ممیزی تا سال ۱۳۷۲ در ایران متوقف ماند و تنها یک جلد از قصه‌های کتاب کوچه در سوئد منتشر شد.[۶۰]

این فرهنگ‌نامه، اگر آن‌گونه که مؤلف در جلد اول بیان داشته انتشار یابد، جامع‌ترین دائرةالمعارف فرهنگ و زبان عامیانه ایران است که تاکنون (۱۳۹۱) یازده جلد آن، تا پایان حرف «ج» ، منتشر شده‌است. از جمله ویژگی‌های کتاب کوچه، استفاده از شماره ردیف برای هر مدخل است که ارجاعات نیز بر اساس این شماره‌ها صورت می‌گیرد.

فعالیت‌های سینمایی

در سال ۱۳۳۸ شاملو به تهیهٔ فیلم مستند سیستان و بلوچستان برای شرکت ایتال کنسولت[۶۱] می‌پردازد. این آغاز فعالیت سینمایی بحث‌انگیز احمد شاملو است. او به‌خصوص در نوشتن فیلم‌نامه و دیالوگ‌نویسی فعال است. در سال‌های پس از آن و به‌ویژه با مطرح شدنش به عنوان شاعری معروف، منتقدان مختلف حضور سینمایی او را کمرنگ دانسته‌اند. خود او می‌گفت: «شما را به خدا اسم‌شان را فیلم نگذارید.» و بعضی شعر معروف او «دریغا که فقر/ چه به آسانی/ احتضار فضیلت است» را به این تعبیر می‌دانند که فعالیت‌های سینمایی او صرفاً برای امرار معاش بوده‌است.[۶۲] شاملو در اینباره می‌گوید: «کارنامه سینمایی من یک جور نان خوردن ناگزیر از راه قلم بود و در حقیقت به نحوی قلم به مزدی!»[۶۳]

از میان فیلمنامه‌های شاملو می‌توان به «بن‌بست» (۱۳۴۳، میرصمدزاده) محصول استودیو پانوراما و «فرار از حقیقت» (۱۳۴۵، ملک مطیعی) محصول مهتاب فیلم اشاره کرد.[۶۴]

در سال‌های سینمای بعد از انقلاب هم شاملو فیلم‌نامه‌ای با نام «میراث شوم» نوشت و در اختیار مسعود کیمیایی جهت ساخت قرار داد. داستان «میراث» در آذربایجان می‌گذرد و به نهضت آزادی طلبانه آذربایجان و برخوردهایش با حکومت وقت می‌پردازد. این فیلم‌نامه هرگز امکان ساخت را پیدا نکرد. کیمیایی دلیل فیلم نشدن آن در هنگام زندگی شاملو را مجوز ندادن وزارت ارشاد به این سناریو اعلام کرد.[۶۵]

دیگر فعالیت‌ها

در سال ۱۳۳۹ با همکاری هادی شفائیه و سهراب سپهری اداره سمعی و بصری وزارت کشاورزی را تأسیس می‌کند و به عنوان سرپرست آن مشغول به کار می‌شود.

در سال ۱۳۴۷ «شب شعر خوشه» را با همکاری امیر هوشنگ عسگری و با حضور ۱۱۰ شاعر معاصر، نمایشگاه نقاشی منصوره حسینی، نمایشگاه کاریکاتور اردشیر محصص و تئاتر در انتظار گودو را با هنرمندی داوود رشیدی، پرویز صیاد و پرویز کاردان برگزار می‌کند.

شاملو که به بریتانیا رفته بود، سه هفته پس از پیروزی انقلاب بهمن ۵۷ ایران و سقوط حکومت پهلوی، در ۱۱ اسفند به ایران بازمی‌گردد. او پس از بازگشت، به عنوان عضو هیئت دبیران کانون نویسندگان ایران انتخاب می‌شود و مقاله‌ها و مصاحبه‌های متعددی پیرامون تحلیل و آسیب‌شناسی انقلاب و مسایل روز سیاسی و اجتماعی از او در مجلات و روزنامه‌ها به چاپ می‌رسد. او از علاقه مندان به جنبش های چپی و کمونیستی در ایران بود به گونه ای که در مدح عزت‌الله سیامک بنیانگذار شاخه نظامی حزب توده شعر ساعت اعدام، برای مرتضی کیوان روزنامه نگار و از اعضای حزب توده شعرِ از عموهایت و برای مهدی رضایی از فرماندهان سازمان مجاهدین خلق شعر ابراهیم در آتش را سروده بود. او همچنین نامه ای به مسعود رجوی بلند پایه ترین رهبر سازمان مجاهدین خلق نوشت.

دیدگاه‌های شاملو

دربارهٔ شعر

شاملو دربارهٔ شعر سخنرانی‌ها و نوشته‌های بسیاری دارد. برخی از آرای او دربارهٔ شعر از این قرار است:

  • امروز خواننده شعر پذیرفته‌است که شعر را به نثر نیز می‌توان نوشت. به عبارت دیگر، می‌توان سخنی پیش آورد که بدون استعانت وزن و سجع، شعری باشد بس جان‌دار و عمیق. من مطلقاً به وزن به مثابه یک چیز ذاتی و لازم یا یک وجه امتیاز شعر اعتقاد ندارم، بلکه به عکس معتقدم التزام وزن، ذهن شاعر را منحرف می‌کند؛ چون ناچار وزن فقط مقادیر معدودی از کلمات را در خود راه می‌دهد و بسیاری کلمات دیگر را پشت در می‌گذارد، در صورتی‌که ممکن است درست همین کلماتی که در این وزن راه نیافته، در شمار تداعی‌ها درست در مسیر خلاقیت ذهن شاعر بوده‌باشد.[۶۶]
  • آن اوایل که بعضی از ما شاعران امروز، دست به نوشتن شعرهای بی وزن و قافیه زدیم، عده‌ای از فضلا که از هر جور نوآوری وحشت دارند و طبعاً این شیوه شعر نوشتن را امکان نداشت قبول کنند، به عنوان بزرگ‌ترین دلیل بر مسخره بودن ما و کار ما همین موضوع را مطرح می‌کردند؛ یعنی می‌گفتند: «اینها که شما جوان‌ها می‌نویسید اصلاً شعر نیست.» می‌پرسیدیم: «آخر دلیلش؟» می‌خندیدند، یا بهتر گفته باشم ریشخندمان می‌کردند و می‌گفتند: «شما آن قدر بی‌سواد و بی‌شعورید که نمی‌فهمید این که نوشته‌اید نثر است!» و به این ترتیب اشکال کار روشن می‌شد: فضلا شعر را از ادبیات تمیز نمی‌دادند. در نظر آن‌ها هر رطبی و یابسی که وزن و قافیه داشت، شعر بود و هر سخن عاری از وزن و قافیه، نثر. اما تلاش شاعران معاصر در این نیم قرن اخیر، سرانجام توانست این برداشت نادرست را تغییر بدهد و امروز دست کم بخش عمده‌ای از مردم، شعر و ادبیات را از هم تمیز می‌دهند و اگرچه تعریف دقیقی از شعر در دست ندارند، به تجربه دریافته‌اند که تعریف شمس قیس رازی از شعر، تعریف پرتی است و به رغم او، کلام ممکن است موزون و متساوی نباشد و حروف آخرین آن هم به یکدیگر نماند و با این همه شعر باشد. امروز خواننده شعر می‌داند که وجه امتیاز شعر از ادبیات، تنها و تنها منطق شاعرانه‌است، نه وزن و قافیه و صنعت‌های کلامی…[۶۷]

دربارهٔ فردوسی و تاریخ ایران

در هجدهم فروردین‌ماه ۱۳۶۹ به دعوت مرکز پژوهش و تحلیل مسائل ایران (سیرا) جلساتی در دانشگاه برکلی کالیفرنیا[۶۸] برگزار شد که هدف آن، بررسی هنر و ادبیات و شعر معاصر فارسی بود. سخنران یکی از این جلسات احمد شاملو بود. او در این جلسات با ایراد سخنانی پیرامون شاهنامه به مباحث زیادی دامن زد. شاملو این سخنرانی را در توجه دادن به حساسیت و نقد برای رسیدن به حقیقت و نقد روش روشنفکری ایرانی و مسئولیت‌های آن ایراد کرد و با طرح سوالاتی فرهیختگان ایرانی خارج از کشور را به بازبینی و نقد اندیشه و یافتن پاسخ برای اصلاح فرهنگ و باورها فراخواند.[۶۹]

او در این سخنرانی دربارهٔ گئومات مغ که بر پایهٔ کتیبه داریوش، خود را به دروغ بردیا، برادر مقتول کمبوجیه نامیده و شورشی را علیه داریوش رهبری کرده بود، می‌گوید:

«حقیقت این است که اصلاً گئومات نامی در میان نبوده‌است. بردیا از غیبت کمبوجیه و اشراف توطئه‌چی درباری استفاده می‌کند و قدرت را به دست می‌گیرد و بی‌درنگ دست به انقلاب اجتماعی می‌زند.»[۷۰]

شاملو در بارهٔ ضحاک می‌گوید:

«ضحاک در دورهٔ سلطنت خودش که درست وسط دوره‌های سلطنت جمشید و فریدون قرار داشته طبقات را در جامعه به هم ریخته بوده‌است. حضرت فردوسی در بخش پادشاهی ضحاک از اقدامات اجتماعی او چیزی بر زبان نیاورده، به همین اکتفا کرده‌است که او را پیشاپیش محکوم کند و در واقع بدون این‌که موضوع را بگوید و حرف دلش را بر دایره بریزد، حق ضحاک بینوا را گذاشته کف دستش دو تا مار روی شانه‌هایش رویانده…»[۷۱]

شاملو بر این باور بود که ضحاک با رهبری توده‌های مردم، علیه نظام طبقاتی جمشید قیام کرده‌است. او می‌گوید:

«ضحاک فردوسی درست همان گئومات غاصبی است که داریوش از بردیا ساخته بود… می‌بینید دوستان، که حکومت ضحاک افسانه‌ای با بردیای تاریخی را ما به غلط و به اشتباه مظهری از حاکمیت استبدادی و خودکامگی و ظلم و جور و بیداد فردی تلقی کرده‌ایم. به عبارت دیگر شاید تنها شخصیت باستانی خود را که کارنامه‌اش به شهادت کتیبه بیستون و حتی مدارکی که از خود شاهنامه استخراج می‌توان کرد سرشار از اقدامات انقلابی توده‌ای است، بر اثر تبلیغات سوئی که فردوسی بر اساس منافع طبقاتی و معتقدات شخصی خود برای او کرده به بدترین وجهی لجن‌مال می‌کنیم و آنگاه کاوه را مظهر انقلاب توده‌ای به حساب می‌آوریم. درحالی‌که کاوه در تحلیل نهایی عنصری ضد مردمی است.»[۶۹]

شاملو هم‌چنین تصویرسازی‌های فردوسی از کاوه آهنگر را نادرست برمی‌شمرد و کاوه را فردی ضدانقلابی و در مقابل توده‌های مردم برمی‌شمرد.[۷۲]

شاملو حدود ده سال پیش از این سخنرانی، چکیده‌ای از همین مطالب را در کتاب جمعه[۷۳] آورده بود ولی این‌بار سخنرانیِ او و لحن او، ناخشنودی و گاه خشم علاقه‌مندان به فردوسی و شاهنامه را برانگیخت و مقالاتی از سوی آنان در رد نظریات شاملو به چاپ رسید.[۷۴]

بهرام بیضایی و جلال خالقی مطلق و محمود امیدسالار توضیح داده‌اند که عقایدی از این دست بر بنیاد نوشته‌های علی حصوری در روزنامه کیهان در سه شنبه ۲۱ تیر ماه ۱۳۵۶ بوده‌است[۷۵] و شاملو خود نیز از نوشته‌های حصوری یاد کرده‌است.[۷۶] بیضایی در پی آوردِ سوّم کتاب هزارافسان کجاست؟ با نام «اژدهای شورشی» این موضوع را به تفصیل می‌کاود و این نگرش را پذیرفتنی نمی‌یابد و آن را دنباله دگرگشت‌های اسطوره این بار به شکل «اژدهای شورشی» در روزگار نو می‌داند.[۷۵] خالقی‌مطلق نیز گفته‌های شاملو را نشانهٔ بی‌اطّلاعی‌اش از شاهنامه می‌داند.[۷۷]

دربارهٔ حافظ

حافظ شیراز عنوانِ تصحیح دیوان حافظ و روایتی است که شاملو از شعرهای خواجه حافظ شیرازی داشته‌است.[۷۸] شاملو در این کتاب که نخستین بار در سال ۱۳۵۴ منتشر شد روایت خاص خود را از شخصیت و شعر حافظ ارائه می‌دهد و در مقدمه کتاب، روش تصحیح و اصول کار خود را بیان می‌کند. او به مشکلات و تحریف‌های موجود در دیوان حافظ اشاره می‌کند و در اینکه حافظ یک عارف مسلک بوده دقیق شده او حافظ را مبارز و مصلحی اجتماعی می‌داند که فرهنگ ریا و زهد را نقد می‌کند. شاملو در مقدمهٔ آن کتاب که نخستین بار در سال ۱۳۵۴ منتشر شد می‌نویسد:

«به راستی کیست این قلندر یک لاقبای کفرگو که در تاریک‌ترین ادوار سلطه ریاکاران زهد فروش؛ در ناهار بازار زاهد نمایان و در عصری که حتی جلّادان آدمی‌خوار مغروری چون امیر مبارزالدین محمد و پسرش شاه شجاع نیز بنیان حکومت آن‌چنانی خویش را بر حد زدن و خُم شکستن و نهی از منکر و غزوات مذهبی نهاده‌اند؛ یک تنه وعده رستاخیز را انکار می‌کند خدا را عاشق و شیطان را عقل می‌خواند…»[۷۹][۸۰]

تصحیح دیوان حافظ توسط شاملو، مورد انتقاد حافظ‌پژوهانی چون بهاءالدین خرمشاهی و برخی دیگر قرار گرفته‌است.[۸۱]

با این‌حال «حافظ شیراز به روایت احمد شاملو» همچنان منتشر می‌شود و یکی از پرفروش‌ترین روایت‌های حافظ است، ولی مقدمهٔ آن پس از انقلاب در ایران اجازه نشر نیافت و از آن پس بدون مقدمه منتشر شد.[۸۲][۸۳]

کارنامه

نوشته‌ها

برخی از کتاب‌های شاملو عبارتند از:

سخنرانی‌ها و شعرخوانی‌ها

کارهای تلویزیونی

  • ۱۳۴۵ تهیهٔ برنامهٔ کودکان برای تلویزیون به اسم قصه‌های مادربزرگ
  • ۱۳۴۹ کارگردانی چند فیلم فولکلوریک برای تلویزیون: پاوه، شهری از سنگ و آناقلیچ داماد می‌شود
  • ۱۳۵۰ نمایشنامهٔ آنتیگون (ناتمام)
  • ۱۳۵۱ اجرای برنامه‌های رادیویی برای کودکان و جوانان

جوایز

مسئولیت آثار احمد شاملو

سیروس شاملو، فرزند احمد شاملو در گفت و گو با روزنامه اعتماد سایت مربوط به احمد شاملو و مؤسسه الف. بامداد را غیرقانونی دانست و اظهار کرد که مطابق قانون حقوق مؤلفین و مصنفین، تمامی حقوق معنوی و مادی آثار شاملو و نیز صدور مجوزهای فیلم و نمایش و موسیقی و بستن قراردادهای جدید متعلق به خانواده ی زنده یاد احمد شاملو است و ناشران چاپی نیز فقط مجوز چاپ آثار را به صورت کتبی دارند. همچنین وی افزود که آثار شاملو در انحصار هیچ مؤسسه یا ناشر یا نهادی نیست و تمامی حقوق مربوط به آثار شاملو در داخل و خارج از کشور متعلق به خانواده ی وی است.[۸۵][۸۶][۸۷]

مؤسسهٔ فرهنگی پژوهشی الف. بامداد

«مؤسسهٔ فرهنگی پژوهشی الف. بامداد» مؤسسه مستقل فرهنگی و سازمانی مردم‌نهاد[۸۸] در ایران است که به یاد احمد شاملو در سال ۱۳۹۰ خورشیدی تأسیس شده‌است. این نهاد مستقل فرهنگی جایزه شعر احمد شاملو[۸۹] را از سال ۱۳۹۴ بنیان گذاشت و هرساله بیست و یکم آذرماه در سالروز تولد این شاعر فقید مراسم پایانی آن برگزار و شاعران برگزیده معرفی می‌شوند.[۹۰]

سیروس شاملو در گفت‌وگویی مسئولیت نظارت مؤسسه فرهنگی الف. بامداد بر انتشار آثار احمد شاملو را به چالش کشیده‌است.[۹۱]

جلوگیری از نشر اپرای پریا در ایران

در سال ۱۹۸۹ شیدا قره‌چه‌داغی روی ترجمه انگلیسی «شعر پریا» سروده‌ای از شاملو یک اپرا-باله ساخت که در همان سال در تورنتو روی صحنه رفت.[۹۲] نسخه شنیداری اجرای زنده این اثر در ژوییه ۲۰۲۰ همزمان با بیستمین سالگرد درگذشت شاملو، در اروپا منتشر شد. در اجرای زنده سال ۱۹۸۹، بین بخش‌هایی از اپرا، کیهان کلهر با تک نوازی سه‌تار و آواز، شعر پریا را به پارسی بدون همراهی ارکستر اجرا کرده بود ولی این بخش در آلبوم منتشر شده، حذف شده‌است. پیش از انتشار اپرا در اروپا، آهنگساز سالها کوشیده بود تا نسخه شنیداری اثر را در ایران منتشر کند ولی به دلیل وجود تکخوانی زن، به آن اجازه نشر داده نشده بود.[۹۳][۹۴]

ایرج اعتصام یکی از معماران نامی ایرانی است که در سال 1309 هجری شمسی و در شهر گرگان چشم به جهان گشود و به تاریخ 1401/9/28 دیده از جهان فرو بست.

او طراح دو پارک بزرگ، زیبا، منحصر به فرد و به یاد ماندنی در ایران است که پارک ملت و پارک شریعتی نام دارند. او از استادان در قید حیات معماری ایران زمین است که همچنان مشغول تربیت معماران برای آینده کشور است.

اعتصام مدرک دکترای معماری خود را در سال ۱۳۳۹ و از دانشگاه فلورانس ایتالیا دریافت کرده است. او همچنین از سال ۱۳۵۰ کارشناس ارشد طرحریزی منطقهای سازمان ملل متحد و از سال ۱۳۵۲ عضو کانون کارشناسان رسمی دادگستری بود

 

 

دکتر ایرج اعتصام همچنین عضو سازمانها و ارگانهای فراوانی است که از دانش و تجربه او بهره میبرند. از جمله این سازمانها میتوان به انجمن مفاخر معماری ایران، جوامع بینالمللی یونان، انجمن معماران و انجمن شهرسازان آمریکا، انجمن بینالمللی مطالعات محیطهای سنتی و فدراسیون بینالمللی مسکن و طرحریزی است.

مسئولیتهای مهم ایرج اعتصام

از جمله مسئولیتهای مهم دکتر ایرج اعتصام میتوان به دانشیاری دانشگاه تهران، دانشیاری دانشگاه ملی ایران، مؤسس و مدیر عامل مهندسین مشاور امکو، رئیس دفتر فنی دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران، استاد معماری و شهرسازی دانشگاه تهران، مشاور عالی و محقق برای مهندسین مشاور امکو و مؤسسه بینالمللی دوکسیادیس، مدرس دانشگاه برکلی آمریکا، محقق مرکز مطالعات شهری دانشگاه کالیفرنیا در برکلی واستاد مدعو در دانشگاه واشینگتن در سیاتل اشاره کرد.

 

آثار ایرج اعتصام

ایرج اعتصام

طراج دکتر ایرج اعتصام

از جمله آثار مهم معماری دکتر ایرج اعتصام میتوان به موارد زیر اشاره نمود:

  • پارک ملت تهران
  • پارک شریعتی تهران
  • مجموعه شاه چراغ شیراز
  • پردیس دانشگاه سیستان و بلوچستان
  • طرح منطقه‌ای و توریستی کرانه‌های دریای خزر
  • طرح اولیه مجموعه سن تروپه در جنوب فرانسه
  • طرح جامع شیراز، کازرون، زنجان، ساری، گرگان
  • مجموعه هفت بلوک اداری در بل ویو، واشینگتن
  • مجموعه‌های جهانگردی محلات، سرعین اردبیل، لاهیجان
  • مجموعه ساختمانی حجاج در مدینه منوره در عربستان سعودی
  • بازسازی محل اقامت نمایندگی دائم ایران در سازمان ملل در نیویورک
  • مجموعه‌های مسکونی و خانه‌های ویلایی در سیاتل، سن خوزه، سن فرانسیسکو، لی آنجلس، آمریکا
  • و ده‌ها مجموعه مسکونی و اداری

 

آثار تالیفی دکتر ایرج اعتصام

 

استاد ایرج اعتصام کتابهای فراوانی را تالیف یا ترجمه نموده است که از جمله این کتابها میتوان به موارد زیر اشاره نمود

:

·تالیف کتابمعماری معاصرایران و جهان

·ترجمه کتاب عقاب دو سر، از گذشته تا آینده اسکان بشر اثر کنستانتین دکسپادیس

·ترجمه کتاب معماری اسلامی، فرم، عملکرد و معنی اثر رابرت هیلن براند

·و نکارش و ترجمه مقالات متعدد در مجلات تخصصی داخلی و خارجی

عناوین ایرج اعتصام

·عضو هیئت امناء انجمن مفاخر معماری ایران

·عضو جامعه بینالمللی اکیس تیکس، آتن، یونان

·عضو فدراسیون بینالمللی مسکن و طرحریزی، لاهه، هلند

·عضو انجمن معماران و انجمن شهرسازان آمریکا

·همکاری با مهندسین مشاور نقش جهان پارس از ۱۳۷۳

·عضو سازمان نظام مهندسی ساختمان استان تهران

·مؤسس و مدیرعامل مؤسسه اعتصام و همکاران از ۱۳۷۶

·عضو انجمن بینالمللی مطالعات محیطهای سنتی، برکلی، آمریکا

·عضو انجمن بینالمللی علوم مسکن، میامی، فلوریدا

مقالات مرتبط

موسيقي، ذهن و بدن

 

درباره شرکت آمود افراز

 

تاثير فرهنگ بر معماري

تئـوری گشتـالت Gestalt psychology

” جهل ” عامل اصلی تخریب آثار تاریخی

 

صنعت گردشگری نیاز امروز کشور

طراحی محیطی در معماری

 

 

آوايي از ستيغ كوه تا بلنداي هنر معماري

 

ایجاد بستری مناسب برای ترور رسانه ایی

 

 

بزرگترین حوزه ی آب ریز ایران،از دشت کویری مرکزی و حوزه ی کویر لوت تشکیل شده است. دشت کویر مرکزی ایران از شمال توسط رشته جبال البرز و از شرق با کوه زاگروس محصور است. این رشته جبال ها باعث جلوگیری از جریان بادهای باران آور به داخل حوزه ی آب ریز شده اند. حوزه ی آب ریزمرکزی ارتفاع متوسط حدود یک هزار متر از سطح دریا را داراست و در مجموع از تنوع قابل توجهی از نظر ارتفاع از سطح دریا ،جهات جغرافیایی و بادهای غالب برخوردار است. میزان بارندگی در دشت کویر مرکزی ایران بسیار کم (حدود هفتاد میلی متر در سال) برآورد شده است.پوشش گیاهی فقیر ،زمین شوره زار و تراکم بسیار کم جمعیت از ویژگیهای مناطق کویری مرکزی محسوب میگردند. تابش مستقیم آفتاب در این مناطق شدید است و 700تا 800 کیلو کالری در هر ساعت در متر مربع در سطوح افقی انرژی تولید می کند و باافزایش پرتوی منعکس شده از سطوح بایر زمین ،شدت آن بیشتر می شود. آسمان این مناطق در بیشتر مواقع سال بدون ابر است ولی معمولا بعد از ظهرها در اثر گرم شدن و حرکت لایه های هوای نزدیک به زمین مه و طوفان گرد و غبار پدید می آید. رطوبت کم و نبودن ابر در آسمان باعث میشود دامنه ی تغییرات دمای هوا در این مناطق بسیار زیاد شود. درجه حرارت بالا در روزهای فصول گرم، و اختلاف زیاد بین شب و روزاز دیگر ویژگیهای این مناطق است.درجه حرارت حوزه های مختلف این مناطق به موقعیت جغرافیایی،ارتفاع ازسطح دریا،جهت وخصوصیات بادبستگی دارد.اغلب شهرهای حوزه مرکزی ایران درحاشیه ی کویرواقع شده اند.چرا که شرایط زیستی مطلوب تری نسبت به سایر قسمتها در آن مناطق فراهم است. بررسی ویژگیهای کالبدی بافتهای کویری را میتوان به طورکلی دردوسطح مورد توجه قرارداد: درمقیاس کلان شامل مکان یابی، نحوه ی استقرار ،شبکه بندی و نوع معابر و بافت کلی شهر و در مقیاس خرد شمال عناصر معماری وتکنیکهای ساخت و طراحی ميباشد.

اصول معماری کرمان:

شهر كرمان در چنبره‌ای از شرایط طبیعی، جغرافیای حاد، چه در زمستان و چه در تابستان، و زمین شناسی خاص از نظر تغذیه به وجود آمده و طی قرون متمادی برای بقای خود تلاش كرده است. شاید در میان شهرهای كویری و حاشیه كویری ایران، شهر كرمان بیشترین همبستگی و تواضع را در برابر طبیعت، به خصوص شرایط خشن اقلیمی، داشته باشد. این شهر با مشكلاتی چون گرمای تابستان، سرمای زمستان، نوسان بالای دمایی، خشكی بیش از حد هوا، بادهای همراه با سوز سرد زمستان و گرد و غبار و گرمای سوزان تابستان مواجه بوده است. به عبارت دیگر این منطقه, اقلیمی خشن و ناسازگار داشته كه هیچ گاه روی خوش به ساكنان خود نشان نداده است. در چنین شرایطی، مجموعه های مسكونی به عنوان سرپناه انسان در برابر عوامل جوی، نقش خاصی می‌یابند. در زمینه میزان تاثیر پذیری خانه‌های سنتی از شرایط جوی، مطالعات متعددی در سطح كشور انجام گرفته است. با توجه به اینكه وسعت زیادی از كشور ما تحت استیلای شرایط گرم و خشك آب و هوایی است در ای مناطق الگوهای معماری سنتی دست نخورده، تقریباً به وفور یافت می‌شود. از قراین به دست آمده چنین بر می‌آید كه آب و هوا تاثیر بسیار شگرفی بر ساخت و كالبد شهر كرمان به ویژه مجموعه‌ةای مسكونی سنتی به جا گذاشته است. معماران قدیمی به علت فقدان امكانات تكنولوژیكی امروزین، همواره درصدد سازگاری با شرایط اقلیمی بوده‌اند. اما متاسفانه با ورود فرهنگ معماری غربی، ارزان بودن سوختهای فسیلی، پیشرفت تكنولوژی ساختمان سازی و از خود بریدن فرهنگی موجب شد تا بافت جدید و ناتوان در برابر شرایط جوی شكل گیرد.
درحالیكه معماری سنتی كرمان می‌تواند الگوی شایان توجهی در رعایت اصول معماری جدید این شهر باستانی باشد. این شهر از گذشته‌ای دوربنا به گفته افراد مسن این منطقه، زمانی از خشك سالیهای پی در پی و وقوع طوفانهای شن و زمانی از زمستانهای سهمگین و نزول برف در رنج بوده است. با توجه به مطالعات اقلیمی، شدت گرمای هوا در تابستان گاه به بیش از 40 درجه سانتیگراد می‌رسد و این در حالی است كه شدت سرمای زمستان در بعضی سالها به منهای 20 درجه سانتیگراد نیز رسیده است. گرمای خشك و شدید تابستان نیز با وزش بادهای تند و سوزان و گاه همراه با غبار شدت می‌یابد. وجود كوچه‌های عمیق و باریك و سرپوشیده به خوبی ساكنان شهر را ازآفتاب سوزان و تاثیربادهای غبارآلود محافظت می كند. ساباط‌ها بر فراز كوچه‌های تنگ و باریك شهر باعث تامین بیشتر سایه بر سطح كوچه‌ها می‌شوند.

كرمان شهری باستانی است كه طی بیش از هزار سال با این اوضاع مبارزه كرده و سربلد و استوار به زندگی خود ادامه داده است. معماران سنتی هوشمند كرمان مانند ساكنان دیگر نواحی كویر، در ساخت محیط مسكونی خود، اصولی را رعایت كرده‌اند كه علاوه بر فایق شدن بر اوضاع ناموافق محیطی، فضایی بهشت گونه را در دل كویر تفتیده فراهم كرده اند كه تصور آن بسیار دور از ذهن به نظر می‌رسد.

– اولین اصلی كه این مردم به آن واقف بوده‌اند، مساله بازتاب گرمای خورشید از خاك خشك و سوزان كویر بوده است. به همین دلیل شهر خود را در كمربندی سبز و خنك از زمینهای زراعی و باغها قرار داده‌اند.
– دومین اصلی كه ساكنان كرمان در ساخت شهر خود به آن توجه كرده‌اند، جهتگیری صحیح مجموعه است. وجود بادهای ناموافق خشك و سوزان، از نواحی جنوبی و بادهای سرد و سوزآور از نواحی غربی آنان را بر آن داشت كه شهر خود را در جهت باد مطبوع شمال و شمال غربی قرار دهند.
– سومین اصل، جلوگیری از نفوذ گرما و سرمای شدید تابستان و زمستان و بادهای ناموافق به داخل بافت مسكونی بوده است. این مردم آگاه طی سالیان دراز زندگی در شرایط دشوار، دریافتند كه اگر ساختماها نیز همچون انسانها چنان چه دست به دست هم دهند و با هم متحد شوند، مشكلات سهمگین را از پیش پا برخواهند داشت. به همین دلیل بافت مسكونی را به هم فشرده و متراكم ساخته‌اند.
– چهارمین اصل حفاظت از عابران در داخل مجموعه بوده است. وجود معابر غیرمستقیم، پرپیچ و خم و سرپوشیده بودن بخشهایی از آن، از یك طرف مانع نفوذ بادهای مزاحم بوده و از طرف دیگر به دلیل عمق زیاد، بیشترین سایه را تامین كرده است.
– پنجمین اصلی كه مردم كرمان به آن واقف بوده‌اند. تامین هوای خنك و مطبوع برای هر واحد مسكونی بوده كه با محفوظ كردن حیاط‌های عمیق و تفس خانه‌های به هم فشرده از داخل این حیاط‌ها امكان پذیر شده است. حیاط‌ها كه از همه طرف با فضاهای سرپوشیده محصور شده اند، همچون گودالی هوای خنك شب را در خود ته نشین می‌كنند و در روز گرم مورد استفاده قرار می‌دهند. عمیق بودن این حیاط به سایه دار بودن آن نیز كمك می‌كند.
– ششمین اصلی كه مردم كویرنشین كرمان به آن توجه كرده‌اند خشكی هوا و امكان خنك كردن آن به كمك برودت تبخیری آب بوده است. این آگاهی به صورت استفاده از باغچه و حوض آب و فواره در خانه‌ها جلوه می‌كند.
– هفتمین اصل، كشیدن هوای مطبوع حیاط و محیط خارج به داخل اتاقهاست. بادهای شمالی و شمال غربی كرمان از جمله بادهای مطبوعی هستند كه در تابستان به مدد ساكنان این شهر شتافته‌اند. معماران بومی كرمان با ابداع زیباترین بادگیرها این هوای مطبوع را به داخل اتاقها كشیده و بخش تابستان نشین خانه را دلنشین كرده‌اند. از آنجا كه این بادها در بسیاری از موارد با گرمای نسبی نیز همراه بوده، با ساختن حوض‌هایی در قسمت تابستان نشین بادهایی را كه از بادگیر عبور می‌كردند از روی این آبها عبور می‌دادند و بدین صورت موجب تعدیل درجه حرارت آن می‌شدند.
– هشتمین اصل استفاده بهینه از گرمای آفتاب، یا به عبارتی دیگر حفظ فضای داخلی از گرمای ناخواسته خورشید در تابستان و بهره‌مند بودن آن از گرمای مطبوع زمستان است. در این شهر اتاقهای رو به جنوب شرقی و جنوب بهترین موقعیت را از نظر جذب گرمای خورشید در زمستان دارند. ضمن اینكه پنجره‌های این اتاقها در اكثر مواقع سرد، آفتاب مطبوع را به داخل اتاق می‌كشانند.
– نهمین اصل، حفظ خنكی هوای اتاق در تابستان و حفظ گرمای آن در زمستان است كه در چنین محیط نامساعدی با مشقت فراوان به دست آمده است. آنچه در این خصوص معماران بومی را به تفكر وا داشته استفاده از مصالح مناسب و در عین حال موجود در منطقه است. استفاده از دیوارهای خشتی ضخیم و سقف‌های به ناچار منحنی خشتی، كه تنها مصالح قابل دسترس در كویر بوده است.

 

توسعه پایدار:

توسعه پایدارشهری یعنی تغییرتراکم وکاربری اراضی شهری درجهت رفع نیاز های اساسی مردم درزمینه مسکن,حمل ونقل,فراغت و…به گونه ای که شهرازنظرزیست محیطی قابل سکونت وازنظر اقتصادی قابل دوام وازنظراجتماعی دارای برابری باشد.سیاست های اصولی توسعه پایدار می توان به چهار گروه زیرتقسیم کرد:

1- به حداقل رساندن مصرف منابع طبیعی تجدید ناپذیر
2- پایدار ساختن مصرف منابع تجدیدپذیر
3- نگهداشتن حد تولید ضایعات وآلودگی ها در میزان ظرفیت جذب محلی وجهانی
4- تامین نیازهای پایه انسانی واجتماعی..
اهداف اصلی توسعه پایدار:
اهداف توسعه پایدارعبارتناز الف:تامین نیازهای اساسی-ب:بهبود استانداردهایزندگی برای همه-ج:حفاظت ومدیریت بهتر اکوسیستم ها,که در همه ی سطوح های سازمان فضایی(محلی,ملی,منطقه ای وجهانی) لازم الاجرا می باشد.

 

عناصر و روابط لازم برای توسعه پایدار

طراحی پایدار در عرصه معماری وشهرسازی:

طراحی پایدار در عرصه معماری و شهر سازی یک سبک جدید همانند مدرنیسم یا دیکانستراکشن نیست بلکه یک روش در تفکر طراحی است که اساس آن هماهنگی با طبیعت است.به هر شکل در طراحی پایدار ساختمان و شهر به مانند موجودات زنده در نظر گرفته می شوند که غذا می خورند(مصرف سوخت)،ضایعات پس میدهند،دارای عمر می باشند،پیر می شوندودر نهایت می میرند.یعنی ساختمان نیز مانند سایر عناصر موجود در طبیعت دارای سه فرایند پیدایش،رشد و زوال می باشد و به عنوان جزیی از طبیعت باید در چارچوب آن باشد نه فراتر از آن و به سوی پایداری حرکت نماید.

اصول طراحی پایدار در زمینه های معماری و شهر سازی

این اصول شامل موارد زیر می باشد:
1.گوناگونی 2.اقلیم 3.هویت فرهنگی ومنطقه ای 4.پوشش ساختمان ها 5.جانمایی و چیدمان فضاها 6.مصالح ساختمانی 7.تکنولوژی جایگزین و گوناگونی تنوع.
تنوع و گوناگونی از عواملی است که باعث تساوی و عدالت بیشتر در هر سیستمی می شود که از اساسی ترین اهداف توسعه پایدار نیز است.یک اصل معروف در میان زیست شناسان و محیط شناسان وجود دارد که مناطقی که در آنها حیات وجود دارد،اگر دارای تنوع وگوناگونی بیشتری باشند،در مقایسه با مناطقی که یکنواختند و دارای تنوع وگوناگونی کمتری هستند سالم ترند.

شهر پایدار:

شهر پایدار ,شهری است که از نظر رشد و توسعه اقتصادی ,در آمد زایی واشتغال بتواند نیازهای شهروندان را برآورده سازدواز لحاظ زیست محیطی به وضعیت بهداشتی ,سلامت شهرنشینان توجه نموده ومسایل ومشکلاتی از نظر آلودگی هوا ,آب و فضاهای سبزوتفریحی وگذراندن اوقات فراغت وغیره نداشته باشد. مبانی نظری برنامه ریزی شهر پایدار مبتنی بر حفاظت از اراضی ,الگوی توسعه پایدار شهر ,زیربنای مفید,کنترل رشد ,صرفه جویی در انرژی ساختمان ,تراکم متعادل ,تغییر در کاربری ها ,حفظ فرهنگ وسنت هاوارزشها,روی آوری به مصالح وهنر های بومی ,طراحی بر مبنای عابر پیاده,استفاده از دوچرخه,استفاده کاراتر از زمین,استفاده بیشتراز اراضی درون شهروبافتهای خالی,استفاده جدید از بناهای قدیمی,احیای اراضی تخریب شده,دوری از مکانهای دارای آسیب از قبیل مسیلها وفرساییش ولغزش گسل و……پایداری مسکن,توجه به شبکه پیوسته از فضاهای سبزمحله ای وناحیه ایدر شهر,ایجاد باغچه های شهری است.این نظریه تلفیقی از مکتب طبیعت گرایی وتوسعه پایدار وفرهنگ گرایی بااستحکام مبتنی بر تکنولوژی وسازه ای قوی راپیشنهاد می کند.اقتصاد شهر پایدار باید متکی بر اشتغال زایی,صنعت وتجارت پایداربدون تاثیر نامطلوب در طبیعت باشد.لذا حداقل آلودگی,مصرف کم انرژی از اصول شهرپایداراست.

اما شهر پایدار در پیرو این مطالب شهری است که جنبه های فیزیکی و کالبدی شهرونیز توسعه بهینه آینده شهربه ویژه در بخش های مسکن توجه داشته وازنظر کاربری های شهری هماهنگ ومنسجم عمل نماید ومشارکت شهروندان را در حل تمامی مشکلات شهری دارا باشد.به عبارت دیگر توسعه پایدار از پایین به بالا جهت امر برنامه ریزی ومدیریت شهری در سطح محلات ومناطق شهری داشته باشد وفرهنگ شهرنشینی وشهرگرایی(تولید,توزیع ومصرف)در سطح شهر به وضوح دیده شود ودر نهایت شهری باشدبرای همه شهرنشینان .

توسعه پایدار شهری یعنی تغییر تراکم وکاربری اراضی شهری جهت رفع نیازهای اساس مردم در زمینه مسکن ,حمل ونقل ,فراغت وغیره به گونه ای که شهر از نظرزیست محیطی قابل سکونت ازنظر اقتصادی قابل دوام واز نظر اجتماعی دارای برابری باشد.به نحوی که تغییرات تکنولوژی و صنعتی شهرها ملازم وهمراه باایجاد اشتغال ,تامین مسکن وحفظ شرایط زیست محیطی مناسب باشد.
شهرسازی پایدار ونقش برنامه ریزان وشهرسازان به شهر پایدار:
شهرسازی سنتی جدید که امروزه به نام شهرسازی جدید (new urban planning )معروف شده است بسیاری از عناصر کالبدی شهر پایدار را معرفی کرده است.مهمترین اجزای چنین شهری تاکید بر عابر پیاده,ترکیب واختلاط کاربری ها وتاکید بر عملکردهای اجتماعی را به عنوان عامل وحدت بخش بناهای وفضاهای عمومی شهری تبیین کرده است .در واقع این موضوع پیوندی مناسب با معماری شهری بم دارد در جایی که ما شهر کهنه بم رامجهز به ارگ ومسجد وبازاری می بینیم که تاسیسات شهری با ترتیب بارز و روشنی دست در دست هم داده اندتا این اصل را به ثبوت رسانند كه, نیروهای تصمیم گیرنده محلی, در درون شهر اسلامی قرار دارد.بنابراین توجه به جنبه ها ی کالبدی وفیزیکی شهرعاملی موثر در ایجاد شهری با ویژگی های پایدار در رسیدن به توسعه پایدار می باشد.

 

 

ارگ بم

شکل2-ارگ بم

فرآيند شهرسازي بايدبا پنج هدف اساسي به كار گرفته شود:
خردگرايي وكارايي: كه در توسعه پايدار شهري بايد سه عامل تشكيل دهنده پايايي توسعه شهري مدنظر قرار گيرد. عامل اقتصادي ، عامل اجتماعي وعامل زيست محيطي ادغام اين عاملها برآيند خردگرايانه اي از كارايي فعاليتهاي اقتصادي با توجه به ابعاد اجتماعي توسعه و حفظ محيط زيست شهري خواهد بود.
گسترش دامنه انتخاب مردم : شهرسازي بايد بتواندزمينه گسترده اي از گزينشها را فراهم كند؛ تا جامعه بتواند با آزادي و بينش كامل وآگاهانه مسير تغييرات آينده و هدفهاي توسعه را برگزيند.
هدايت بازار رقابت آزاد : تدوين الگويي هديات گر براي ايجاد نظم در فعاليتهاي بازار رقابت ازاد جامعه
ارتقاي سطح آزادي مردم : شهرسازي با اعمال خواستهاي متفاوت گروه هاي مختلف شهروندان، ايجاد توافق در مورد خواست عمومي : هنر شهرسازي در اين است كه بتواندتعامل و تعادلي ميان خواستهاي كليه گروههاي ذينفع شهروندان ايجاد نمايد.

شهر سبز:

بنا به تعریفی که سازمان حفاظت محیط زیست در همایش شهر سبز ارایه داده است.شهری است کهمردم در آن نسبت به محیط زیست خود (هوا,آب,خاک,گیاهان,جانوران,انسان ها)احساس مسولیت می کنند ودر مشارکت با نهادهای مدنی وسازمان های دولتی محیطی سالم وآرام وپرنشاط با حداقل استانداردهای زیست محیطی به وجود می آورند.در این شهر سرانه فضای سبز ,آلودگی های دیداری وشنوایی در سطح قابل قبول وسرانه تولید زباله کمترین است وبهترین شکل بازیافت مواد به همراه جداسازی آن ازمبدا وجود دارد.همچنینمصرف انرژی ومواد در آن بهینه ونزدیک به استانداردهای جهانی است..

 

فرآيند شهرسازي

 

شهر سالم:

شهرها زمینه ساز توسعه استراتژی هایی هستند که از آن طریق بهداشت را می توان ارتقاداد وروابط وکنش های انسانی را بهبود بخشید.شهرها دارای ظزفیت بی نظیر هستند که ازآن طریق است که انسانهای سالم ومولدرا می توان بهوجود آوردوشهرهای سالم را می توان پایه گذاری کرد.بنابراین شهر سالم شهری است که در درجه اول امکانات زندگی را برای انسان ,حیوان ,وگیاه فراهم کند.این شهر باید بتواند شرایط بقا وادامه حیاط خود را دارا باشد.

جمع بندي:

ازجمع بندي تعاريف گوناگون ارايه شده از توسعه پايدار,ميتوان الزامات زير راچنين برشمرد:
1- تعالي انسان, بهبود كيفيت زندگي انسان
2- برخورداري ازدستاوردهاي توسعه به سوي عدل
3- حفظ محيط زيست,استفاده بهينه از منابع تجديد ناپذير
4- تعالي وتوسعه براي همه نسل هاي كنوني وآتي
همچنين دارا بودن شهري با ويژگي هاي شهر پايدار مستلزم وجودعواملي است كه عبارتند از : تاکید بر عابر پیاده,ترکیب واختلاط کاربری ها وتاکید بر عملکردهای اجتماعی به عنوان عامل وحدت بخش بناهای وفضاهای عمومی شهری و….اقتصاد شهر پایدار باید متکی بر اشتغال زایی,صنعت وتجارت پایداربدون تاثیر نامطلوب در طبیعت باشد.لذا حداقل آلودگی,مصرف کم انرژی از اصول مهم شهرهاي پایداراست.
اما هدف گذاري ما در اين مقاله معرفي اصول وويژگي هاي معماري پايدار در زندگي شهري وتبيين وپيوند آن در زندگي واريه راهكارهايي در جهت پيشبرد زندگي وپيشبرد اهداف شهري به سوي زندگي شهري پايدار است جايي كه ما در آن بابهرگيري از شرايط مناسب عوامل پيشرفت علمي وعملي شهر را از طريق رعايت اصول زيست محيطي.اقتصادي, اجتماعي واشتغال زايي و…راايجاد نماييم.

راهكارهاي مورد بررسي وپيشنهادي در معماري كوير وشهر بم در جهت ايجاد اصول پايدار در معماري شهري كه در دو بخش كلي وعمومي مورد بررسي وكنكاش قرار داده ايم:

بخش كلي:

1- به حداقل رساندن مصرف منابع طبیعی تجدید ناپذیر
2- پایدار ساختن مصرف منابع تجدیدپذیر
3- نگهداشتن حد تولید ضایعات وآلودگی ها در میزان ظرفیت جذب محلی وجهانی
4- توجه بيشتر به بافت هاي سنتي وايجاد ارتباط با بافت هاي جديد
5- تامین نیازهای پایه انسانی واجتماعی..

بخش عمومي:

1- حفظ فرهنگ وسنت هاوارزشها
2- روی آوری به مصالح وهنر های بومی
3- دوری از مکانهای دارای آسیب از قبیل مسیلها وفرساییش ولغزش گسل
4- احیای اراضی تخریب شده
5- استفاده بیشتراز اراضی درون شهروبافتهای خالی
6- حفاظت از اراضی
7-استفاده از ويژگي هاي توريستي ومعماري كوير در جهت اشتغال زايي
8- سلامت شهرنشینان ومسایل ومشکلاتی از نظر آلودگی هوا ,آب و فضاهای سبزوتفریحی وگذراندن اوقات فراغت
و…….

اميد است با بهرگيري مناسب وكارامد از عوامل موجود قدمي در راه آباداني ايران عزيز برداريم.

 

منابع,مقالات:

1- حسین زاده دلیر،کریم،1375،عوامل ساماندهی مکان،دانشگاه تبریز

2- حسین زاده دلیر،کریم،1375،تکنیکها و اصول برنامه ریزی شهری،دانشگاه تبریز

3- بحرینی،حسین،1382،توسعه و توسعه پایدار،یک تحلیل نظری،سمینار محیط زیست و توسعه پایدار
4- کاظمی محمدی،سید مهدی،1378،ارزیابی توسعه پایدار در توسعه شهری،دانشگاه تربیت مدرس
5-مكتول،رضا.(1374).توسعه پايدار،مجله بنا،شماره 1،تهران،صفحه5
6-صرافي،مظفر(1375):(توسعه پايدارومسوليت برنامه ريزي شهري)معماري وشهرسازي،شماره35،ص48و49
7-گيلرت،آلن-گالگر،ژورف(1375)شهرها،فقرهاوتوسعه،شهرنشيني در جهان سوم .ترجمه پرويزكريمي ناصري،تهران،اداره كل روابط عمومي وبين الملل شهرداري تهران
8- بحريني- سيدحسين.(1376):((شهرسازي وتوسعه پايدار))رهيافت.شماره هفدهم.ص28-39
9-الكساندر،كريستوفر،توري جديد شهري،ترجمه شركت طا ش ،1373
10-پور جعفر،محمدرضا،مباني بهسازي ونوسازي بافت قديم شهرها،دانشكده هنر ومعماري تربيت مدرس،1378
11- بحريني- سيدحسين.(1376):((شهرسازي وتوسعه پايدار))رهيافت.شماره هفدهم.ص18-21
12-چرمايوف .سرخ.الكساندر.كريستفر.عرصه هاي زندگي جمعي وزندگي خصوصي. منوچهر مزيني . انتشارات دانشگاه تهران.1382.
13- -صرافي،مظفر(1375):(توسعه پايدارومسوليت برنامه ريزي شهري)معماري وشهرسازي،شماره35،ص26و29

مقالات مرتبط

موسيقي، ذهن و بدن

 

درباره شرکت آمود افراز

 

تاثير فرهنگ بر معماري

تئـوری گشتـالت Gestalt psychology

” جهل ” عامل اصلی تخریب آثار تاریخی

 

صنعت گردشگری نیاز امروز کشور

طراحی محیطی در معماری

 

 

آوايي از ستيغ كوه تا بلنداي هنر معماري

 

ایجاد بستری مناسب برای ترور رسانه ایی

 

قلعه رودخان شگفت انگیزترین بنای نظامی ایران

ماجرای درخت ارغوان خانه سایه به دهه 30برمی‌گردد؛ به زمانی که این شاعر خانه‌ای را در خیابان کوشک تهران خریداری کرد. در حیاط این خانه یک تنه خشک‌شده درخت ارغوان وجود داشت که همان زمان برخی از دوستان این شاعر معاصر پیشنهاد کردند آن را قطع کرده و از فضای آن برای کاشت گیاهان دیگری استفاده کند.

اما ابتهاج این کار را نکرد. برعکس با تمام عشق و محبت خود به این درخت خشکیده رسیدگی کرد تا جایی که سرانجام ارغوان دوباره جان گرفت و سبز شد. استاد ابتهاج در سال 2012 و هنگامی که می‌خواست شعر ارغوان را در دانشگاه «یو‌سی‌ال‌ای» لس‌آنجس بخواند، درباره ماجرای این درخت گفت: «در خانه‌ای که داشتم، یک کنده‌ای از زیر خاک درآمده بود که قطر کنده زیاد بود و به‌نظر می‌رسید که این درخت باید 500، 400، 300سال عمر داشته باشد که یا پوسیده شده یا آن را بریده‌اند. بعد از چند هفته از دور این کنده یک پاجوش‌های نازک سبز روشن بیرون زد و من سعی کردم در مدت بنایی نگذارم آنجا آهک و آجر بریزد. در نهایت این پاجوش‌ها هر کدام به یک تنه ضخیم درخت تبدیل شدند!».


اما آن تنه خشکیده درخت که بعدها تبدیل به درختی تنومند شد، برای شاعر قصه ما فقط یک درخت نبود. عشق باغبانانه سایه به ارغوان از این درخت یک نماد ساخت؛ نماد خانواده، وطن، باورها و عقاید این شاعر معاصر. در همان نشست سال 2012، شاعر ارغوان درباره وابستگی‌اش به این درخت گفت: «این درخت ارغوان با بچه‌های من قد کشید و بزرگ شد. من به‌خود درخت واقعا دلبستگی پیدا کردم و در آن سالی که از خانه و زندگی جدا و دور بودم، یاد این درخت همیشه با من بود و به یک سمبل برای همه‌‌چیز تبدیل شد؛ به سمبلی برای زن و بچه، زندگی خصوصی، آرزوها و آرمان‌ها و تصورات و ایده‌هایی که آدم برای جهان و انسان دارد».

 

 مقالات مرتبط 

درباره شرکت آمود افراز

توسعه معماری پایدار درنظام اکولوژیکی (بوم شناختی ) درعرصه معماری وشهرسازی در کویر

تاثير فرهنگ بر معماري

” جهل ” عامل اصلی تخریب آثار تاریخی

 

صنعت گردشگری نیاز امروز کشور

طراحی محیطی در معماری

https://virgool.io/@m_43081772/%D8%AC%D9%87%D9%84-%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%84-%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C-%D8%AA%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%A8-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DB%8C-n02yupwnodtr

 

https://virgool.io/@m_43081772/%D8%AC%D9%87%D9%84-%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%84-%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C-%D8%AA%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%A8-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DB%8C-n02y

 

امیر هوشنگ ابتهاج یکشنبه ۶ اسفند ۱۳۰۶ در رشت متولد شد. پدرش «آقاخان ابتهاج» از پزشکان رشت و مدتی رئیس بیمارستان پورسینای این شهر بود. پدربزرگ او «ابراهیم ابتهاج الملک» گرگانی و مادربزرگش اهل رشت بود.[۳] پدربزرگش را در زمان تسلط جنگلی‌ها به تحریک ملایان قشری حامی روس،یکی از اسلامگرایان تندرو با داس کشت.[۴][۵][۶]

برادران ابتهاج یعنی غلامحسین ابتهاج، ابوالحسن ابتهاج و احمدعلی ابتهاج، عموهای امیرهوشنگ هستند.

هوشنگ ابتهاج دوره تحصیلات دبستان را در رشت و دبیرستان را در تهران گذراند و در همین دوران اولین دفتر شعر خود را با نام نخستین نغمه‌ها منتشر کرد.

ابتهاج در جوانی دلباخته دختری ارمنی به نام گالیا شد که در رشت ساکن بود و این عشق دوران جوانی دست‌مایه اشعار عاشقانه‌ای شد که در آن ایام سرود. بعدها که ایران غرق خون‌ریزی و جنگ و بحران شد، ابتهاج شعری به نام (دیرست گالیا…) با اشاره به‌همان روابط عاشقانه‌اش در گیر و دار مسائل سیاسی سرود.[۷]

سایه در سال ۱۳۴۶ شمسی بر آرامگاه حافظ در جشن هنر شیراز شعرخوانی کرد که باستانی پاریزی در سفرنامه معروف خود (از پاریز تا پاریس) استقبال شرکت‌کنندگان و هیجان آن‌ها پس از شنیدن اشعار سایه را شرح می‌دهد و می‌نویسد که تا قبل از آن هرگز باور نمی‌کرده‌است که مردم از شنیدن یک شعر نو تا این حد هیجان‌زده شوند.

ابتهاج از سال ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۶ شمسی سرپرست برنامه گل‌ها در رادیوی ایران (پس از کناره‌گیری داوود پیرنیا) و پایه‌گذار برنامه موسیقایی گلچین هفته بود.[۸] تعدادی از غزل‌ها، تصنیف‌ها و اشعار نیمایی او را موسیقی‌دانان ایرانی نظیر محمدرضا شجریان، علیرضا افتخاری، شهرام ناظری، حسین قوامی و محمد اصفهانی اجرا کرده‌اند. تصنیف خاطره‌انگیز تو ای پری کجایی و تصنیف سپیده (ایران ای سرای امید) از اشعار سایه است.

سایه بعد از حادثه میدان ژاله (۱۷ شهریور ۱۳۵۷) به‌همراه محمدرضا لطفی، محمدرضا شجریان و حسین علیزاده، به‌نشانه اعتراض از رادیو استعفا داد.[۹]

ابتهاج مدتی به‌عنوان مدیر کل شرکت دولتی سیمان تهران به‌کار اشتغال داشت.[۱۰]

منزل شخصی سایه که خود آن را ساخته (به اشتباه می‌گویند سازمانی بوده‌است) در سال ۱۳۸۷ با نام خانه ارغوان به ثبت سازمان میراث فرهنگی رسیده‌است. دلیل این نام‌گذاری وجود درخت ارغوان معروفی در حیاط این خانه است که سایه شعر معروف ارغوان خود را برای آن درخت گفته‌است.

از مهم‌ترین آثار هوشنگ ابتهاج تصحیح او از غزل‌های حافظ است که با عنوان «حافظ به سعی سایه» نخستین بار در ۱۳۷۲ شمسی نشر کارنامه به‌چاپ رساند و بار دیگر با تجدیدنظر و تصحیحات تازه منتشر شد. سایه سال‌های زیادی را صرف پژوهش و حافظ‌شناسی کرده که این کتاب حاصل تمام آن زحمت‌هاست که سایه در مقدمه آن را به همسرش پیشکش کرده‌است.[۱۱]

در تاریخ ۱۰ مهر ۱۳۹۵ شمسی بیست و سومین جایزهٔ ادبی و تاریخی محمود افشار یزدی در باغ موقوفات افشار به انتخاب اعضای هیئت گزینش جایزهٔ این بنیاد به هوشنگ ابتهاج اهداشد.[۱۲]

در تاریخ پنجشنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۷شمسی در مراسم پایانی ششمین «جشنواره بین‌المللی هنر برای صلح»، نشان عالی «هنر برای صلح» به هوشنگ ابتهاج و ۳ هنرمند دیگر اهداءشد.[۱۳]

هوشنگ ابتهاج نوزدهم مرداد ۱۴۰۱ در سن ۹۴ سالگی در شهر کلن آلمان به علت نارسایی کلیه درگذشت.

 

امروز نه آغاز و نه انجام جهان است
ای بس غم و شادی که پس پرده نهان است

گر مرد رهی غم مخور از دوری و دیری
دانی که رسیدن هنر گام زمان است

تو رهرو دیرینه ی سر منزل عشقی
بنگر که ز خون تو به هر گام نشان است

آبی که بر آسود زمینش بخورد زود
دریا شود آن رود که پیوسته روان است

باشد که یکی هم به نشانی بنشیند
بس تیر که در چله ی این کهنه کمان است

از روی تو دل کندنم آموخت زمانه
این دیده از آن روست که خونابه فشان است

دردا و دریغا که در این بازی خونین
بازیچه ی ایام دل آدمیان است

دل بر گذر قافله ی لاله و گل داشت
این دشت که پامال سواران خزان است

روزی که بجنبد نفس باد بهاری
بینی که گل و سبزه کران تا به کران است

ای کوه تو فریاد من امروز شنیدی
دردی ست درین سینه که همزاد جهان است

از داد و داد آن همه گفتند و نکردند
یارب چه قدر فاصله ی دست و زبان است

خون می چکد از دیده در این کنج صبوری
این صبر که من می کنم افشردن جان است

از راه مرو سایه که آن گوهر مقصود
گنجی ست که اندر قدم راهروان است

امروزه نیاز به شرکت مجری با تخصصی شدن پروسه ساخت به حسب هزینه بالای ساخت و از طرفی اجباری شدن بکار گیری مجری ذیصلاح در تمامی پروژه های ساختمانی شرکت آمود افراز آماده ارائه خدمات مهندسی  به تمام سازندگان ساختمانی  می باشد.

اطلاع از حدود قوانین و بروکراسی اداری باعث سرعت و آرامش کارفرما می شود

 

درهر مرحله از عملیات ساخت نیز و شناخت مصالح و پروسه  منجر به صرفه جویی می شود

که در نهایت سود دهی پروژه شامل  رشد چشم گیری می شود.

 

شرکت آمود افراز با شعار آوردگاه مهارت و دانش

مشاور تخصصی کارفرما از دستور نقشه تا پایان کار است.

 

 

 

تدوین طرح توجیهی قبل از ساخت

طراحی معماری با بیشترین تعداد پارکینگ و بهینه ترین پلان

پیگیری های حقوقی از ارگان های ذیربط

برپایی کارگاه و معرفی زبده ترین اکیپ های اجرایی

معرفی سرپرست کارگاه و ایمنی

مدیریت منابع انسانی و مصالح

نظارت بر فعالیت پیمانکاران

تهیه نقشه های ازبیلت( چون ساخت)

تدوین شناسامه فنی ساختمان

آپارات

 

لینکدین

 

شرکت آمود افراز آسمان
مجری ذیصلاح نظام مهندسی

 

اگر یک منبع نوری طبیعی یا مصنوعی را در نظر بگیریم ، امواج تابش شده از این منبع به شکل کره هایی متحد المرکزند . حال اگر انسان را مبدا سنجش قرار دهیم در آن صورت    می توان گفت که ما در مرکز امواج نوری زیستن را تجربه می کنیم.

 

همانطور که می دانیم ، موج های نوری سینوسی اند و از Tap های متوالی  ناشی از ارتعاش منبع مرتعش – در اینجا ،منبع نور- ایجاد می شوند. بنابراین ما از این Tap ها ( آشفتگی های دوار)مجموعه هایی  را-  یعنی تجسمات ذهنی-  می سازیم.

 

تماشای تصاویری که چشم از این مجموعه دریافت میکند و شرکت در ساخت آنها  مبنای خلاقیت بصری است. اما باید توجه داشت که میان آنچه چشم می بیند و آنچه مغز ادراک     می کند ، تفاوت بسیار حاکم است.

 

آنچه ما از فیزیولوژی چشم آدمی دانسته ایم این است که چشمان او تنها ابزار عبور امواج نوری از عدسی چشم و تابش آن به پرده شبکیه هستند . از آنجا به بعد تمام آن چیزی که رخ می دهد فراشدی است که توسط مغز  صورت   می گیرد و جهان رویت شده را برای انسان قابل ادراک می سازد.

 

به این  اعتبارهر فرم در فاصله x متری از چشم ناظر با کنش دیدن –ادراک  است که بدست می آید . اما از آنجاییکه بین کنش دیدن و درک کردن فاصله زمانی بی نهایت کوچک است . مغز آن را نادیده می گیرد.

 

بنابراین بین نگاه کردن به یک فرم و درک آن هیچ فاصله زمانی که بتوان آن را ( با فرض اندازه گیری) حس کرد وجود ندارد . اما این ادراک از کجا می آید ؟

پاسخ به همین پرسش را نیز باید در مغز جستجو کرد . مغز است که تجسم می کند حتی اگر چشم ها بسته باشند . اما پیش از آن باید چیزی برای دیدن وجود داشته باشد و چشمی که آنرا ببیند .  بنابراین به نظر می رسد که  یک بار دیدن برای ادراک کافی باشد.

 

عجالتا از آنچه که گفته شد می توان چنین نتیجه گیری کرد که تصویردیدن و تصور کردن در هم تنیده اند و هر یک دیگری را می سازند بنا براین می توان آن را تجربه تجسمی تصویر نامید یعنی کاری که گئورگی کپس در کتابش  زبان تصویر کرده است.

 

او بر این باور است که تصاویر تجسمی در نتیجه کنش متقابل نیروهایی به وجود می آیند که هر یک  میدان های مربوط به خود را دارند (  منظور کپس دقیقا پدیده ای است که در فیزیک الکترومغناطیس با آن طرفیم یعنی نیروهای ناشی از میدان های الکتریکی ومغناطیسی .) وحضور این نیروها را به  وجود خود مشروط می سازند.

از طرف دیگر تجربه تصاویر تجسمی کلیت دارد. یعنی کنش های آنها به وسیله بخش های منفردشان تعین نمی پذیرد بلکه برعکس ، این بخش های منفرد است که  وجودشان مشروط به طبیعت ذاتی و یکپارچه تصاویر تجسمی است .

کپس در ادامه می نویسد که تجربه هر تصویر حاصل یک رشته فعل و انفعالات میان نیروهای مادی بیرونی و درونی است. نیروهای بیرونی که برمبنای میدان های مربوط به خود عمل می کنند همان منابع نورانی اند. ( منابع طبیعی یا مصنوعی ) .

نیروهای حاصل از این منابعند که چشم را بمباران می کنند و تغییراتی ( کپس ماهیت و چگونگی این تغییرات را توضیح نمی دهد ) بر روی شبکیه چشم ایجاد می کند . در نتیجه نیروهای درونی شخص ( که مغز مولد آن است) ، نیروهای بیرونی را در تناسب با خود تغییر شکل و نظم و صورت می دهند.

این همان چیزی است که از آن به فرم یاد می کنیم . این فرم بسته به هر مغز متفاوت به شکلی متفاوت ادراک می شود و بنابراین به همان اندازه که هرگونه اشتراک میان دیدن یک تصویر تجسمی – مثلا یک لکه سرخ بر صفحه سفید- امری است طبیعی ، اختلاف میان ادراک حاصل از آن نزد دو شخص متفاوت نیزطبیعی است به نحوه عملکرد مغزدر واکنش نسبت به آن بازمی گردد.

بدین اعتبار می توان گفت که هر شخص رنگ قرارداد شده سرخ را به شکلی سرخ می بیند که نیروهای درونی اش پس از مداخله و به تعادل کشاندن نیروهای بیرونی به آن      سامان می دهند و به این اعتبار هیچ  رنگ سرخی نزد دو شخص یکسان درک نمی شود.

کپس در ادامه  می نویسد که تصویر تجسمی که به مثابه تجربه ای  دینامیک ( پویا و در هر لحظه در حال تغییر) از انرژی نورانی  تلقی  شده است ، از طریق چشم تماشاگر سیستم عصبی او را نورباران می کند و فوتون های نوری بر سطح تصویر و بر روی رنگدانه های متفاوت با گستردگی های متفاوتی عمل میکنند.

طبیعت این رنگدانه ها  تاثیرات نور را به شکل رنگ و درجات آن و همچنین میزان غلظت و اشباع و حد هندسی آنها  در فضای مادی پایه گذاری می کند و در مجموع ، این عوامل هستند که لغتنامه زبان تصویر را می سازند .

نکته آخر اینکه باید توجه کرد که چون درهر تجربه عینی ، دستگاه مرجع بیرونی در زمانی بی نهایت کوچک به بخشی از دستگاه مرجع درونی تبدیل می شود تفکیک آنها از یکدیگر ساختگی  و تنها برای سهولت در فهم کارکرد آن است.

 

میدان دید

حال بیایید  و لکه دایره ای شکل سفید رنگی درون یک مستطیل سیاهرنگ  تجسم کنیم .  به دلیل آنکه هر یک از ما حداقل یک تصویر از مستطیل سیاهرنگ و دایره سفید رنگ درون آن دیده ایم ، تجسمش کاری است ساده . این تجسم ، همانطور که در سطور پیشین بدان اشاره شد نزد دو مغز متفاوت ، متفاوت است .

 

تجارب  “ولفگانگ کوهلر” روانشناس آلمانی (1967-1887) که در کتابش با عنوان “Physical Gestalten” نشان می دهد که نیروهای برخوردار از جذابیت بصری مانند :

نقطه- خط و سطح بر زمینه ای از میدان های الکتر ومغناطیسی قرار دارند ، طوری که این زمینه و میدان را هرگز نمی توان از یکدیگر جدا کرد.

بنابرآنچه گفته شد  واحدهای بصری را می توان به مثابه مجموعه  پذیرفت  و نه واحد های منفرد و منفک از هم . به عبارت دیگر ما هرگز نمی توانیم بخش هایی از یک ابژه را به طور مجزا از هم ببینیم چراکه شیوه به چشم آمدن هر بخشی از شی نه تنها به تحرک موجود در آن قسمت بلکه به موقعیت بخش های دیگر آن و از جمله زمینه وابسته است.

در مثال بالا ، تجسم دایره سفید رنگ  به واسطه اجزا تشکیل دهنده دایره، قرار گرفتن آن درون مستطیل و در نهایت زمینه ای که مستطیل در آن قرار دارد وابسته است و هیچ یک را بدون وجود دیگری نمی توان تجسم کرد.

 

بدین گونه است که

1-     کیفیت دید ابژه ها به کیفیت نوری که از آنها بازتابش می شود بستگی تام  دارد.

2-  کیفیت ادراک آن به زمینه بازمی گردد. مثلا یک مربع اندک نامنظم در یک زمینه شلخته منظم به نظر می رسد . اما همین شکل در یک زمینه همسان خود که با دقت ریاضی بالایی اندازه گیری و ترسیم شده است نامنظم نمایان خواهد شد.

3-     این کیفیت ادراک همانگونه که پیشتر از آن بحث شد از تئوری گشتالت پیروی می کند

 

بنابراین در میدان دید ، نه روشنی و اشباع از کیفیتی مطلق برخوردار است و نه هیچ مقیاس مطلقی برای بزرگی یا کوچکی – کوتاهی یا بلندی و…می توان در نظر گرفت.

خلاصه آن که به چشم آمدن هر واحد بصری- فرضا یک نقطه- به واسطه روابط پویا با میدانهای نوری پیرامونش قابل بحث و بررسی است. در این جا توجه به یک نکته ضروری است و آن این است که گستره فرم- رنگ- ارزش و میزان اشباع آن و درنهایت مقیاس های هندسی واقع بر سطح دو بعدی به طرزقیاس ناپذیری نسبت به  گستره فرم- رنگ- ارزش و میزان اشباع آن و درنهایت مقیاس های هندسی واقع در محیط پیرامون آن محدود است.

 اما از آنجاییکه تجسم آدمی نامحدود و نامتناهی است از طریق به کار گیری اصل نسبی بودن میدانهای نوری می تواند بر سطح دوبعدی تصویری خلق کند که تجسم آن توسط خود او یا ناظر دیگربا  کیهانی که قابل رویت است هماورد باشد.

 

 

 

 

مقالات مرتبط

 

آوايي از ستيغ كوه تا بلنداي هنر معماري

 

ایجاد بستری مناسب برای ترور رسانه ایی

 

 

معماری و شهرسازی مناطق کویری و حاشیه ی کویر در ایران (کرمان)

 

درباره شرکت آمود افراز

 

تاثير فرهنگ بر معماري

تئـوری گشتـالت Gestalt psychology

” جهل ” عامل اصلی تخریب آثار تاریخی

 1

طراحی محیطی در معماری

 

 

معماری و شهرسازی مناطق کویری و حاشیه ی کویر در ایران (کرمان)

 

 

 

آوايي از ستيغ كوه تا بلنداي هنر معماري

 

ایجاد بستری مناسب برای ترور رسانه ایی

 

 

 

آیا دیجیتال مارکتینگ برای معماران و سازندگان امکان پذیر است و متخصصان ساخت ساختمان ها نیز می توانند از این نوع بازاریابی استفاده کنند؟ پاسخ این سوال برای بسیاری از فعالان حوزه ساختمان هنوز بی جواب باقی مانده است. بازاریابی یکی از مهمترین اصول در هر نوع کسب و کاری است. صاحبان کسب و کارها برای معرفی خود به بازار، حفظ سهم بازار و یا توسعه بازار خود نیاز به تبلیغات و بازاریابی دارند.

باید گفت که برای هر نوع از محصول یا خدمات نوعی از تبلیغات و یا بازاریابی می تواند کاربرد بیشتری داشته باشد. اما به صورت کلی باید گفت که دیجیتال مارکتینگ اگر به درستی و به صورت تخصصی بر روی یک خدمات یا محصول اجرا شود، می تواند بهترین بازخورد را برای صاحبان کسب و کار داشته باشد. در این مطلب سعی خواهیم کرد تا اصول و نکاتی را بررسی کنیم که می تواند دیجیتال مارکتینگ برای معماران و سازندگان ساختمان ها را موفق کند.

دیجیتال مارکتینگ چیست؟

برای بررسی دقیق تر نحوه عملکرد در حوزه دیجیتال مارکتینگ، ابتدا بهتر است شناخت کاملی نسبت به آن داشته باشیم. دیجیتال مارکتینگ و یا بازاریابی در فضای مجازی به مجموعه اقداماتی گفته می شود که برای یک کسب و کار انجام می شود. با این اقدامات تلاش می شود تا بتوان از طریق فضای مجازی، اینترنت، شبکه های مجازی و سایر بسترهای موجود در اینترنت، محصولات و خدمات آن کسب و کار به مخاطبان و مصرف کنندگان مستقیم و یا غیر مستقیم آن خدمت یا محصول معرفی شود. اما این پایان کار نیست، دیجیتال مارکتینگ کمک خواهد کرد تا در نهایت بتوان از طریق این امکانات مشتریان بیشتری برای محصولات یا خدمات کسب کرده و همچنین سطح رضایت و وفاداری مشتریان حال حاضر یک بنگاه اقتصادی را افزایش داد.

خدمات دیجیتال مارکتینگ برای معماران و سازندگان چه مزایایی دارد؟

همانطور که گفته شد، همه فعالیت های اقتصادی نیازمند بازاریابی هستند. معماران و فعالان حوزه ساخت و ساز نیز به این موضوع نیاز دارند. خدمات بازاریابی دیجیتال در مرحله اول به شما کمک خواهد کرد تا مشتریان بیشتری را به سمت خود جلب کنید. همچنین از دیگر مزایای اختصاصی دیجیتال مارکتینگ، هزینه کمتر آن نسبت به بازاریابی در دنیای واقعی است.

باید گفت با توجه به ابزارهایی که در فضای اینترنت وجود دارد، شما به راحتی می توانید عملکرد خود در این زمینه را بررسی کرده و در صورت نیاز فعالیت های دیجیتال مارکتینگ برای معماران و سازندگان را بهبود ببخشید. از دیگر مزایای دیجیتال مارکتینگ امکان ارزیابی و تحلیل بهتر رقبا است. به یاد داشته باشید که بسیاری از رقبای شما در این صنعت وارد حوزه دیجیتال شده و از آن برای کسب و کار خود استفاده می کنند. شما با استفاده از بیزنس کوچینگ برای معماران و سازندگان می توانید عملکرد آنها را نیز بررسی کرده و برای فعالیت خود ایده های بهتری کسب کنید.

مزایای دیگری برای بازاریابی اینترنتی

در دنیای بازاریابی مسئله ای به عنوان ارائه محتوا به مخاطب مرتبط وجود دارد. بسیاری از اقدامات بازاریابی و یا تبلیغات مخصوصا در فضای حقیقی با این مسئله روبرو بوده و امکان ارتباط با مخاطب اصلی به سختی امکان پذیر می شود. اما در بسیاری از امکانات موجود در فضای مجازی این شرایط وجود دارد تا تبلیغات و یا انواع محتوای بازاریابی شما به صورت هوشمند و هدفمند به مخاطب هدف شما ارائه شود.

شاید مزیت بزرگ دیجیتال مارکتینگ برای معماران و سازندگان، امکان ایجاد ارتباط دو طرفه با مخاطبان است. شما در صورتی که به درستی در فضای مجازی حضور داشته باشید، می توانید با مخاطبان خود ارتباط همیشگی و دو طرفه داشته باشید. این امکان به شما فرصت خواهد داد تا از طرز فکر و نیازهای مشتریان خود بهتر آگاه شوید و بتوانید خدمات بهتری به آنها ارائه کنید. در واقع شما می توانید چشم اندازی نسبت به آینده بازار کسب کرده و قبل از سایر رقبا، نیازهای آتی بازار را تامین کنید.

امکان ورود به بازارهایی که قبلا به دلیل محدودیت های جغرافیایی امکان آن را نداشته اید، از دیگر مزایای دیجیتال مارکتینگ است. با استفاده از این فضا شما می توانید به راحتی خدمات خود را به دیگر مناطق ارائه کنید. حتی بسیاری از افراد با استفاده از اینترنت وارد بازارهای جهانی می شوند و به صادرات محصولات و یا خدمات خود می پردازند. انجام این کار در فضای مجازی هزینه ای بسیار ناچیز در مقابل هزینه های بازاریابی بین المللی در فضای واقعی دارد.

در دیجیتال مارکتینگ برای معماران و سازندگان از چه امکاناتی استفاده می شود؟

در دنیای مجازی امکانات نامحدودی وجود دارد. هر آن چیزی که در دنیای واقعی قابلیت اجرا داشته و یا امکان اجرای آن وجود نداشته است را شما می توانید در فضای مجازی و با استفاده از امکانات دیجیتالی انجام بدهید. در نتیجه نمی توان چند مورد اقدام مشخص و محدود را برای دیجیتال مارکتینگ برای معماران و سازندگان نام برد. به یاد داشته باشید که حضور در فضای مجازی برای هر نوع از کسب و کار نیازمند دانش خاص خود است. به همین دلیل به شما پیشنهاد می کنیم تا بیزنس کوچینگ با نوید طاهری را تجربه کنید. در این تجربه، تدوین و برنامه ریزی کمپین اختصاصی خود را خواهید داشت و براساس اصول صحیح و قابل اعتمادی پروژه دیجیتال مارکتینگ خود را پیش خواهید برد.

اگر بخواهیم به صورت کلی به امکانات موجود در فضای مجازی اشاره کنیم باید گفت که در این فضا شما می توانید صفحات اختصاصی خود را در انواع شبکه های اجتماعی داشته باشید و با استفاده از ابزارهای مختلف همچون استفاده از تدوین استراتژی محتوا، سازنده موفق تری بوده و با مشتریان احتمالی بیشتری در ارتباط باشید.

همچنین با استفاده از یک وبسایت اختصاصی که بهبود سئو بر روی آن انجام شده باشد، می توانید جایگاه بهتری در فضای مجازی برای خود ساخته و همچنین به هویت مجازی کسب و کار خود در حوزه معماری اعتبار دوچندانی ببخشید. برای دستیابی به این اهداف باید نکاتی مورد توجه قرار بگیرد که مهمترین آنها را در ادامه به شما معرفی خواهیم کرد.

وب سایت را جدی بگیرید

اگر می خواهید در فضای مجازی حضور موفقی داشته باشید، داشتن یک سایت قوی را فراموش نکنید. این سایت به شما کمک های زیادی خواهد کرد و سایر صفحات شما در انواع شبکه های اجتماعی و یا تبلیغاتی که در سایر بسترهای مجازی انجام می دهید را پشتیبانی خواهد کرد.

اما تنها داشتن یک وب سایت در دیجیتال مارکتینگ برای معماران و سازندگان کافی نیست. سایت شما باید بتواند به درستی مشتریان شما را جذب کند. برای این کار باید انواع محتوایی که بر روی سایت خود ارائه می کنید را با دقت و همچنین براساس اصول سئو تولید کنید. همچنین به یاد داشته باشید که سایت شما همیشه باید به روز باشد. سرعت اجرای سایت شما نیز اهمیت دارد. این سرعت کمک خواهد کرد تا زمان مخاطبان شما هدر نرود. به یاد داشته باشید که مخاطبان در فضای مجازی به سرعت اهمیت می دهند و براساس آن حتی خدمات و محصولات شما را قضاوت خواهند کرد.

فراموش نکنید که سایت شما هرچند فضای زیادی برای ارائه انواع محتوا و معرفی انواع محصولات یا خدمات در اختیار شما قرار می دهد، اما یکپارچگی آن مهم است تا مخاطب سردرگم نشده و در مسیر از پیش تعیین شده توسط شما حرکت کند. در نهایت اینکه به علاقه مندی مخاطبان اهمیت بدهید و محتوایی بر اساس سلیقه آنها تولید و منتشر کنید.

در نهایت نیز به یاد داشته باشید که اگر سایت شما از لحاظ سئو بهینه سازی نشده باشد، در موتورهای جستجو رتبه خوبی نخواهید داشت و در نتیجه مشتریان بالقوه نمی توانند شما را به آسانی پیدا کنند و احتمالا به سراغ رقبای شما خواهند رفت.

شبکه های اجتماعی، راز موفقیت در دیجیتال مارکتینگ

استفاده از شبکه های اجتماعی امروزه نسبت به قبل افزایش پیدا کرده و روز به روز در حال گسترش است. امروزه تقریبا نمی توان فردی را پیدا کرد که گوشی هوشمندی در اختیار داشته باشد و در یک شبکه اجتماعی حضور نداشته باشد. اگر بخواهید دیجیتال مارکتینگ برای معماران و سازندگان را به صورت موفق اجرا کنید باید در انواع شبکه های اجتماعی حضور پررنگی داشته باشید.

البته نیاز نیست در تمامی آنها به یک اندازه فعالیت کنید. براساس استراتژی خود و مخاطبانی که در نظر دارید، شبکه های اجتماعی را اولویت بندی کنید و در آنها فعالیت کنید. اما فراموش نکنید که هر شبکه اجتماعی، فرصتی برای جذب مخاطب است که نباید به راحتی آن را از دست بدهید. برای موفقیت در یک شبکه اجتماعی نیاز به تولید محتوای قدرتمند به همراه برنامه ریزی جذب ترافیک و ارتباط با مخاطبان را در کنار یکدیگر داشته باشید.

اجرای هرکدام از این سه مورد نیازمند تخصص و دانش بوده و باید براساس شرایط هر کسب و کاری مشخص شود. اما به صورت کلی می توان گفت که جذاب بودن محتوا برای مخاطبان، نظم در انتشار محتوا، پاسخگویی همیشگی و دوستانه به مخاطبان از اصولی است که شما را در این راه کمک خواهد کرد.

تبلیغات عمومی در فضای مجازی

شما می توانید برای معرفی بهتر انواع صفحه های خود در فضای مجازی تبلیغاتی را در صفحه های پرمخاطب و یا در سایت هایی که ترافیک بالایی دارند انجام بدهید. این تبلیغات کمک زیادی خواهند کرد تا مخاطبان جدیدی وارد صفحه شما در یک شبکه اجتماعی و یا سایت اختصاصی شما بشوند. اما فراموش نکنید که اگر محتوای خوبی آماده نکرده باشید، مخاطبان به سرعت از صفحه یا سایت شما خارج خواهند شد و به هدف اصلی خود نخواهید رسید.

در نهایت به یاد داشته باشید که مخاطب هدف خود را قبل از شروع به دیجیتال مارکتینگ برای معماران و سازندگان انتخاب کنید. این امر کمک خواهد کرد تا کمپین بازاریابی موفق تری را برنامه ریزی و اجرا کنید.

وبگاه مهندس نوید طاهری

نوید طاهری

 

 

 

 

<a href=”https://www.namasha.com/channel7148825371″>در نماشا ما را دنبال کنید</a>

<a href=”https://www.imna.ir/news/591986/%D8%B7%D9%88%D9%81%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%88%D9%86%D8%B3%D9%88%D9%86-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%B9%D9%84%D9%84-%D9%88%D9%82%D9%88%D8%B9-%D8%B3%DB%8C%D9%84-%D9%88%D8%B6%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86″>توضیحات کامل در مورد پدیده مونسون</a>

<a href=”https://khabarfarsi.com/u/126574426″>درج مقاله در سایت خبر فارسی</a>

آوايي از ستيغ كوه تا بلنداي هنر معماري

 

https://jnaseri.ir/%d8%a7%db%8c%d8%ac%d8%a7%d8%af-%d8%a8%d8%b3%d8%aa%d8%b1%db%8c-%d9%85%d9%86%d8%a7%d8%b3%d8%a8-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d8%b1%d9%88%d8%b1-%d8%b1%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%87-%d8%a7%db%8c%db%8c/

 

 

 

 

 

 

شرحی بر” زبان تصویر” گئورگی کپس